ماجراهای ژان و ژان و… ژان! ۷: یک نخودفرنگی برای شش نفر

پدیدآور

دومینیک کورباسون, ژان فیلیپ آرو وینیود

مترجم

مریم ایروانی

ناشر

هوپا

سال نشر

۱۴۰۲

⏱️ زمان باقی‌مانده تا پایان مرحله اول:
0 روز 0 ساعت 0 دقیقه 0 ثانیه

⭐ مرحله اول رأی‌دهی

🔒 برای ثبت یا ویرایش رأی باید وارد حساب کاربری خود شوید

💬 نظرات و امتیازهای کاربران

8 نظر تأیید شده

👤 بردیا سیاوشی
کتابی جالب و طنز آمیز بود که اسم همه برادرها ژان بود ، دوستش داشتم.
📅 1405/06/10
👤 غزل رنجبر
طنز خوبی داشت شش بردار همگی اسمشون ژان بود
📅 1405/06/07
👤 سینا سعیدی
واسه کسانی که با پسر بچه ها برخورد دارند، این کتاب کاربردی است این نظر من نبود
نظر من این است که این داستان یک خانواده پرجمعیت است که با اتفاقات عجیب و هیجان انگیز برخورد میکند این داستان برایم زیاد جالب نبود چون نمی توانستم خوب درک کنم به نظزم آنقدر کشش و جذابیت برایم نداشت
📅 1405/06/05
👤 زهرا سادات موسوی
درمورد شش تا برادر هست که اسم همشون ژان هست
خیلی قشنگ نوشته شده بود و واقعا خوب بود
📅 1405/06/05
👤 آیدا قاسمی پور
خیلی جالب بود و درباره ۶ تا برادر بود که هر کدوم اسمشون ژان بود و بنظرم خیلی جالب بود برای نوجوانان که میخوان کتاب طنز بخونن خیلی جالب هست
📅 1405/06/04
👤 آراد فتحی
در این جلد، سه شخصیت بامزه داستان—ژان، ژان و… ژان!—مثل همیشه وسط یک ماجرای عجیب و خنده دار گیر می‌افتند. ماجرا از یک اتفاق خیلی ساده شروع می‌شود: یکی از ژان‌ها تصمیم می‌گیرد یک غذای خاص درست کند، اما وقتی مواد اولیه می‌روند، می‌بینند فقط یک نخودفرنگی کوچک باقی مانده است! همین یک نخودفرنگی باعث می شود یک ماجرای بزرگ و پر از دردسر شکل بگیرد.
ژان‌ها اول فکر می‌کنند می‌توانند بیشتر پیدا کنند، اما هر بار که دنبال چیزی می‌روند، یک اتفاق عجیب می‌افتد: یکی از اشتباهی که وارد خانه همسایه می‌شود، یکی فکر می‌کند نخودفرنگی «جادویی» است، یکی دیگر می‌خواهد با آن غذای شاهانه درست کند و بقیه را فرماندهی می‌کند. نخودفرنگی کوچک مثل یک توپ فوتبال دست به دست میچرخد؛ یک بار می‌افتد زیر میز، یک بار نزدیک است که آن را بخورد، یک بار گم می‌شود و ژان‌ها همه‌جا دنبالش می‌گردند، و یک بار هم می‌کنند که آیا می‌شود «نصفِ نخودفرنگی» را تقسیم کرد یا نه!
در طول ماجرا، شخصیت‌های وارد داستان می‌شوند: همسایه‌هایی که فکر می‌کنند ژان‌ها دنبال گنج‌اند، پیرزنی که نخودفرنگی را خوش‌شانسی می‌داند، و بچه‌هایی که می‌خواهند ناخودفرنگی را با اسباب‌بازی‌هایش قاطی کند. همین شخصیت‌ها باعث می‌شوند نخودفرنگی کوچک به مرکز یک ماجرای بزرگ و خنده‌دار تبدیل شوند.
در پایان، ژان‌ها می‌فهمند که مهم نیست غذای چقدر کم باشد؛ مهم این است که با هم باشند و همکاری کنند . آن‌ها با خلاقیت و کمی دیوانگی، همان یک نخودفرنگی، یک غذای عجیب اما بامزه برای شش نفر درست می‌شوند و همه را با هم می‌خندند. کتاب پر از طنز، اتفاقات غیرمنتظره، شخصیت های عجیب، دوستی، همکاری و دیالوگ های کوتاه و بامزه است
📅 1405/06/04
👤 محدثه قاجارگیر
باسلام-کتاب را خوندم کتاب خوبی بود باتشکر
📅 1405/06/03
👤 هانا گلبار
کتابی با ماجراهای شگفت انگیز -سرگرم کننده و سرشاراز لحظه های خوب -

با این تفاوت که کمی برای افرادی که علاقه ای به کتاب های کودکانه ندارند مناسب نیست
📅 1405/06/03

یادداشت ها

هیچ یادداشتی برای این کتاب نوشته نشده است.

یادداشت شما