آلکاتراز ۳: آلکاتراز در مقابل شوالیه‌های کریسالیا

پدیدآور

برندون سندرسون

مترجم

شقایق خانجانی

ناشر

آذرباد

سال نشر

۱۴۰۲

⏱️ زمان باقی‌مانده تا پایان مرحله اول:
0 روز 0 ساعت 0 دقیقه 0 ثانیه

⭐ مرحله اول رأی‌دهی

🔒 برای ثبت یا ویرایش رأی باید وارد حساب کاربری خود شوید

💬 نظرات و امتیازهای کاربران

4 نظر تأیید شده

👤 آراد فتحی
مجموعه خیلی خوب و جالبی داره و داستان این جلد از اینجا شروع میشه که ∶
آلکاتراز وارد سرزمین کریسالیا می‌شود؛ جایی که قوانینش عجیب، مردمش غیرعادی و شوالیه‌هایش بسیار قدرتمندند. این شوالیه‌ها از سلاح‌ها و ابزارهایی استفاده می‌کنند که بر اساس نور، شیشه و انرژی ساخته شده‌اند.
در این جلد، آلکاتراز باید با فرهنگی جدید، قوانین سخت و دشمنانی روبه‌رو شود که از او انتظار دارند نقش مهمی در جنگ ایفا کند. او کم‌کم می‌فهمد که مردم کریسالیا از او انتظار دارند قهرمان باشد، اما خودش هنوز مطمئن نیست که می‌تواند چنین نقشی را قبول کند.
این جلد پر از نبردهای بزرگ، تصمیم‌های اخلاقی، طنزهای خاص سندرسون و لحظه‌هایی است که شخصیت اصلی را به چالش می‌کشد. آلکاتراز باید بفهمد شجاعت واقعی چیست و چگونه می‌تواند از قدرت عجیبش در دنیایی کاملاً متفاوت استفاده کند.
📅 1405/06/09
👤 ستاره رضایی
سلام این کتاب آلکاتراز3 آلکاتراز در مقابل شوالیه های کریسالیا این کتاب بهترین است و من از این کتاب خوندم ولی خیلی دوست داشتم ازش متن های خوبی شنیدم من از این کتاب خوشم آمده است خیلی هیجان انگیز است
📅 1405/05/30
👤 آرش ایرانی
خوب خوب خوب
این جلد هم تمام شد و هرچی بیشتر جلو میرفت بیشتر میفهمیدم که من جدا بستیل دوست دارم اصلا عاشق این بی اعصابیشم🤭
و خیلی هم بابابزرگ دوست دارم شخصیتش عالیه(مدیونید فکرکنین چشمم دنبال بدست اوردن استعدادشه🤭)
و خود الکاتراز... خوب خودش به خوبی تو این جلد تونست نشون بده که چقدر میتونه رو مخ و احمق باشه! یه جاهایی به بستیل حق میدادم که از دستش حرص بخوره(دلم میخواست باز با کیف بزنه تو سرش🚶🏻‍♀️)
یه چیزی که توی این جلد برام جالب بود اینکه به کل ماجرا شک میکنی! کی خوبه؟ کی شرور؟ جدا با کی دارن مبارزه میکنن؟ الان عملا داستان تو نقطه ای هست که به هیشکی نمیشه اعتماد کرد(بجز بستیل و بابا بزرگ){میزان علاقم بهشون که ضایع نیست؟🤭}
فردا میرم سراغ جلد چهار و جوری که داستان داره پیش میره احساس میکنم دیگه کم کم باید خودمو برا یه اعصاب خوردی حسابی اماده کنم👀

پ.ن: سه جلد گذشته و من هنوز معتقدم آسانسور از پله بهتره😁
پ.ن۲: به این جلد ۴ امتیاز از ۵ امتیاز میدم(اونایی که میدونن 😏)
📅 1405/05/30
👤 ماهدخت سلطانی زاده
وقتی آلکاتراز و بابابزرگ اسمدری سفری به شهر کریسالیا در سرزمین آزاد می‌کنند، جایی که خانه‌ی اسمدری‌هاست، آلکاتراز از اینکه یک اسطوره است شوکه می‌شود. وقتی یک نوزاد بود کتابداران شرور او را دزدیدند و مادرش (که یک کتابدار است) پشت کل ماجرا بود. حالا با پدر بی‌عاطفه‌اش که فردی عجیب است، بستیل که مقامش را ازدست‌داده و بابابزرگ اسمدری که مثل همیشه برای همه‌چیز دیر می‌کند (استعدادش این است)
📅 1405/05/29

یادداشت ها

هیچ یادداشتی برای این کتاب نوشته نشده است.

یادداشت شما