خانه‌ی پوشالی

پدیدآور

کریستال سادرلند

مترجم

نجلا محقق

ناشر

باژ

سال نشر

۱۴۰۳

⏱️ زمان باقی‌مانده تا پایان مرحله اول:
0 روز 0 ساعت 0 دقیقه 0 ثانیه

⭐ مرحله اول رأی‌دهی

🔒 برای ثبت یا ویرایش رأی باید وارد حساب کاربری خود شوید

💬 نظرات و امتیازهای کاربران

9 نظر تأیید شده

👤 محمد امیدپور
همیشه هم نمیشه گذشته و ترس هارو فراموش کرد بعضی وقتها هم باید با اون ها روبه رو بشیم
📅 1405/06/13
👤 آراد فتحی
کتاب خیلی قشنگی هست ما تو مرکزمون داریم حتی میتونم بگم چند بار بردم خوندم و داستان از این قراره ∶
یک دختر وارد خانه‌ای می‌شود که گذشته‌ی تاریک دارد.
کم‌کم اتفاق‌های عجیب شروع می‌شود.
خانه پر از رازهای پنهان است و هر اتاق یک داستان دارد.
دختر با حقیقت‌هایی روبه‌رو می‌شود که به خانواده‌اش مربوط است.
فضای داستان تاریک و احساسی است.
او باید با ترس‌هایش روبه‌رو شود و حقیقت را پیدا کند.
در پایان، می‌فهمد که گذشته همیشه پنهان نمی‌ماند و باید با آن روبه‌رو شد.
📅 1405/06/09
👤 ماهدخت سلطانی زاده
ده سال پیش درست در شبِ سال نو بود که در یکی از خیابان‌های ساکت ادینبورگ، خواهران هالو، سه دختر نوجوان به نام‌های گری، ویو، و آیریس در مقابل چشمان والدین خود ناپدید شدند! پدر و مادر درمانده‌ی آن‌ها، کیت و گیب، یک ماه کامل بدون هیچ سرنخی به‌دنبال سه دختر خود گشتند، به‌طوری که دیگر امیدی به پیدا کردنشان نداشتند. تا اینکه ناگهان، دختران در همان خیابانی که ناپدید شده بودند ظاهر می‌شوند.
📅 1405/05/28
👤 ستاره رضایی
این کتاب در مورد خانه ی پوشالی خیلی کتاب خوبی است من از این کتاب خوشم اومده واز این داستان خیلی خوب بوده واسه من از همین کتاب خانه ی پوشالی خوندم موارد خوبی داشته واسه یک متن
📅 1405/05/27
👤 ستایش محمودی
خانه‌ی پوشالی برای من فقط یک داستان رازآلود و تاریک نبود؛ بیشتر شبیه سفری بود به مرز باریکی میان واقعیت و خیال، چیزی که در خانه‌ی پوشالی بیشتر از خودِ معما برایم جذاب بود، این بود که کتاب مدام مرز بین زیبایی و ترس، واقعیت و خیال را جابه‌جا می‌کرد؛ انگار بعضی حقیقت‌ها وقتی به آن‌ها نزدیک می‌شوی، دیگر آن‌قدر که فکر می‌کردی زیبا نیستند.
📅 1405/05/26
👤 یسنا نجاتی پرور
داستان باحالی بود که از سه تا خواهر شروع شد و درمورد این بود که این سه تا خواهر پشت ظاهر زیبا و آرام خود کم کم راز ها و خطر های زیادی پیدا می‌شود
این شخصیت ها در طول راه با سختی هایی مواجه می‌شوند که کم کم متوجه می‌شوند که برای رسیدن به حقیقت باید با ترس ها و گذشته های خود مواجه شوند
📅 1405/05/26
👤 نازنین زهرا ملکی
خیلی کتاب قشنگیه
📅 1405/05/26
👤 رادمهر زرین بدرقه
کتاب «خانه پوشالی»

«خانه پوشالی» یک داستان فانتزی و رازآلود است که از همان ابتدا با فضای مرموزش خواننده را کنجکاو می‌کند. داستان درباره‌ی شخصیت‌هایی است که وارد دنیایی می‌شوند که ظاهرش زیبا و آرام به نظر می‌رسد، اما کم‌کم مشخص می‌شود رازها و خطرهای زیادی پشت این ظاهر پنهان شده است.

یکی از نقاط قوت کتاب، **فضاسازی متفاوت و خیال‌انگیز آن** است. نویسنده توانسته محیط داستان را طوری توصیف کند که خواننده به‌راحتی بتواند خودش را در آن فضا تصور کند. حس ناشناخته بودن و اتفاق‌هایی که همیشه قابل پیش‌بینی نیستند، باعث می‌شوند داستان کشش خوبی داشته باشد.

شخصیت‌های داستان هم در طول ماجرا با انتخاب‌های سختی روبه‌رو می‌شوند و کم‌کم متوجه می‌شوند که برای رسیدن به حقیقت باید با ترس‌ها و گذشته‌ی خودشان مواجه شوند. به نظرم همین بخش باعث می‌شود داستان فقط یک ماجرای فانتزی نباشد و مفاهیمی مثل **اعتماد، شجاعت و شناخت خود** را هم مطرح کند.

البته ممکن است در بعضی قسمت‌ها روند داستان کمی آرام پیش برود و همه‌ی شخصیت‌ها به یک اندازه عمیق پرداخته نشده باشند. با این حال، فضای رازآلود و اتفاق‌های داستان باعث می‌شود خواننده همچنان علاقه داشته باشد بداند در ادامه چه اتفاقی می‌افتد.

در مجموع، «خانه پوشالی» کتابی خیال‌انگیز و متفاوت است که بیشتر از هر چیز با فضای خاص و رازهایش خواننده را جذب می‌کند. به نظرم جذابیت اصلی کتاب در این است که نشان می‌دهد **چیزی که در ظاهر ساده و بی‌خطر به نظر می‌رسد، ممکن است پشت خودش حقیقتی کاملاً متفاوت داشته باشد.**
📅 1405/05/26
👤 کاس بلک
🛖 خانه‌ی پوشالی کتابی بود که خواننده رو بعد از تموم شدنش مدام وادار می‌‌کنه که چه اتفاقی افتاد. از صفحه‌های ابتدایی فضای عجیبی داره، گویا که همه‌چیز بیش از حد زیبا و در عین حال بیش از حد اشتباهه. و آیا باید مجذوبش شد یا باید ازش بترسی؟
داستان درباره سه خواهره؛ آیریس، گری و ویوی. سال‌ها قبل *کلا توی دنیای مدرنن* هر سه به شکل مرموزی ناپدید شدن و بعد بدون هیچ توضیحی برگشتن. اما وقتی برگشتن، دیگه کاملاً مثل قبل نبودن. رنگ موهاشون سفید شده بود و چشم‌هاشون تغییر کرده بود و گویا چیزی در وجودشون عوض شده بود. همین راز باعث می‌شه خواننده رو کنجکاو کنه اما برای من چیزی که باعث شد تا آخر کتاب مشتاق بمونم فقط معمای ناپدید شدنشون نبود بلکه خود خواهرها بودن.
رابطه‌ی بین این سه خواهر یکی از جذاب‌ترین بخش‌های کتاب برای من بود. اون‌ها همدیگه رو دوست داشتن، از هم محافظت می‌کردن و به شکل عجیبی به هم وابسته‌ بودن، اما در عین حال همیشه حس بودن رازهایی وجود داره که حتی خودشون حاضر نیستن به زبون بیارن. هر چی داستان جلوتر می‌ره این پیوند خواهرانه هم زیباتر می‌شه و هم ترسناک‌تر. بعضی وقت‌ها با خودم فکر می‌کردم که آیا این عشق و وابستگی واقعا چیز خوبیه یا کم کم داره به چیزی خطرناک تبدیل می‌شه.
شخصیت آیریس هم برای من جالب بود، چون ما بیشتر داستان رو از نگاه اون می‌بینیم. آیریس در مقایسه با دو خواهر دیگه عادی‌تر به نظر می‌رسه و همین باعث می‌شه ورودش به این دنیای عجیب برای خواننده قابل لمس باشه. در کنار اون، گری و ویوی هم شخصیت‌هایی هستن که هر بار روی صفحه ظاهر می‌شن، توجه رو به خودشون جلب می‌کنن. حضورشون جذابیت مرموزی داره که باعث می‌شه هیچ‌وقت نشه کاملاً بهشون اعتماد کرد یا کاملاً ازشون ترسید، ولی خب این بیشتر در رابطه با گری صدق می‌کنه. هر کدوم حضور پررنگی دارن و باعث می‌شن داستان فقط یک معمای فانتزی نباشه، بلکه درباره‌ی خانواده، وابستگی و هویت هم حرف بزنه. *تایلر عزیزم، تایلر عزیزم*
یکی از نقاط قوت کتاب برای من فضای اون بود. کریستال ساترلند یه فضای وهم‌ آلود و افسانه‌ای ساخته که مدام بین زیبایی و ترس حرکت می‌کنه. فضایی ساخته که گویا از دل یک افسانه‌ی قدیمی بیرون اومده. کتاب پر از گل‌ها، باغ‌ها و حیوون‌های نیمه مرده، درها، آینه‌ها، موهای سفید، بوی گل، خونه‌های مرموز و تصاویر رویاگونه‌ست. اما صبر کنید، حالتی رویاگونه و در عین حال بیمارگونه! هر چی بیشتر وارد این زیبایی بشید، بیشتر متوجه می‌شید که زیر این ظاهر چشم‌نواز چیزی تاریک و آزاردهنده پنهان شده. برای من جذاب‌ترین بخش کتاب همین تضاد بود اینکه هم‌زمان هم مجذوبش می‌شدم و هم ازش احساس مرموز بودنِ ترسناکی رو می‌کردم. خواننده با خودش می‌گه: \"این خیلی قشنگه\" و چند خط بعد می‌گه: \"عه صبر کن، این واقعاً ترسناکه.\" واقعا خیلی برام جالب بود، دنیایی بین مرگ و زندگی، همه‌چیز نیمه‌ مرده‌ست.
از نظرم خانه‌ی پوشالی یکی از معدود کتاب‌هاییه که به نظرم واقعا معنی زیباییِ ترسناک رو منتقل می‌کنه. خیلی از صحنه‌ها از نظر تصویری فوق‌العاده قشنگن، اما وقتی چند لحظه بیشتر بهشون فکر می‌کنید متوجه می‌شید که در واقع خیلی ترسناک یا ناراحت‌کننده‌ان. همین باعث می‌شه خواننده مدام بین تحسین کردن و احساس وحشت در نوسان باشه. بعضی از صحنه‌ها از توصیف‌هایی استفاده می‌کنه که ممکنه برای بعضی خواننده‌ها ناخوشایند باشه. اگر با صحنه‌های نسبتاً آزاردهنده راحت نیستین، بهتره قبل از خوندن این موضوع رو در نظر بگیرین. و خب من در کل با این موضوع هیج مشکلی نداشتم و برام آزاردهنده نبود. شخصا احساس می‌کنم این عناصر بخشی از هویت کتاب هستن و به فضای عجیبش کمک می‌کنن، اما قطعاً ممکنه برای همه جذاب نباشن. درکل قلم نویسنده باعث شد درمورد کتاب‌های دیگه‌ش مثل احضار کنجکاو هم بشم.
بخش دیگه‌ای که خیلی دوست داشتم، رازهای داستان بود. هر بار که فکر می‌کردم کم‌ کم دارم حقیقت رو می‌فهمم، کتاب اطلاعات جدیدی رو رو می‌کرد و باعث می‌شد دوباره حدس‌هام رو عوض کنم. به نظرم نویسنده خیلی خوب موفق شده حس کنجکاوی رو تا پایان حفظ کنه. من واقعاً می‌خواستم بدونم چه اتفاقی برای خواهرها افتاده و حقیقت پشت تمام این ماجراها چیه. و خب وقتی متوجه شدم یک شوک بس عظیم و جالبی بر من وارد شد.🙏🏻
یکی از دلایلی که این کتاب رو این‌قدر دوست داشتم این بود که من عاشق کورالینم. خانه‌ی پوشالی از نظر داستان شبیه کورالین نیست اما حس مشترکی بینشون هست، دقیقا همون «همه‌چیز در ظاهر عادیه، اما یه جای کار به شکل عجیبی اشتباهه.» هر دو اثر یه فضای رویاگونه و تاریک دارن که کم‌کم از زیر پوست داستان بیرون می‌زنه و باعث می‌شه مدام احساس بشه وارد جایی شدی که شاید نباید واردش می‌شدی. =)
در مورد پایان داستان هم باید بگم که با اینکه پایانش همه‌ی سؤال‌ها رو به شکل کاملاً قطعی جواب نمی‌ده و یه حس رازآلود و باز در خودش نگه می‌داره، تا جایی که می‌دونم کتاب تک‌جلدیه و ادامه‌ای براش منتشر نشده. و خب اگر خبر بیاد جلد دومی داره بی‌نهایت ذوق خواهم کرد. :] برای من این موضوع آزاردهنده نبود *نهبابا بود* برعکس، باعث شد بعد از تموم شدن کتاب همچنان بهش فکر کنم. اما خب امیدوارم جلد دومی باشه، چون من مشتاق شخص x عزیزم هستم. نمی‌گم x کیه اسپویل می‌شید. :(
🌟 در نهایت خانه‌ی پوشالی برای من بیشتر از اینکه یک کتاب ترسناک باشه شبیه یک افسانه‌ی تاریک مدرن بود، افسانه‌ای پر از گل‌ها، خنجرها، آینه‌ها، رازها، زیبایی‌های خطرناک و خواهرهایی که هیچ‌وقت کاملاً معمولی نبودن. کتابی که هم‌زمان مجذوب می‌کنه و باعث می‌شه احساس بشه چیزی درست نیست. و راستش فکر می‌کنم همین حس عجیب دلیل اصلیه که هنوز مدت‌ها بعد از تموم کردنش به یادش می‌افتم. اگر از داستان‌های وهم‌آلود، فانتزی‌های تاریک و کتاب‌هایی با فضاسازی قوی خوشتون میاد، احتمالاً این کتاب هم می‌تونه براتون تجربه‌ی جالبی باشه. :]]]]
📅 1405/05/26

یادداشت ها

هیچ یادداشتی برای این کتاب نوشته نشده است.

یادداشت شما