امید فرار کرد

پدیدآور

عباس ناصری

ناشر

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

سال نشر

۱۴۰۳

⏱️ زمان باقی‌مانده تا پایان مرحله اول:
0 روز 0 ساعت 0 دقیقه 0 ثانیه

⭐ مرحله اول رأی‌دهی

🔒 برای ثبت یا ویرایش رأی باید وارد حساب کاربری خود شوید

💬 نظرات و امتیازهای کاربران

27 نظر تأیید شده

👤 مهبد امیریان
۱. پیرنگ :
داستان بر محوریتِ یک «تغییرِ اجباری» بنا شده است؛ الگویی کلاسیک اما همیشه جذاب در ادبیات نوجوان. از دست دادن مادربزرگ (نقطه ثبات) و رفتن به خانه‌ی پدر و نامادری (نقطه ناپایداری)، بحرانِ اصلیِ شخصیت (امید) را شکل می‌دهد. این سفرِ جغرافیایی (از شهرِ محل سکونتِ قبلی به آبادان)، در واقع نمادی از «سفرِ درونیِ» قهرمان برای کشفِ هویتِ مستقل خودش است.

۲. درون‌مایه :
بحرانِ هویت:امید در این داستان، نوجوانی است که در میانه‌ی خاطراتِ گذشته و واقعیت‌هایِ جدیدِ زندگی‌اش معلق است.
سازگاری: کتاب به خوبی چالش‌های «خانواده‌ی جدید» (پدر و همسرِ جدیدش) را از زاویه‌ی دیدِ نوجوانی که احساس می‌کند جایگاهش را از دست داده، به تصویر می‌کشد.

۳. چرا نام داستان انتخاب هوشمندانه‌ای است؟
عنوان «امید فرار کرد» در متنِ کتاب دو لایه دارد:
لایه اول (روایی): واقعیتِ فیزیکیِ فرارِ امید از خانه یا شرایطی که در آن احساس بیگانگی می‌کند.
لایه دوم (استعاری): اشاره به «امید» به عنوانِ قهرمانِ داستان که گویی در جست‌وجویِ گمشده‌ای از خودش، از کالبدِ کودکیِ خود فرار می‌کند تا به بلوغ برسد.

۴. سبکِ عباس ناصری:
ناصری در این کتاب توانسته است لحنِ نوجوانی را به خوبی درک کند. او از زبانِ دشوار و پیچیده پرهیز کرده و بیشتر بر **«موقعیت‌سازی»** تمرکز دارد. فضایِ آبادان در داستان هم فقط یک لوکیشن نیست؛ بلکه به عنوان یک «شخصیتِ محیطی» عمل می‌کند که گرمایِ هوا و فضایِ خاصِ آن، در تلاطمِ روحیِ امید تأثیرگذار است.

نقاط قوت برای نوجوانان:
همذات‌پنداری: نوجوانانی که تجربه‌ی طلاق والدین یا فقدان عزیزان را داشته‌اند، به راحتی با دنیای ذهنی امید ارتباط می‌گیرند.
صراحت:کتاب از رودربایستی‌های معمولِ ادبیاتِ نوجوان فاصله می‌گیرد و جسارتِ «فرار کردن» و «اعتراض کردن» را به رسمیت می‌شناسد.
📅 1405/06/19
👤 تینا ظهیار
داستان نوجوانی که با ورودش به شهر و خانواده ای جدید چالش هایی را پشت سر می گذارد.
اسم کتاب کنایه دارد یه جورایی یعنی امیدی در این فرد نیست و یا اینکه امید از خانه فرار کرده و ...
کتاب جالبیه ارزش خوندن داره
📅 1405/06/18
👤 کانیا بابایی
کتاب خوبی بود و من دوست دارم شما هم بخوانید ❣️عالیه❣️
❤️❤️❤️
📅 1405/06/16
👤 سمیه مرادی
═════════کتاب امید فرار کرد═════════ ن اثر به زیبایی میان «معصومیت کودکی» و «سختی‌های دنیای بزرگسالان» پل زده است. کوله‌پشتی روی دوش آن کودک، تنها حاوی کتاب و وسایل نیست؛ بلکه حامل تمام بارِ مسئولیت‌هایی است که شاید برای سن او سنگین باشد. این کتاب به ما نشان می‌دهد که چگونه چالش‌های زندگی می‌تواند سایه‌ی بزرگی بر روی چهره‌ی درخشانِ امید بیفکند.
📅 1405/06/16
👤 سارا حبیب پور
خوب بود
📅 1405/06/15
👤 هانیه قانعی
داستان خیلی خوبیه
یکی از قسمتش می گوید
دارم قرار می کنم ؟نمی دانم . آخر باید چیزی باشد که ادم از ان فرار کند.
📅 1405/06/14
👤 محمد هادی فتحی
خیلی کتاب زیبا و جالب و دارای شخصیت های مملوس است
📅 1405/06/14
👤 سالار پشت دار
این کتاب یک کتاب زیبا راجب زندگینامه یک ÷سر با کلی دشواری است با معنی فلسفی بسیار زیبا
📅 1405/06/14
👤 فاطمه باغیانی
کتاب خوب و جالبی بود.
این کتاب درباره امیده که پدر و مادرش از هم جدا شدن و او مجبور میشه بره پیش پدرش و نامادری اش زندگی کنه در شهری جدید و اون خیلی ناراحته چون مادر بزرگش رو از دست داده و ........
📅 1405/06/13
👤 ثنا ابوطالبی
این کتاب رو به خاطر رابطه د وبرادر باهم دوست داشتم واینکه خیلی طول وتفسیر نداشت
📅 1405/06/13
👤 مبینا شفیع یار
اسم کتاب برام جالب بود و به خاطر همون برای خواندن کتاب ذوق داشتم
📅 1405/06/12
👤 آیلین افشار
از نظر من داستان کاملا شخصیت های ملموس و زیبایی رو به تصویر کشیده بود و ما کاملا داشتیم حس های شخصیت رو بدون اون که توضیح زیادی بده می‌فهمیدیم و یکی از نکات مثبت داستان این که نویسنده نخواسته با پیچ و تاب دادن ناراحتی ها فقط بخاطر ادبی کردن متن ها عمق دادن ضعیف داستان جمله هایی برای توصیف غم نشون بده و کاملا اون افکار ساده و حال هوای امید که شخصیت اصلی کاملا حس رو میرسونه .
کوتاه بودن فصل ها یک حالتی رو به وجود میارن انگار که ما داریم نوشته های خلاصه و یا افکار خلاصه روز رو از شخصیت اول می‌شنویم و حالا دقیقا به دقیقه هم همراهش نیستیم اما اون اصل مطلب و دغدغه مندی هارو کامل میگه .

یکی از نقاط مثبت داستان این که نویسنده کاملا ماهرانه انتقاد های اجتماعیش رو در نگاه نوجوان بیان میکنه و دقت میکنه که اصلا تک گویی های کاملا سخنرانی گونه و طولانی نداشتا باشه و خلاصه و ظریف میگه مثل اون قسمتی که درباره گریه نکردن مردان .

روانشناسی شخصیت کاملا دقیق و ظریف هستش و اینجا میخوام چند نمونش رو بگم .
ریزبینی و پیش بینی سناریو ها از استرس: ریزبینی و دقت شخصیت کاملا از نوع حفاظت از خود و بقا روانشناسی و نشون میده در خانواده غیرقابل پیش بینی بزرگ شده که برای بقا همیشه باید شرایط رو زیر نظر میگرفته ، یکی از مثال هاش قسمتی کع با پدر بیرون میرن ک تمام تمرکز شخصیت بر این که که چه کاری بکنه که پدر عصبی نشه .

تلاش برای تنهایی : این نشکن میده که شخصیت احساس امنیت نداره نسبت به خانواده و اطرافیان و احساس ترس و غیرقابل پیش بینی بودن میکنه و خطر در نظرشون گرفته .

علائم فیزیکی شخصیت : یک سری حالاتی که فرد دچار اضطراب درش قرار میگیره برای این که به خودش و بدنش آرامش بده که شخصیت همش در این شرایط قرار میگیره مثلا زانوهاش رد بغل میگیره دست هارو در جیب میکنه ویا غیره .
ترس از طرد شدگی : شخصیت حس این رو داره که اضافه هستش و محبت هایی که دریافت میکنه ثانیه ای پس قبل از طرد شدن از موقعیت فرار میکنه .

شخصیت برادر هم فوق العاده ظریف و قابل لمس .
📅 1405/06/11
👤 محمد امیدپور
خوب بود
📅 1405/06/11
👤 درسا عشقی
اسم کتاب برایم بسیار جذاب بود
📅 1405/06/10
👤 ماهتیسا خاطره
خب کتاب جالبیه
پایان بازش اونقدر رو مخم نبود
نویسنده خوب تونسته بود اون محیط رو تو ذهنمون بازسازی کنه
ولی نظر صادقانه ام رو بخوام بگم
کتابای ایرانی خیلییی بهتری هم هستن
قرار نیست دوباره بخونمش
ولی نسبت به کتابای دیگه با این موضوع بد نبود
📅 1405/06/10
👤 فاطمه امیدپور
راستش کتاب خیلی خوب بود و من از پایان بازش رو دوست داشتم و عاشق مادربرزگش بودم
📅 1405/06/08
👤 غزل رنجبر
موضوع آسیب شناسی مشکلات نوجوانان همیشه بحث برانگیز و هیجانی هست
📅 1405/06/07
👤 سارینا صفری
عالی
📅 1405/06/07
👤 المیرا گلشن طلب
عالی بود
📅 1405/06/07
👤 فاطمه میرزاعطائی
این کتاب اسمش «امید فرار کرد»ه، از عباس ناصری. راستش یه نوجونه به اسم امید که زندگی‌اش یک‌دفعه حسابی به هم می‌ریزه و مجبور می‌شه بره پیش پدر و نامادری‌اش تو یه شهر جدید. کلی تنهایی و غریبی توش هست، ولی یه جورایی آدم رو تا تهش با خودش می‌کشونه.

نمی‌دونم چرا حس می‌کنم ممکنه از خوندنش لذت ببری. مخصوصاً اگه روزایی رو تجربه کرده باشی که حس کنی هیچ‌کس نمی‌فهمدت یا دلت می‌خواد از همه‌چیز فرار کنی. یه جمله از خود کتاب هم هست که خیلی حال و هواش رو می‌رسونه: «دارم فرار میکنم؟ نمیدانم. آخر باید چیزی باشد که آدم از آن فرار کند...»

راستی برای سن بالای ۱۵ سال نوشته شده
📅 1405/06/05
👤 تسنیم بشیری
کتاب قشنگی بود و من ازش خوشم اومد. پایان باز قشنگش کرده بود ، که خواننده میتونست برای خودش آینده ی امید رو بسازه و ذهن رو درگیر می کرد. درکل داستان خوبی بود ولی من به بعضی فصل ها حس خوبی نداشتم و فقط میخاستم زود ازشون رد بشم تا ببینم بعدش چی میشه. گاهی فصل های بعدی هم حوصله سر بر بودن و یه جاهایی میخواستم کلا کتاب رو بزارم کنار
📅 1405/06/03
👤 ماهلین خاطره
خب، اگه بخوام راستشو بگم، واقعا چیز جذابی نبود.
یعنی داستان حوصله سربر بود، و اینکه امید به نتیجه ی خاصی نرسید و کتاب بدون پایان مشخصی تموم شد، واقعا منو ناامید کرد.
دلیل ستاره ای هم که بهش دادم بعضی جملات قشنگ بود که چشممو گرفت. فقط همین.
📅 1405/06/03
👤 یسنا حیدری
کتاب «امید فرار کرد» اثر عباس ناصری، اثری است که با نگاهی طنزآمیز و در عین حال تلخ، به دغدغه‌ها و فشارهای اجتماعی روزمره می‌پردازد.
این کتاب مجموعه‌ای از روایت‌های کوتاه و تأمل‌برانگیز است که با زبانی ساده، «ناامیدی» و «امید» را در لایه‌های پنهان زندگی مدرن جستجو می‌کند. نقطه قوت آن، توانایی نویسنده در تبدیل دردهای مشترک جامعه به موقعیت‌هایی است که همزمان لبخند بر لب می‌آورند و ذهن را برای دقایقی درگیرِ پرسش‌های عمیق می‌کنند.
📅 1405/06/02
👤 ریحانه غلامی نیا
چیزی که برایم جذاب است، این است که «فرار» در اینجا فقط فرار از یک شهر یا خانه نیست؛ فرار از تنهایی و بلاتکلیفیِ نوجوانی‌ست که نمی‌داند دقیقاً به کجا تعلق دارد. عنوان کتاب هم از همین‌جاست که شیرین‌تر می‌شود؛ «امید» هم اسم قهرمان است و هم چیزی که انگار در تمام داستان، مدام از دست او می‌گریزد.

نثر کتاب ساده، روان و نزدیک به زبان نوجوان است و همین باعث می‌شود احساسات امید، بدون فاصله‌ی زیادی به خواننده منتقل شود. نقطه‌ی قوتش بیشتر در فضای واقعی و قابل لمسِ زندگی یک نوجوان و کشمکش‌های خانوادگی اوست تا اتفاقات عجیب و پرهیجان. در عوض، اگر دنبال داستانی با ماجراهای خیلی پرپیچ‌وخم یا نثری بسیار شاعرانه باشید، احتمالاً این کتاب بیشتر با حس و تجربه‌ی شخصیت اصلی تو را همراه می‌کند تا با حادثه‌. در مجموع، کتابی‌ست نوجوانانه، صمیمی و تلخ‌وشیرین که بیشتر از «فرار کردن»، درباره‌ی پیدا کردن جایی برای ماندن است.
📅 1405/06/01
👤 ریحانه الله وردی زاده
«امید فرار کرد» رو که می‌خونی، انگار داری با یه دوست جدید توی یه شهر غریب همسفر می‌شی. امید توی دلش یه عالمه سوال داره که هیچکس جوابش رو نمی‌ده؛ از تنهایی و غربت می‌گه، از خانواده‌ای که از هم پاشیده و از تلاش برای پیدا کردن جای خودش توی یه دنیای ناآشنا.

نویسنده توی این کتاب، حسابی توی ذهن امید رفته و نشون داده که یه نوجوان توی شرایط سخت چطور فکر می‌کنه. اونقدر روون و ساده نوشته که انگار خود امید داستانش رو تعریف می‌کنه. توی دل ماجرا، یه جمله از خود کتاب هست که می‌گه: «دارم فرار می‌کنم؟ نمیدانم. آخر باید چیزی باشد که آدم از آن فرار کند... انگار من دارم از هیچی فرار می‌کنم». این جمله، همه‌ی حس و حال کتابه: امید از چیزی که نمی‌شناسه فرار می‌کنه، به سمتی که هیچ‌چیز ازش نمی‌دونه.

اگه دنبال یه رمان نوجوان واقع‌گرا و ملموس با حال‌وهوای شهری (از اصفهان تا آبادان) هستی که توی دلش از خانواده، تنهایی و تلاش برای تازه شروع کردن حرف می‌زنه، این کتاب انتخاب قشنگیه.
📅 1405/06/01
👤 روژه محمدیان
به نظر من در این کتاب احساسات اسیب دیده ی نوجوان به طور کامل و زیبا توصیف شده .شایه کمی برای بعضی از نوجوانان نیز سنگین و غیرقابل فهم باش
📅 1405/06/01
👤 صدف زمانی
نسبتا خوب بود
📅 1405/06/01

یادداشت ها

هیچ یادداشتی برای این کتاب نوشته نشده است.

یادداشت شما