کتاب جذابی بود و امید به زندگی و لذت از چیزهای کوچک را می آموزد
📅 1405/06/15
این کتاب آدم رو آروم میکنه و اسم داستانش مرتبط هست با خود داستان .
📅 1405/06/15
خورخه لوئیس بورخس میگه : همیشه تصور میکنم بهشت جایی شبیه به کتابخانه باشد، تصویر کتاب همین حس را به آدم القا میکنه ، البته موضوع کتاب هم درباره ارزش خانواده و کتاب هست در بحبوحه جنگ جهانی ....
📅 1405/06/13
کتابی که میتواند برای کسانی مثل من عاشق خواندن روایت این چنینی است لذت بخش باشد
📅 1405/06/12
داستانی بسیااار زیبا و دوست داشتنی و همینطور قابل ارتباط
این که همچین بچه های امیدواری تونستن در دوران جنگ جهانی مسیر آیندشون رو تغییر بدن تونسته در طول مسیر داستان
مفاهیم عمیقی رو مثل شجاعت،وفاداری،فداکاری و خانواده نشون بده
تصویر جلد کاملا گویای فضای داستانه
و روند داستانی هم شیرین و پر ماجرا بود
به حرحال نویسنده باید خیلی هنرمند باشه که بتونه کتاب رو به زیبایی نام کتاب بنویسه
📅 1405/06/11
داستانی زیبایی بود که به خانواده دوستی خیلی پرداخت و همچنین لذت از چیزهای کوچک مثل داشتن یک اتاق مخصوص خود ،غذایی گرم و داشتن کتابی زیبا ...
طرح جلد خیلی زیباست بچه ها وارد کتابخانه عمومی شده اند و راضی از دریافت کتاب مورد علاقه خود هستند
📅 1405/06/10
مگه میشه یه کتاب که تو زمان جنگ روایت میشه یه حال و هوای گوگولی و cozy داشته باشه؟
واکنش این کتاب: بلههههه
این کتاب رو مامانم خیلی رندوم برام خرید،
منم اولش نمیخواستم بخونمش،
ولی عاشقش شدم!
حیلی خیلی قشنگه😭😭
و ممنوووون از نویسنده که بالاخره ما ی هپیاندینگ پیداکردیم💆🏻♀️🌷
📅 1405/06/09
این کتاب قسنگی بود برام عالی بود برام حس خوبی داشت ♡
📅 1405/06/06
کتاب خوبی بود و آدم و توی هر حس و حالی آروم میکنه واقعا ممنونم از این کتاب خوب ازتون
📅 1405/06/06
من داستان را دوست داشتم واز خواندنش لذت بردم
📅 1405/06/02
کتاب آنجا که ماه خانه دارد که حاوی رمانی برای نوجوانان است، داستانی است دربارهٔ اهمیت خانواده. این کتاب مملو از نثر غنی و حسی، کنایههایی از داستانهای کلاسیک کودکان مانند شاهزادهخانم کوچک، مری پاپینز و داستان فردیناند است. در این داستان، سال ۱۹۴۰ میلادی است و «آنا»ی ۹ساله، «ادموند» ۱۱ساله و «ویلیام» ۱۲ساله که پس از مرگ پدر و مادرشان با مادربزرگ در لندن زندگی میکردند، حالا مادربزرگشان را نیز از دست دادهاند و پای جنگ جهانی دوم هم به پایتخت انگلستان باز شده است. مادربزرگ هیچ وصیتی برای بچهها به جای نگذاشته و این سه خواهر و برادر باید به اجبار از شهر و دیار جنگزدهشان خارج شوند و سرپناهی برای خود بیابند.
📅 1405/05/29
کتاب زیبایی هست درباره سه کودک یتیم به نام های ادموند ،آنا و ویلیام که در جنگ جهانی دوم با پستی و بلندی های زندگی رو به رو میشوند و در دل آشوب های زندگی به کتاب خواندن پناه میبرند.
📅 1405/05/28
این کتاب از آن دسته از کتاب هایی است که بعد اتمام ، تازه در قلب و ذهن خواننده شروع می شود . از آن کتاب ها که شما را در فکر کردن فرو می برد .مانند برگی که به اسیر جبر باد ، در خاک فرو می رود .
موقعیت زمانی کتاب به جنگ بر می گردد . آهنگ جهانی دوم . بنظر موقعیت درماتیکی است .
اما این داستان با آرامش عجیبی پیش می رود . دوستش دارم چون ، در دل آشوب آرامش را پیدا کرده است .
این کتاب بوی زندگی می دهد و این را حتی از تصویر جلد هم می توان فهمید . و چه چیزی بهتر از جرعه ای زندگی در زمانی که خوب زیست گران است ؟
📅 1405/05/28
کتابی زیبا و آموزنده که به ما یاد میدهد شکر گزار چیز هایی که داریم باشیم
📅 1405/05/27
خیلی دوستش داشتم درباره خانواده هست کتاب زیبا با متنی جذاب
📅 1405/05/26
کتابی اموزنده و واقع گرایانه که به ما یاد میدهد شکرگزار چیزهایی باشیم که داریم
📅 1405/05/26
کتابی بسیار زیبا درباره عشق به کتاب و خانواده ی مهربان
📅 1405/05/24
بسیار عنوان زیبایی دارد و توجه مخاطبین را به خود جذب می کنند و محتوای داستان با فضای ذهنی نوجوان همخوانی دارد و میتواند در زندگی راهکار های مفیدی ارائه دهد و احساس همبستگی را به ما آموزش می دهد
📅 1405/05/24
داستان واقع گرا پر از احساس خوب
📅 1405/05/24
قصه ای روان و نسبتا مشخص است که به خوبی به توصیف پیچیدگی احساسات و تاثیر آن ها، بر رفتار ما، پرداخته است.اهمیت خانواده و لذتهای روزمرهی ساده ای که شاید موقع داشتن آنها متوجهشان نباشیم، مثل لباسی مناسب، اتاقی گرم، غذای کافی و آغوشی باز🥰. البته بیش از کشش روایی و ماجرایی، هیجانات و صداقت قصه، خواننده را همراه میکند.
📅 1405/05/20
سینا سعیدی –
قصه ای روان و نسبتا مشخص است که به خوبی به توصیف پیچیدگی احساسات و تاثیر آن ها، بر رفتار ما، پرداخته است. اهمیت کانون خانواده و لذتهای روزمرهی ساده ای که شاید موقع داشتن آنها متوجهشان نباشیم، مثل لباسی مناسب، اتاقی گرم، غذای کافی و آغوشی باز
.
تسنیم خانباباخانی –
بعد از خوندن جنگی که نجاتم داد، به ژان تاریخی داستانی واقعا علاقه مند شدم،
و این کتاب واقعا برام لذت بخش بودد
توصیفاتش، شخصیت پردازی و همه چیش
یکم با روایتش مشکل داشتم فقط
adminblog –
الا جان خوشحال میشویم اول کتاب را بخوانی و بعد رأی بدهی. 🦊