کتابی خوب سرگرم کننده
📅 1405/06/17
این اثر با روایتی گیرا و دوست داشتنی به راحتی تونسته فشار اختلاف طبقاتی در جوامع رو بخصوص بر افراد نخبه و سخت کوش و تاثیراتشون رو نشون بده
پایان متفاوتی داشت و جزو اولین کتابایی بود که در این سبک خوندم
شخصیت ها و فضای داستان قابل ارتباط بودن
و طراحی جلد و ترجمه هم بسیار روان و عالی بود
📅 1405/06/11
کتاب خوبی بود من چند بار خودنمش در کل به زنگی دختری که میخواست به خوانوادش کمک کنه و از توانایش برای پول در اوردن استفاده میکنه جاسوسی ادم هایی که پولدار که با اون پولی که اونا ناچیز می دونن میتونه زندگیش تغیر کنه
📅 1405/06/04
خیلی قشنگ بود.
📅 1405/06/01
این کتاب دقیقاً آن چیزی نیست که در نگاه اول به نظر میرسد. اگر به هوای یک داستان فانتزیِ ساده که در آن قهرمان داستان از قدرت نامرئیشدنش برای ماجراجویی استفاده میکند سراغش بروید، احتمالا ناامید میشوید. «آن لیانگ» در این رمان، از ایدهی «نامرئی شدن» به عنوان یک استعاره استفاده کرده است؛ استعارهای برای دیده نشدن در دنیای رقابتی درس و مدرسه.
شخصیت «آلیس»، برعکس بسیاری از قهرمانهای نوجوان داستانهای فانتزی، درگیر «تقدیر» یا «نجات جهان» نیست. او درگیر هزینههای تحصیل، شهریه و فشارِ ناشی از انتظارات خانواده و جامعه است. وقتی آلیس نامرئی میشود، به جای اینکه بخواهد تبدیل به یک ابرقهرمان شود، از این قدرت برای «بقا» استفاده میکند. او تبدیل به یک کارآگاه خصوصی برای دانشآموزان ثروتمند مدرسهاش میشود؛ کسی که اسرار آنها را فاش میکند تا پول دربیاورد. این نگاه عملگرایانه و شاید کمی تلخ، کتاب را از فانتزیهای نوجوانانهی زرد جدا میکند.
نقطه قوت اصلیِ کتاب در ترسیم «فشار عملکرد» است. ما در این کتاب با جهانی روبهرو هستیم که در آن آلیس باید همیشه «بهترین» باشد تا بتواند هویت خود را اثبات کند. نامرئی شدن در اینجا، کنایهای به این است که چقدر در محیطهای آموزشی، افراد طبقات پایینتر اقتصادی «دیده نمیشوند»، مگر اینکه کار خاصی برای «دیدهشدن» انجام دهند. تقابلِ آلیس با «هنری»، صرفاً یک رابطهی رمانتیک نیست؛ بلکه تقاب دو جهانبینی متفاوت نسبت به موفقیت است.
با این حال، کتاب در بخشهایی با مشکل «کند بودن روند» مواجه است. گاهی نویسنده بیش از حد بر روی درونیات و اضطرابهای آلیس تمرکز میکند که اگرچه برای درک شخصیت او ضروری است، اما میتواند ریتم داستان را برای خوانندهای که انتظارِ یک داستانِ پرکششِ علمی-تخیلی را دارد، پایین بیاورد. همچنین، برخی از گرهافکنیهای داستانی میتوانستند پیچیدگی اخلاقی بیشتری داشته باشند.
این رمان، برخلاف داستانهای نوجوانانه که معمولاً به دنبال «فرار از واقعیت» هستند، خواننده را به «مواجهه با واقعیت» دعوت میکند. آن لیانگ به خوبی نشان میدهد که حتی با داشتن یک قدرت جادویی، مشکلات ساختاری زندگی (مثل پول، جایگاه اجتماعی و نابرابری) به راحتی حل نمیشوند.
اگر به دنبال داستانی هستید که زیر پوست روابط نوجوانی برود و به مسائل اخلاقی «قدرت» و «ثروت» بپردازد، این کتاب انتخاب هوشمندانهای است. این فقط یک فانتزی نیست؛ یک نقد اجتماعی در لباس یک رمان نوجوانانه است. با این حال، نباید انتظار یک اکشن پرسرعت را داشت؛ کتاب بیشتر یک درام روانشناختی است.
📅 1405/05/31
⭐⭐⭐⭐ ۴/۵
اگر میشد من را ببینی برای من یک کتاب واقعاً حالخوبکن بود؛ از اون کتابهایی که لازم نیست چند هفته براش وقت بذاری و میتونی بشینی و توی یک نشست تمومش کنی. 🤍
چیزی که بیشتر از همه دوست داشتم، روند داستانی بود. داستان با اینکه خیلی سنگین و پیچیده نیست، ولی ریتم جالبی داره و مدام یه چیزی بهت میده که بخوای بدونی بعدش چی میشه. مخصوصاً ایدهی نامرئی شدن آلیس سان و اینکه چطور از این اتفاق استفاده میکنه، باعث میشه کنجکاویت قلقلک داده بشه و بخوای ببینی داستان قراره به کجا برسه.
فضای مدرسهی بینالمللی در پکن هم برای من جذاب بود. داستان فقط یک فانتزی ساده نیست و در کنارش به فشار درس، رقابت، مشکلات مالی خانواده و حسِ دیدهنشدن هم میپردازه؛ ولی این موضوعات باعث نمیشن کتاب زیادی سنگین بشه.
از طرفی، شخصیت آلیس رو دوست داشتم چون مشکلش فقط «نامرئی شدن» نیست؛ کمکم میبینیم این اتفاق با احساسات و زندگی خودش هم ارتباط پیدا میکنه و باعث میشه بعضی چیزها رو از زاویهی متفاوتی ببینه.
در کل، فکر نمیکنم این کتاب قرار باشه یک فانتزی خیلی پیچیده یا یک شاهکار داستانی باشه، ولی برای یک کتاب سرگرمکننده و حالخوبکن واقعاً خوب عمل میکنه. ریتمش باعث میشه راحت بخونیش و داستان هم اونقدر کشش داره که مدام با خودت بگی: «خب حالا چی میشه؟» 👀
برای من یک تجربهی شیرین و سرگرمکننده بود و به نظرم دقیقاً از اون کتابهاییه که وقتی دنبال یک داستان سبکتر و سریعخوان هستی، میتونه انتخاب خوبی باشه.
۴/۵ 🤍
📅 1405/05/29
روایتی درگیرکننده و فانتزی است که به کالبدشکافی فشارهای خردکنندهی موفقیت و شکافهای طبقاتی در مدرسهی نخبگانِ پکن میپردازد. نویسنده با استفاده از استعارهی نامرئیشدن، وضعیت روانی دختری به نام آلیس را به تصویر میکشد که در تلاقی دو دنیای متفاوت گرفتار شده است: دنیای پرزرقوبرق همکلاسیهای ثروتمند و رؤیای دانشگاههای برتر، و واقعیت تلخ محدودیتهای مالی خانوادهای از طبقهی کارگر. این کتاب فراتر از یک داستان نوجوانانه، به نقد ساختاری نظامهای آموزشی رقابتی و بهای گزافی میپردازد که دانشآموزان برای دیدهشدن در چنین محیطهایی پرداخت میکنند. ساختار داستان با ظرافت از جزئیات روزمرهی زندگی در مدرسهی ایرینگتون بهره میبرد تا حس بیگانگی و اضطراب آلیس را در میان تالارهای مجلل و رقابتهای درسی تشدید کند.
📅 1405/05/29
به نام خدا.
سلام وقتتون بخیر .
از آثار خانم آن لیانگ در ابتدا من کاش نامه هایم به دستت نرسد رو خونده بودم و بعد سراغ این کتاب آمدم . داستان این کتاب از جنبه های زیادی مشابه کتاب دیگر همین نویسنده (کاش نامه هایم به دستت نرسد ) بود .برای مثل شخصیت کاراکتر اصلی مرد و زن هردو کتاب خیلی مشابه بود و موقعیت اجتماعی هاشون هم. همین طور . انگار که همون کاراکتر ها بودن . البته راستش رو بخواید من با این بخش خیلی مشکل نداشتم تنها مشکلم با این کتاب این بود که دد بعضی بخش ها روند داستان خیلی سریع میشد توضیح ناکافی بود .
در کل این کتاب حس و حال کی دراما و انیمه های ژانر مدرسه ای رو میداد و نسبتا دوسش داشتم . و برای شروع کتاب خوانی پیشنهاد میکنم چون روند داستان آدمو خسته نمیکنه.
📅 1405/05/24
این کتاب به قدری من رو جذب خودش کرد که طی چند ساعت تمومش کردم خیلیی کتاب جذاب و فوقالعاده ای هست آلیس دختری نوجوان باهوش و با استعدادی است که با انواع اقسام بورسیه توانسته است وارد دبیرستانی بینالمللی و همه چی تمام در چین شود و در میان فرزندان افراد مشهور و ثروتمند او تنها کسی است که با بورسیه توانسته است در این دبیرستان درس بخواند و به همین دلیل او همیشه نادیده گرفته میشود طوری که انگار نامرئی است . اما بعد از اتفاقاتی او واقعا به طور غیرارادی نامرئی میشود و باید از هنری ، رقیب او در از همه لحاظ که به شدت از او متنفر است کمک بخواهد و این تازه آغاز ماجراست .
📅 1405/05/24
یادداشت ها
هیچ یادداشتی برای این کتاب نوشته نشده است.