بهترین کتاب سال
بهترین مجموعه داستان رمان عالیه
📅 1405/06/16
داستان دنیایی که آدمها به دو دسته تقسیم میشن اونایی که قدرت دارند و اونایی که عادی به حساب میان اما تفاوت اینجاست که عادی بودن جرمه که یا کشته میشن یا توی فقر دست و پا میزنن پیدین یه دختر معمولی زرنگ که مجبور شده برای زنده موندن نقش یه آدمی که قدرت داره رو در بیاره.
و با کلی که شاهزاده مسئول شکار معمولیهاست رودر رو میشه
اگه دنبال یک کتاب هستید که یه لحظه هم زمین نذاریدش و حسابی غرق دنیای فانتزی بشید ناتوان همونیه که باید بخونید
📅 1405/06/14
دنیایی بی رحم با تبعیض هایی وحشتناک جایی که قوانینش همانند همان قوانین قدیمی جنگل هستند و مهم ترینشان هم این است
ضعیف تر ها توسط قوی تر ها کشته می شوند
در ابتدا کسی نمیداند چطور شروع شد اون طاعون قریب الوقوعی که سرنوشت مردمان سرزمین ایلیا را دگرگون کرد همه تنها یک چیز میدانند
برگزیده = زندگی
آدم معمولی=محکوم به فنا
کسی سوال نمی پرسد کنجکاوی نمی کند همه تنها قوانین را پیروی میکنند
آدم های معمولی باید کشته شوند!
چرا؟
چون طاعون قریب الوقوع به اونها نعمت نبخشید چون اونها مایه ی ضعف تمام برگزيده ها هستن!
و مردم؟ اونها به راحتی پذیرفتن
شاید این داستان شروعش چیزی بیشتر از یک داستان بود شروعش سبک زندگی خیلی از آدم های همین دورست من، شما ،همسایمون ،یه دنیا! اینکه بی چون و چرا هر چیزی رو با دلیل مسخره ای که بهمون میدن میپذیریم و هیچوقت زیر سوال نمیبریم.
ولی این شباهت فقط در شروع و تاریخ داستان وجود نداشت بلکه در تک تک خطوط این داستان ، این مجموعه به چشم میخورد:
تبعیض
خشونت علیه ضعیفان
میل برای قدرت
فریب مردم و حکومت
کودتا
مقاومت
خیانت
شورش
عصبانیت
وراثت
بی توجهی حاصل از کار های بی فایده به کانون خانواده.
از هم پاشیدن یک خانواده، باور ها، اعتماد ها، دوستی ها
و بله درسته که این کتاب تماما با زندگی روزمره من و تو فرق داره اما اگر کمی با چشم باز نگاه کنی میبینی:
همه ما پیدین هستیم، به دنبال بقا، به دنبال زندگی یک فرد تسلیم ناپذیر.
همه ما کای هستیم،به دنبال بخشش و فراموشی عذاب وجدان ها، به دنبال ارامش یک فرد پشیمان.
همه ما کیت هستیم،به دنبال عشق محبت اعتماد و توجه ،به دنبال انسانیت. یک انسان مهربان
همه چیز دنیای این کتاب با دنیای ما متفاوت است اما بعد وقتی از دیدگاه دیگری نگاهی می اندازی میبینی که چقدر دردناک همه چیز شبيه به هم است.
📅 1405/06/14
یه فانتزی فوقالعاده اعتیادآور که خیلی جذاب و غافلگیر کننده هست.
📅 1405/06/11
ناتوان رو دوست داشتم ولی جزو بهترین رمانهای فانتزی که خوندم نبود. بیشتر جذب شخصیتپردازی شدم و آنقدر با دنیا و اتفاقات ارتباط نگرفتم.
_ کل دنیا حول کای، آزر و پیدنگری میگذره و داستان بیشازحد روی شخصیتها متمرکزه. ما همش منتظریم یک اتفاق بزرگتر بیفته یا حداقل جزئیات بیشتری درمورد اون دنیا و بقیه شخصیتا بهمون داده بشه!
_ البته کتاب مفاهیمی مثل ایستادگی در برابر ظلم، زندگی در شرایط سخت و برابری رو بهخوبی میرسونه، اما تمام این مفاهیم پسِ سرِ داستان عاشقانه کای و پیدن اتفاق میافتن. من احساس کردم این مفاهیم فقط ابزاری هستن برای مرتبط کردن زندگی این دوتا نفر به همدیگه. این درحالیه که میشد برای بالاتر بردن سطح کتاب خیلی بیشتر به این مفاهیم اهمیت داد.
_ نکته دیگهای که در این مجموعه برام جالب نبود، این بود که تمام مشکلات و سختیها خیلی شانسی و راحت حل میشد. تا کاراکترها به یک مشکل برمیخوردن، با یک اتفاق تصادفی کاملاً همهچیز به روال سابق برمیگشت و همهچیز گلوبلبل میشد!
_ در کل کتاب برای اولین تجربه فانتزیخونی خوبه، شخصیتپردازی خوبی داره ولی از نظر جهانسازی، ایجاد چالش و پرداخت به مفاهیم نیاز به کار بیشتری داره و هنوز پخته نشده.
📅 1405/06/11
خیلییی خفنهههههههههه
بهتریننننت کتاب بود بنظرم
رابطه های بین شخصیت ها خیلی باحاله
و بشدت جذابه
واقعا خیلی خوب بود
📅 1405/06/10
شخصیتپردازی در رمان «ناتوان» ترکیبی از کلیشههای جذاب و برخی کاستیهای ساختاری است.
بسیار کتاب قشنگیه و من واقعا جذبش شدم
📅 1405/06/09
خب داستان جالبی داره اما اینکه یکسری از قسمت های این مجموعه با هوش مصنوعی نوشته شده و اینکه نویسنده این کتاب را تحت تأثیر کتاب ملکه سرخ نوشته از ارزش این کتاب کم می کند.
📅 1405/06/07
اضافه کردن اندکی چاشنیِ جادو، ایده فوق العاده جالب و جذب کنندهای بود
نام گذاری کتاب عالی و مناسبه و نویسنده مهارت بالایی در جذب قشر نوجوان داشته
خسته کننده بودن و تکراری بودن مطالب از مشکلاتیه که باعث میشه خواننده شور و شوقی برای خواندن ادامه کتاب نداشته باشه که این کتاب از این مشکلات ساقط بود
دوستش داشتم
📅 1405/06/06
واقعا کل مجموعه خیلی عالیههه جوری که نمیتونی کتابو کنار بزاری
📅 1405/06/05
کتاب ناتوان درباره پیدن دختری هست که وارد یه مسابقه مرگبار میشه که فقط یه نفر از اون زنده بیرون میاد و از طرفی دوتا از شاهزاده های امپراتوری که یکیشون پادشاه آینده هست به اسم کیت و اون یکی هم اسمش کای هستش اما حدف اصلی پیدن اینه که امپراتوری رو نابود کنه چون امپراتور جلوی چشماش پدرشو کشته و اونم به این مسابقه اومده تا به چیزای که میخواد برسه داستان درباره یه مثلث عشقی هست ولی من کلا از عشق خوشم نمیاد البته نظر منه فقط بخاطر حس و حال ماجراجوی میخونمش
📅 1405/06/05
واقعا خوبه نویسنه نشون داده چه طور در دنیای پر از سختی دست و پنجه نرم کنیم انسان هایی که با تبقات پاین طرد میشن تا دنیا رو برای برگزیده ها باز کنن تا نژاد خدشون رشد کنه دروغ ها و سرپوش گذاشتن برای برخی از حقیقت ها در جلد دوم و کار هایی که کای ازر رو مجبورش میکردن واقعا زجر اور بود پیچ تاب ها و مشکلات در هر دو طبقه اجتماع اینکه معمولی هام جزوش باشن
📅 1405/06/04
کتاب خیلی قشنگی بود و دنیایی متفاوتی رو نشون میداد که من رو یاد یه اتفاقی میندازه کتابی بود که مردم عادی جایی توی اون سرزمین نداشتن و فقط برگزیده ها اجازه زندگی داشتن
📅 1405/06/03
این کتاب یه کتاب بشدت قشنگه یه ژانز فانتزی و معمایی داره و کمی عاشقانه و داستان کتاب به صورتیه که شما نمیتونید اتفاق های بعدی که قراره بیوفته رو حدس بزنید و این موضوع شما رو مشتاق میکنه به خوندن ادامه داستان پیشنهاد میکنم بعد از خوندن جلد اول جلد های بعدی این کتاب از جمله قدرتمند، بی پروا، بی باک، بیمناک رو هم مطالعه کنید و ازش لذت ببرید
📅 1405/06/02
این کتاب باعث میشه که به ی دنیای دیگه ای بری.تورو جذب خودش میکنه و از خوندنش دست نمیکشی🦋
📅 1405/06/01
هرچی از عالی بودنش بگم بازم کم گفتم عالیه اونقدر ادم غرق کتاب میشه که نمی فهمم زمان کی گذشت....
حتما بخونیدش عالیه👍
⭐⭐⭐⭐⭐
📅 1405/05/31
عنوان کتاب، «ناتوان»، در نگاه اول ممکن است به معنای کمبود یا ضعف باشد، اما لورن رابرتس در طول روایت نشان میدهد که این «ناتوانی» میتواند یک واکنش وجودی به دنیایی باشد که بیش از حد از ما انتظار بینقص بودن دارد. شخصیتهای داستان در وضعیتی قرار دارند که میان «آنچه باید باشند» و «آنچه واقعاً هستند» گیر کردهاند. نویسنده با ظرافت نشان میدهد که چگونه فشارهای روانی و اجتماعی میتواند یک انسان را به مرزهای فروپاشی برساند.
نقطه قوت اصلی رابرتس، عدم استفاده از شخصیتهای «سیاه و سفید» است. قهرمان داستان (یا شخصیتهای محوری) دچار لکهها، اشتباهات و تردیدهای اخلاقی هستند. این همان چیزی است که کتاب را از داستانهای کلیشهای جدا میکند. ما با شخصیتهایی روبهرو هستیم که نمیدانند آیا حق دارند در برابر بیعدالتیها واکنش نشان دهند یا باید برای حفظ نظم، سکوت کنند. این کشمکش میان «اخلاق فردی» و «قوانین اجتماعی»، هستهی اصلی تنش در داستان است.
رابرتس در خلق اتمسفر داستان بسیار موفق عمل کرده است. فضا، سنگین، گاهی خفقانآور و پر از حسِ «بیقراری» است. این سبکِ نوشتار باعث میشود خواننده صرفاً یک ناظر نباشد، بلکه سنگینی اضطراب شخصیتها را هم در درون خود احساس کند. نویسنده از کلمات برای ساختن یک دنیای ملموس استفاده میکند که در آن، هر قدم یک شخصیت، با وزن گذشته و ترسهایش همراه است.
📅 1405/05/31
جلد اول کتاب نسبتا خوبیه ولی هر چه گلوتر میره پسرفت نیکنه در کل پیشنهادش نمیکنم
📅 1405/05/30
از همون اولی که این کتاب رو شروع میکنید کاملا مشخصه که از داستان کتاب ملکه سرخ الهام گرفته شده و به همین دلیل نویسنده این کتاب از لورن رابرتس بخاطر حق کپی رایت شکایت کرده.
من صرفا از روی کنجکاوی این کتابو شروع کردم چون خیلی ترند شده بود.
جلد اول واقعا فضاسازی از روی ملکه سرخ انجام شده پس امتیازی نمیگیره.
بعضی از بخشهای داستان کاملا شبیه کتاب ملکه سرخه.
شخصیت پردازی مشکلی نداشت و شما کامل با شخصیتها ارتباط میگرفتی.
پیچش داستانی آنچنانی نداشت و فقط توی فصلهای آخر ما شاهد کمی هیجان و پیچش داستانی بودیم.
اگه این موضوع رو که از روی ملکه سرخ ایده گرفته شده و فضا سازی شده رو در نظر نگیریم برای تنوع و وقت گذروندن باعث میشه تجربه خوبی داشته باشید ولی از همون اول نباید انتظار زیادی از کتاب داشت چون بعضی از مسائل غیرمنطقی هستن و بیش از حد همهچیز روی محور شخصیتها میچرخه.
📅 1405/05/30
ناتوان از اون کتابهایی بود که واقعاً از خوندنش لذت بردم؛ داستانش جذاب و پرکشش بود و خیلی راحت با فضای کتاب همراه شدم.
شخصیتها و اتفاقاتش باعث شد هر بار با اشتیاق بیشتری ادامه بدم و واقعاً تجربهی لذتبخشی از خوندنش داشته باشم.
📅 1405/05/30
این کتاب فوق العاده است❤️❤️
📅 1405/05/29
این کتاب واقعا محشره من 2 جلد اصلی و 1 جلد فرعی رو خوندم اما واقعا آنقدر قیمت کتاب ها بالا هست که من واقعا تعجب میکنم قیمت ها رو میبینم آخه یه کتاب 1 میلیون و خورده ای🫠
📅 1405/05/29
⭐⭐½ ۲.۵/۵
جلد اول، ناتوان(Powerless) برای من در حد «بد نبود» بود، ولی واقعاً نتونست اونطور که باید منو درگیر کنه. ایدهی اولیهی داستان دربارهی، پیدین گری (Paedyn Gray)، دختری بدون قدرت در دنیایی که Elites قدرت رو در دست دارن، پتانسیل خیلی خوبی داشت؛ مخصوصاً وقتی بعد از نجات، کای ازر (Kai Azer) مجبور میشه وارد Purging Trials بشه و در حالی که هیچ قدرتی نداره، وانمود کنه که یک Eliteـه.
مشکل اصلی من این بود که پلات خیلی کم بود و داستان بیش از حد کند پیش میرفت. خیلی از اتفاقات بیشتر حول رابطهی Paedyn و Kai میچرخید و من مدام منتظر بودم داستان بالاخره وارد بخش جدیتر و پیچیدهتری بشه.
از طرفی، شباهتهای Powerless به Red Queen برای من واقعاً زیادی بود. تقسیم جامعه به افراد دارای قدرت و بدون قدرت، دختری که قدرتش رو پنهان میکنه، دو شاهزاده، ورود به قصر و حتی بعضی از موقعیتها و شخصیتها حس خیلی آشنایی داشتن. حتی مقایسهی Paedyn و Mare و Kai/Kitt با Cal/Maven بارها مطرح شده.
Kai و Paedyn حداقل باعث شدن کتاب کاملاً خستهکننده نباشه، ولی من احساس کردم شخصیتهای فرعی مثل Kitt و Adena فرصت کافی برای عمیق شدن پیدا نکردن. Kitt اتفاقاً برای من پتانسیل یک شخصیت خیلی جالبتر رو داشت، چون بین جایگاهش بهعنوان ولیعهد و چیزی که دربارهی ظلم به Ordinaries میبینه گیر کرده.
در کل، جلد اول برای من بیشتر پتانسیل یک داستان خوب بود تا یک داستان واقعاً خوب. ایدهها جذاب بودن، ولی اجرا و سرعت داستان باعث شد نتونم بیشتر از ۲.۵ ستاره بهش بدم.
و راستش بعد از خوندن جلدهای بعدی، نظرم دربارهی کل مجموعه حتی بدتر شد؛ برای همین فکر نمیکنم Powerless از اون مجموعههایی باشه که بخوام دوباره سراغش برم.
📅 1405/05/29
کتاب ناتوان داستان پِیدین، دختری جوان در سرزمین خیالی ایلیا را روایت میکند؛ جایی که همه مردم قدرتهای ماورایی دارند و افراد بدون قدرت، جایی در جامعه ندارند. پِیدین که برخلاف دیگران هیچ توانایی خارقالعادهای ندارد، برای زنده ماندن مجبور است هویت واقعی خود را پنهان کند و وانمود کند که یک پیشگو است. اما پس از اتفاقی غیرمنتظره و رویارویی با شاهزاده کای، زندگی او وارد مسیری خطرناک میشود. کتاب ناتوان با روایت ماجراجویانه، مفاهیمی مانند شجاعت، اعتماد، عدالت و مبارزه برای بقا را به تصویر میکشد و نشان میدهد که قدرت واقعی همیشه در تواناییهای خارقالعاده خلاصه نمیشود.
📅 1405/05/29
این کتاب اثر لورن رابرتس است
داستان ازین قرار است:دختری در داستان است که هیچ قدرتی ندارد اما باید وانمود کند که یک جادوگر است تا زنده بماند ...
این کتاب یک اثر فانتزی و سرگرم کننده است که ترفداران زیادی دارد
📅 1405/05/28
کتاب ناتوان در ژانر خودش به شدت محشره
کتابی غیرقابل پیش بینی و کتابیه که دو دقیقه هم نمی تونی بزاری زمین با اینکه طولانیه ولی اصلا دوست نداری بزاریش زمین وتقعا عالییییییییییییییییه بهتون پیشنهاد میکنم حتما بخونید.
پنج تا ستاره هم براش کمه
📅 1405/05/27
.کتاب ناتوان یه کتاب 📚 فانتزی تور
و خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
کتاب گشنگی هست
بهتون پیشنهاد نمی کنیم که بخونید
باید این کتاب رو بخونی 😆
من واقعا این کتاب رو دوست دارم
و خیلیییییییی
📅 1405/05/26
جز کتابای قشنگ هست در ژانر عاشقانه و فانتزی.
یه جورایی می تونم بگم انگار که خودت تو داستان هستی و داری زندگیش میکنی.
📅 1405/05/26
از فانتزی و عاشقانه بدت میاد؟این رو بخون صد نظرت تغییر میکنه!
ناتوان من رو به کوچه پس کوچههای ایلیا برد و زندگی پیدین رو نشون داد و بعد اون دیدار با کای ما رو به قصر برد و مسابقات به شدت هیجان انگیز بین شرکت کننده ها و اون عشق بین کای و پیدین که کنم کم به وجود اومد من رو به وجد آورد!
کتاب ادبی نبود و برای افراد بالای شونزده هفده شاید جذاب نباشه و خواننده هم نباید انتظار یه ادبی فوق العاده رو داشته باشه!
متن کتاب روان بود و برای نوجوانان به شدت توصیه میشد
البته این نظر یه دختر سیزده ساله اس وشاید برای کسی که ادبی میخونه جذاب نباشه
📅 1405/05/25
اگر بخوام یک مجموعه از ژانر فانتزی رو به قطع برای معرفی به یک آشنا انتخاب کنم،اون ناتوانه.
با توجه به اولین کتاب یه مجموعه،خیلی شروع خوبی داره.
جزء شخصیتپردازی خوب و محیط درست،یک چیزی که خیلی توجهم رو جلب میکنه،هوش نویسندهست.
اون معماهای درست و به جایی طرح میکنه،یا مثل خیلی از نویسندهها که کتابهای طولانی مینویسن،خیلی چیز ها رو باهم قاطی نمیکنه.
خلاصه میگم،برای این که یک محیط جذاب فانتزی و پر از هیجان رو تجربه کنید،ناتوان پیشنهاد من،به شماست!
📅 1405/05/24
خیلی قشنگ نبود ، کتابای قشنگ تری هم هستش
📅 1405/05/24
«ناتوان» نوشتهی لورن رابرتس، رمانی فانتزی و پرهیجان است که فضای متفاوت و نسبتاً تاریکی دارد.
یکی از نقاط قوت کتاب، شروع پرکشش و اتفاقهایی است که از همان ابتدا حس کنجکاوی خواننده را برمیانگیزند.
شخصیت اصلی، شخصیتی جسور و بااراده دارد و تلاش او برای پنهان کردن حقیقت، داستان را جذابتر میکند.
دنیای داستان بر پایهی تفاوت میان افراد دارای قدرت و کسانی که قدرتی ندارند شکل گرفته و همین موضوع به داستان تنش میدهد.
رابطه و کشمکش میان شخصیتها نیز باعث میشود داستان فقط به ماجراجویی و مبارزه محدود نشود.
نثر کتاب روان و سریع است و اتفاقهای پشت سر هم باعث میشوند خواننده راحتتر با داستان همراه شود.
با این حال، بعضی بخشها بیش از حد روی هیجان و روابط شخصیتها تمرکز میکنند و میتوانستند عمیقتر پرداخته شوند.
همچنین برخی اتفاقها برای خوانندهای که زیاد فانتزی میخواند، ممکن است کمی قابلپیشبینی باشند.
از نظر ظاهری، فضای جلد و عنوان «ناتوان» با حالوهوای جدی و رازآلود داستان هماهنگ است و میتواند توجه مخاطب نوجوان را جلب کند.
در مجموع، «ناتوان» کتابی سرگرمکننده و پرتعلیق است که برای علاقهمندان به فانتزی، راز، رقابت و داستانهای پرهیجان انتخاب جذابی محسوب میشود.
📅 1405/05/24
به نظرم ناتوان داستان جذاب و پرهیجانی داره و فضای فانتزی و رازآلودش باعث میشه آدم دوست داشته باشه داستان رو ادامه بده شخصیت پیدین هم جالب و شجاعه و اتفاقات غیرمنتظره
📅 1405/05/24
اولا که باید بگم این کتاب رو از جهت اینکه خیلی ترند و معروف شده می خوام نقد کنم، من یه متنقد ادبی حرفه ای نیستم و صرفا به عنوان شخصی که کتابای زیادی خونده ، این کتاب رو در مقایسه با کتاب های فانتزی دیگه، اونم نه فانتزی های خیلی شاخ و خفن، فانتزی های متوسط نقد می کنم.. پس جبهه نگیرید اگر طرفدارشید من به شما و کتاب مورد علاقتون توهین نکردم 🫵🏻»
خب از قلم نویسنده شروع کنیم، در دو کلمه خام و نپخته. خیلی جمله بندی های بدی داشت و کلمات تکراری به کار رفته بود، مثلا به سان و استیصال.. دو کلمه ای که خیلی ادبی اند و اصلا به قلم نویسنده نمی خوردن.. شایدم ترجمه ش اینجوری بود ولی به هرحال..
طرح داستان هم که شبیه کتاب بازی های گرسنگی بود، البته خیلی خیلی ضعیف تر. اون پرسه زدنای پیدن هم شبیه خصیت اصلی سه گانه صعود بود( هر چندبه گرد پاشم نمی رسه) قشنگ ترکیبی از چندتا کتاب بود، ایده جدیدی نداشت و کاملا تکراری. الان هم که مشخص شده کتاب برگرفته از هوش مصنوعیه و کتاب ملکه سرخ.
بریم سراغ شخصیت های اصلی یا همون کای و پیدن،چقدر اینکه کای خودش رو هیولا ی عاشق خونریزی صدا می کرد و اونوقت تروماش ارتفاع بود زد تو ذوقم.کاملا سطحی و پیش پا افتاده. از پیدن ام که نگم میشه گفت نسخه بهتر جولیت داخل کتاب خردم کن عه، همونقدر ترومای چرت و شخصیت ناز نازی... در آخر هم جزئیات زیاد و فضاسازی بد به علاوه تعداد صفحات بالا باعث شده خیلی کند بخونمش و حوصلم سر بره، به جای 768 صفحه میتونست تو 400 صفحه و به شکل زیباتری ادامه پیدا کنه...
اگر کتابی بود که انقدر معروف و خفن جلوه نمیشد شاید میتونستم با دید دیگه ای بخونمش و در حد فانتزی های شروع کتابخوانی ، کتاب خوبی باشه ولی صرفا و فقط من از دیدی خوندم که کلی آدم کتابخور دیگه ام خوندنش و خوششون اومد و واقعا چرا از کجاش؟
بزارید رک بگم. به جاش برندون سندرسون و مریسا مایر بخونید. به جاش سارا جی ماس بخونید و از تایمی که میزارید حداقل لذت ببرید. همین
📅 1405/05/23
داستان خوبی داشت و کاملا امروزی بود و نوجوان های امروزی خوششون میاد ، چون فقط عاشقانه است و تخیلی و مطلب مفیدی رو به مخاطب خیلی یاد نمیده . و متاسفانه به تازگی معلوم سده که نویسنده از هوش مصنوعی کمک گرفته بوده
📅 1405/05/21
بسیار عالی هست
📅 1405/05/16
کتاب بی نظیریه😍😍
📅 1405/05/16
ساره علی عسگری –
جذابیت دنیای فانتزی
فاطمه سادات موسوی –
این جلد نسبت به جلدهای بعدیش عاشقانه کمتری داره و خب واقعا نمیدونم چی بگم. نمیتونم ازش تعریف کنم بخصوص وقتی فهمیدم یسری دیالوگ ها مال ملکه سرخه و نویسنده با هوش مصنوعی این کتابو نوشته… واقعا چیزی ندارم که ازش تعریف کنم.
نیایش تاتلاری –
این کتاب یک کتاب فانتزی و تماما تخیلی است که در طول داستان شاهد مسابقه هایی هستیم که در تمام لحظات هیجان را به ما منتقل میکند زیرا هر شخصیت در پی زنده ماندن و برنده شدن در این مسابقه است. اینکه کتاب به روایت دو کاراکتر اصلی کتاب نوشته شده و دید هر کدام نسبت به ماجراها را به ما نشان میدهد بسیار خوب است. اینکه داستان روابط عاطفی ، تخیل و هیجان را به همراه دارد و فقط روی یکی از این سه مورد تمرکز ندارد بسیار خوب است. اما در نهایت کتاب با پایانی باز تمام میشود و ادامه داستان این کتاب در جلد های ۲ و ۳ قرار میگیرد که از نظر من کمی از حوصله خوندن با توجه به تعداد صفحات زیاد میکاهد.
فلورا زوارقی –
این کتاب خیلی هیجان زیادی داره واقعا این خیلی خوبه ولی در عین حال بعضی جاهای کتاب انتظارات زیادی از نویسنده داشتم و اینکه باید کتابی طوری تموم میکرد که داستان تموم میشد ولی باز تموم شد .
وسطاش هم انگیزم کم میشد برای خوندش پس نمره ی کنی بهش دادم .
نازنین محتشمی پور –
داخل این جلد نسبت به جلد های دیگه هیجان کمتری داشت و داستان از پایه درمورد انتقام بود که تبدیل به عشق شد
و اینکه خیلی توی جلد اول همه چی سریع شروع شد و به نظرم میشد عشق بین شون رو دیرتر شروع کرد
در کل کتاب خوبی بود ولی حجم زیادش خسته کننده بود