خانواده جاسوس ۵

پدیدآور

تاتسیو اندو

مترجم

راحله بدیعی

ناشر

مات

سال نشر

۱۴۰۲

⏱️ زمان باقی‌مانده تا پایان مرحله اول:
0 روز 0 ساعت 0 دقیقه 0 ثانیه

⭐ مرحله اول رأی‌دهی

🔒 برای ثبت یا ویرایش رأی باید وارد حساب کاربری خود شوید

💬 نظرات و امتیازهای کاربران

15 نظر تأیید شده

👤 آنیتا سلیمی
سریالش هم هست
ژانر معمایی، طنز و کمی تخیلی
داستان درباره خانواده ایه که هویت اصلی خودشونو از بقیه اعضای خانواده مخفی میکنن.
پدر جاسوسه، مادر قاتله و دختر ذهن خوان.
ماجرا های جالبی داره و برای علاقه مندان به این ژانر و داستان ها هیجان انگیزه
📅 1405/06/13
👤 حسین سرافراز اردکانی
به عنوان نظر شخصی کتاب های خانواده جاسوس را دوست دارم ولی اگر بخواهم به دیگران پیشنهاد بدهم به عنوان کتاب طولانی هستند
📅 1405/06/13
👤 شیوا قنبری
روایت عجیبی از خوانواده فورجر راز بزرگی و پنهان کردند گاهی به تصمیم های روز مره شون بهم گره می‌خوردند داستان باحالی بود برام
📅 1405/06/09
👤 امیرعلی سیاوشی
جلد ۵ این کتاب هم جذاب بود که با ورود فیونا اتفاقات جالبی پیش میاد که من از خوندنش لذت بردم
📅 1405/06/07
👤 نیایش تاتلاری
این داستان خیلی جالبه و خیلی دوستش داشتم ، متفاوت ، جذاب ، خواندنی و صد البته کمدی😁
یک جاسوس به نام لوید که برای ماموریت خود باید یک خانواده تشکیل دهد ، و فکر می‌کند اعضای خانواده ای که انتخاب کرده افراد عادی هستند اما دختر خانواده (آنیا)قدرت ذهن خوانی دارد و مادر خانواده (یور) هم قاتل است ، آنیا می‌داند که لوید و یور واقعا چه کاره هستند اما لوید و یور از شغل واقعی یکدیگر بی خبرند. آنیا یک دختر خیلی پرشور است و لوید که جاسوس است یک فرد خونسرد است که در کارش خِبره است و یور هم درحالی که ظاهر مهربان ، ساده و کمی دستپاچه ای دارد یک قاتل حرفه ای است.
در این خانواده حتی سگی که ازش نگه داری می‌کنند هم عادی نیست و قدرت دیدن آینده را دارد😄
و داستان های جذابی که بریا این خانواده ساختگی رخ می‌دهد بسیاااار دیدنی است.
از مدرسه رفتن آنیا گرفته تا ماموریت هایی که لوید باید با داشتن این خانواده و این دختر شیطون انجام دهد.
در ابتدا لوید از این موضوع ناراحت است و با آنیا بحث و جدل دارد اما کم کم هر کدام به یکدیگر عادت می‌کنند و در کنار هم از زندگی لذت هم می‌برند و واقعا تبدیل به یک خانواده می‌شوند اما خانواده ای غیرعادی با کلی رمز و راز😅
مثلا همین جلد تصویر برادر یور رو نشون میده که در نظام کار میکنه و دشمن خونی کسانی مثل لوید است و عاشق خواهرش هم هست و اینجا یکم کار برای لوید خطرناک می‌شود و ادامه ماجرا.....
📅 1405/06/06
👤 کانیا بابایی
خوب بود و کتاب راجع به جاسوسی بود و من خیلی دوست داشتم و مناسب سن ۱۱ و ۱۲ می باشد
📅 1405/06/05
👤 آیدا قاسمی پور
این قسمتش خیلی جالبه و کلا کتابای جاسوسی دوست دارم و البته مثل این کتاب خیلی جالبیه
📅 1405/06/05
👤 Reyhane Sardari
کتاب به طور فوق العاده ای تونسته همه ژانر هارو کنار هم به صورت عالی بیاره و این طنز کنار جاسوسی و قاتل بودن باعث ایجاد داستان خیلی قشنگی شده ، بخش مورد علاقه خود من قسمت های آنیا و دامیان هست :)
📅 1405/06/05
👤 ایلین خطیب
★★★★☆ ۴ از ۵

جلد پنجم «خانواده × جاسوس» برای من همچنان خیلی بامزه و دوست‌داشتنی بود، ولی اگر بخوام با جلد چهارم مقایسه‌اش کنم، حس کردم این یکی کمی آروم‌تر و کم‌اهمیت‌تر از نظر پلات اصلی پیش می‌ره. با این حال، هنوز هم اون ترکیب عجیب و جذاب کمدی، جاسوسی و زندگی خانوادگی فورجرها رو داشت که باعث می‌شه نتونم خیلی راحت از این مجموعه دست بکشم. 😂

یکی از محورهای اصلی این جلد امتحان‌های میان‌ترم آنیاست؛ چیزی که شاید در نگاه اول خیلی معمولی به نظر بیاد، ولی برای مأموریت لوید و عملیات استریکس اهمیت زیادی داره، چون آنیا برای رسیدن به هدف خانواده باید خودش رو به مدرسه و دزموندها نزدیک‌تر کنه. همین موضوع باعث می‌شه حتی درس خوندن آنیا هم تبدیل به یک مأموریت تمام‌عیار بشه. 😂

چیزی که خیلی دوست داشتم، این بود که یوری این بار بیشتر وارد ماجرا می‌شه و سعی می‌کنه به آنیا برای امتحان‌ها کمک کنه. رابطه‌ی عجیب این دوتا واقعاً یکی از قسمت‌های بامزه‌ی جلد بود؛ مخصوصاً چون یوری خودش هم شخصیت عجیبی داره و جدیت بیش از حدش در برابر آنیای شیطون، نتیجه‌ی خنده‌داری می‌ده.

از طرف دیگه، یور هم سعی می‌کنه آشپزی یاد بگیره و خب... طبیعتاً وقتی یور تصمیم می‌گیره آشپزی کنه، احتمال اینکه چیزی طبق برنامه پیش بره تقریباً صفره. 😭 این بخش از نظر کمدی واقعاً خوب کار کرده بود و یکی از چیزهایی بود که خواننده‌ها هم زیاد ازش تعریف کرده‌اند.

اما اتفاقی که برای من جذاب‌تر بود، معرفی Nightfall / فیونا فراست بود. ورود این شخصیت باعث می‌شه برای اولین بار یک نفر دیگه هم وارد فضای زندگی لوید بشه که از دنیای جاسوسی خودش میاد و شناخت بیشتری از «Twilight» داره. فیونا از نظر شخصیت کاملاً با یور متفاوته؛ خیلی سرد، جدی و مأمورمحوره و همین تضاد باعث می‌شه حضورش کلی موقعیت خنده‌دار ایجاد کنه.

راستش درباره‌ی فیونا هنوز مطمئن نیستم چه حسی داشته باشم. 😂 از یک طرف شخصیت جالبیه و ورودش می‌تونه مسیر داستان رو جذاب‌تر کنه، ولی از طرف دیگه حس می‌کنم احتمال اینکه داستان وارد یک مثلث عشقی بشه وجود داره و من اصلاً مطمئن نیستم این چیزی باشه که مجموعه بهش نیاز داشته باشه. جالبه که بعضی خواننده‌های گودریدز هم دقیقاً همین نگرانی رو درباره‌ی حضور فیونا مطرح کرده‌اند.

از نظر پلات اصلی، مشکل اصلی من با این جلد همین بود که نسبت به جلد چهارم اتفاقات خیلی کمتری حس کردم که واقعاً مسیر داستان رو جلو ببرن. بعضی مأموریت‌ها و اتفاقات بیشتر حالت فرعی دارن و بیشتر برای شناخت شخصیت‌ها یا ایجاد موقعیت‌های کمدی استفاده می‌شن. حتی بعضی خواننده‌ها این جلد رو نسبت به جلدهای قبلی شبیه‌تر به یک جلد «فیلر» توصیف کرده‌اند، هرچند همچنان سرگرم‌کننده دونسته‌اند.

با این حال، من نمی‌تونم بگم این موضوع کاملاً نقطه‌ضعفه؛ چون یکی از جذابیت‌های «Spy × Family» دقیقاً همین لحظه‌های روزمره‌ست. من واقعاً دوست دارم خانواده فورجر رو فقط وسط مأموریت‌های خطرناک نبینم و لحظه‌هایی مثل درس خواندن آنیا، آشپزی یور یا دردسرهای خانوادگی‌شون رو هم ببینم.

شخصیت‌پردازی هم همچنان خوب بود، مخصوصاً برای آنیا و یور. آنیا همچنان مرکز کمدی داستانه و باند هم کم‌کم بیشتر شخصیت خودش رو نشون می‌ده. ولی چیزی که دلم می‌خواست بیشتر ببینم، باند و توانایی پیش‌بینی آینده‌اش بود. با توجه به اینکه باند تازه به خانواده اضافه شده و توانایی خیلی جالبی داره، حس کردم می‌شد بیشتر ازش استفاده کرد. چند خواننده‌ی گودریدز هم به کم بودن حضور باند در این جلد اشاره کرده‌اند.

از طرف دیگه، لوید و یور هنوز یکی از جذاب‌ترین بخش‌های داستان برای من هستن. رابطه‌شون هنوز خیلی آهسته جلو می‌ره و همین همزمان هم شیرینه و هم گاهی حرصم می‌ده. 😭 مخصوصاً با ورود فیونا، بیشتر دلم می‌خواست ببینم خود یور و لوید کم‌کم نسبت به این خانواده‌ی ظاهری چه احساسی پیدا می‌کنن.

در کل، جلد پنجم برای من بیشتر یک جلد شخصیت‌محور و کمدی بود تا یک جلد پر از پیشرفت‌های بزرگ در داستان اصلی. از نظر سرگرم‌کنندگی هنوز خیلی خوبه، ولی بعد از جلد چهارم که یک آرک بزرگ‌تر و هیجان‌انگیزتر داشت، انتظار داشتم این جلد هم کمی بیشتر روی پلات اصلی کار کنه.

با این حال، هنوز اون حس دوست‌داشتنی خانواده فورجر رو داره؛ خانواده‌ای که هیچ‌کدومشون حقیقت رو درباره‌ی دیگری نمی‌دونن، ولی با این وجود کم‌کم دارن واقعاً به هم وابسته می‌شن. و من هنوز برای لحظه‌ای که بالاخره رازهاشون شروع به فاش شدن کنه، لحظه‌شماری می‌کنم. 😭

۴ از ۵ ⭐️

جلد پنجم برای من به اندازه‌ی جلد چهارم پراتفاق نبود، ولی همچنان خنده‌دار، دوست‌داشتنی و سرگرم‌کننده بود. ورود فیونا پتانسیل جالبی برای آینده ایجاد کرد، امتحان‌های آنیا و ماجراهای خانوادگی هم کلی لحظه‌ی بامزه داشتند؛ فقط امیدوارم جلدهای بعدی دوباره پلات اصلی و مأموریت استریکس رو بیشتر جلو ببرن.
📅 1405/06/04
👤 فاطمه تیموری
کتاب جاسوسی دوست دارم
📅 1405/06/03
👤 سلاله جمع دار
از کتابهای هانگای خوشم میاد
📅 1405/06/03
👤 النا اسفندی
داستان خانواده جاسوس قسمت 5 هم باحاله کلا همه ی داستان خانواده جاسوس خوبه و من هم داستانشان رو خوندم و هم فیلمشان را دیدم.
📅 1405/06/02
👤 ریحانه غلامی نیا
نقطه‌ی قوت این جلد برای من، طنز موقعیت و بازی همیشگی میان رازهایی‌ست که شخصیت‌ها از هم پنهان می‌کنند؛ آنیا ذهن دیگران را می‌خواند، لوید از هدف واقعی مأموریتش حرفی نمی‌زند و حالا باند هم آینده را می‌بیند! همین ترکیب، حتی یک امتحان مدرسه را به ماجرایی تبدیل می‌کند که واقعاً دلتان می‌خواهد بدانید آخرش چه می‌شود.
📅 1405/06/01
👤 فاطمه گنج علی
تنها مانگایی که خوندم و خوشم اومد بنظرم خوندنش برای هر سنی میتونه جذاب باشه
📅 1405/06/01
👤 دانیال دریایی
خوب بود
📅 1405/06/01

یادداشت ها

هیچ یادداشتی برای این کتاب نوشته نشده است.

یادداشت شما