کتاب خیلی نوستالژی و داستان واقعاااااا خوبی داشت ، نویسنده تونسته بود مخاطب رو درگیر داستان کنه و بزازه از فضای ایجاد شده در داستان لذت ببره
📅 1405/06/18
🌙🧚♂️✨
گاهی کتابهایی هستن که از همون طرح روی جلدشون، یه حس دلتنگی و نوستالژی به آدم دست میده؛ انگار داری به یه کهکشان قدیمی و آشنا نگاه میکنی که توی هر ستارهش، یه خاطرهی کودکانه خوابیده.
«پیتر پن» نوشتهی جی. ام. بری برای من دقیقاً یکی از همون کتابهای بیزمانه.
در ظاهر، داستان دربارهی پسره که هیچوقت بزرگ نمیشه و دختریه که برای شنیدن یه قصه، از پنجرهی خونهش به سمت یه جزیرهی جادویی پرواز میکنه.
اما به نظرم «پیتر پن» خیلی بیشتر از یه داستان کودکانهی سادهست.
این کتاب دربارهی خواستنه.
دربارهی کشمکش همیشگی بین موندن در دنیای بیخیالی کودکی و قدم گذاشتن به دنیای پر از مسئولیت بزرگسالی.
اینکه گاهی آدم دلش میخواد همهچیز رو رها کنه و به «ناکجاآباد» فرار کنه، اما توی همون فرار، تهِ دلش میدونه که روزی باید برگرده، بزرگ بشه و زندگی واقعی رو شروع کنه. 🖤🌿
فضاسازی کتاب هم مثل همیشه جادوییه.
آسمون بنفش شبهای ناکجاآباد، ماههای طلایی که به هم میچسبن، کشتیهای دزدان دریایی که توی ابرها شناورن، پریهای کوچیک با بالهای نورانی و جنگلهای انبوهی که از هر شاخهشون یه ماجرا بیرون میپره. انگار کل دنیا توی یه خواب شیرین و ماجراجویانه غرق شده. 🌌⛵️
حس فاصلهای که همیشه در قصه وجود داره؛
فاصله بین «باور کردن» و «رشد کردن».
اینکه وقتی دیگه به پریها اعتقاد نداشته باشی، جادوشون از بین میره، و وقتی خیلی بزرگ بشی، دیگه نمیتونی پرواز کنی.
و شاید یکی از غمانگیزترین چیزهای کتاب همین باشه؛ اینکه پیتر پن برای همیشه توی جزیره میمونه، اما وندی باید بزرگ بشه و زندگیش رو بسازه.
در نهایت، چیزی که بیشتر از همه از این کتاب یادم میمونه، فقط مبارزه با کاپیتان هوک و دزدهای دریایی نیست؛ بلکه اون غم شیرین و دلتنگیست که بعد از بستن کتاب ته قلبم موند.
حس اینکه شاید اون کودک درونمون همیشه یه جایی توی ناکجاآباد منتظر ما باشه.
و شاید اگه یه شب، وسط یه آسمون معمولی، یه ذره غبار طلایی ببینیم، هنوز بتونیم یه بار دیگه پرواز کنیم و به خونهی قدیمیمون برگردیم. 💫🌙
📅 1405/06/17
داستانی رویایی و کلاسیک که خواندنش تو را به دنیایی پر رمز و راز می برد
📅 1405/06/15
طراحی جلد جذاب و محتوای جذاب
📅 1405/06/15
داستان درباره پسری به اسم پیتر پن هست و دوست نداره که بزرگ بشه، پیتر یه شب میره سراغ وندی و برادراش و اونها رو با خودش میبره به اون جزیره جادویی که توش پریدریایی سرخپوستها دزدای دریایی و البته دشمن اصلیش یعنی کاپیتان هوک حضور دارن
یه حس نوستالژی عجیب داره💕
پیتر پن نماد اون بخش از وجود ماست که دوست داره همیشه بازیگوش بمونه و هیچوقت زیر بار مسئولیتهای خستهکننده بزرگسالی نره
📅 1405/06/14
داستانی درباره ی پسری که پرواز و ماجراجویی میکند
بسیار جالب
📅 1405/06/14
بسیار بسیار کتاب زیبا و قشنگی بود
📅 1405/06/13
عالی بود و جالب طراحی هم خوب بود و توجه مخاطب را با اشتیاق به خودش جلب میکرد
📅 1405/06/13
دنیای جادویی پیتر پن و پری های کوچیک جسور و شجاع
همون افسانه هایی که خیلی از ما نوجوان ها باهاش بزرگ شدیم
📅 1405/06/13
پیتر پن✨️
ایدهای جالب و دوست داشتنی که با ترجمهی خوبش کامل شده بود
شخصیت پردازی ها با توجه به سن مخاطبان قابل قبول بود
و به صحنه پردازی درست هم به خوبی پرداخته شده بود
ولی روند داستان،میتونست هوشمندانه تر و گیراتر باشه
طراحی جلد هم که با توجه به داستان زیبا و دوست داشتنی بود
📅 1405/06/11
داستان درباره دختری هستش که همراه با برادراش با پسری که نمیخواد بزرگ شه ملاقات میکنند و پسر اونها رو به دنیای جادوی میبره و اون ها باید با خطرات زیاد و دزدان دریای بجنگن خوشم اومد جالب بود
📅 1405/06/11
کتاب جالبی بود گروهی از بچه ها دور از والدین زندگی میکنن پیتر پن از بزرگ شدن و از تنها بودن میترسه
📅 1405/06/11
داستان پسر بچه بازیگوشی که از بزرگ شدن امتناع می ورزد .
📅 1405/06/09
داستان پسر بچه بازیگوش را روایت میکند ک پرواز و ماجراجویی میکند
📅 1405/06/09
یادداشت ها
هیچ یادداشتی برای این کتاب نوشته نشده است.