کتاب نیکولای ۱: شاه زخم‌ها

پدیدآور

لی باردوگو

مترجم

بهنام حاجی‌زاده

ناشر

باژ

سال نشر

۱۴۰۳

⏱️ زمان باقی‌مانده تا پایان مرحله اول:
0 روز 0 ساعت 0 دقیقه 0 ثانیه

⭐ مرحله اول رأی‌دهی

🔒 برای ثبت یا ویرایش رأی باید وارد حساب کاربری خود شوید

💬 نظرات و امتیازهای کاربران

5 نظر تأیید شده

👤 فاطمه زهرا ابویسانی
فضای پادشاهی و اتفاق‌هایی که برای شخصیت‌ها می‌افتاد، برام جالب بود. 👑✨ داستان رازها و ماجراهای مختلفی داشت که باعث می‌شد کنجکاو باشم و ادامه‌ش رو بخونم. 📖🔥 شخصیت اصلی هم ویژگی‌های متفاوتی داشت و همین باعث می‌شد داستان جذاب‌تر بشه. با این حال، بعضی بخش‌ها می‌تونست هیجان بیشتری داشته باشه؛ در مجموع کتاب خوبی بود و ارزش ۴ ستاره رو داشت. 💙
📅 1405/06/27
👤 فاطمه ابویسانی
راستش این کتاب خیلی نتونست منو با خودش همراه کنه. 📚😕 بعضی قسمت‌ها برام طولانی و کم‌کشش بود و حس می‌کردم داستان دیر جلو می‌ره. شخصیت‌ها هم اون‌طور که انتظار داشتم برام جذاب نبودن. در کل نتونستم ارتباط زیادی با کتاب بگیرم و برای من بیشتر در حد ۲ ستاره بود.
📅 1405/06/27
👤 ریحانه غلامی نیا
«شاه زخم‌ها» برای من بیشتر از اینکه ادامه‌ای برای دنیای گریشا باشد، فرصتی است برای دیدن شخصیت‌هایی که بعد از جنگ دیگر همان آدم‌های قبلی نیستند. نیکولای حالا پادشاه است، اما پشت آن شوخ‌طبعی و اعتمادبه‌نفس همیشگی، زخمی دارد که نمی‌تواند با سیاست و لبخند پنهانش کند. همین تضاد، شخصیتش را انسانی‌تر کرده است. عنوان کتاب دقیقاً همین‌جاست که معنا پیدا می‌کند. «شاه زخم‌ها» فقط یعنی پادشاهی که زخمی شده نیست؛ انگار نیکولای پادشاهِ زخمی است، کسی که باید با وجود چیزی شکسته و پنهان درون خودش، هنوز برای یک کشور تصمیم بگیرد. زخم در اینجا بیشتر از یک نشانه‌ی درد، تبدیل به بخشی از هویت او می‌شود؛ چیزی که اگر انکارش کند، بیشتر از آنکه نجاتش بدهد، نابودش می‌کند. در کنار نیکولای، زویا برای من یکی از بهترین بخش‌های کتاب بود. او هم با گذشته و اشتباه‌هایش درگیر است و قدرت برایش فقط یک توانایی نیست؛ مسئولیتی است که باید یاد بگیرد چگونه آن را به شکل دیگری ببیند. خط داستانی نینا هم با غم و مأموریتش، فضای کتاب را از یک داستان صرفاً سیاسی و جادویی بیرون می‌آورد. همین چندصدایی، جهان کتاب را بزرگ‌تر کرده، هرچند گاهی تعداد مسیرها و شخصیت‌ها باعث می‌شود تمرکز داستان کمی پخش شود. از نظر جلد و عنوان هم انتخاب خوبی است؛ طراحی نسخه‌ی اصلی با فضای اشرافی و نمادینش، بیشتر از یک فانتزی ماجراجویانه، حس یک پادشاهی زخمی را منتقل می‌کند. تنها ایراد جدی برای من همین شلوغی روایت است؛ کتاب برای خواننده‌ای که با دنیای قبلی گریشا آشنا نیست، به‌راحتی نمی‌ایستد تا همه‌چیز را از نو توضیح دهد و بعضی خط‌های داستانی هم فرصت کمتری برای ماندن پیدا می‌کنند.
📅 1405/06/24
👤 ایلین خطیب
🌌👑🦅

گاهی کتاب‌هایی هستن که از همون طرح روی جلدشون بوی تاریخ، رمز و راز و یه دنیای پر از سیاست می‌دن؛ انگار داری به یه سند قدیمی نگاه می‌کنی که کلی زخم و خاطره توی خودش داره.

«شاه زخم‌ها» (دوکانه نیکولای، جلد اول) نوشته‌ی لی باردوگو برای من دقیقاً یکی از همون داستان‌هاست.

در ظاهر، داستان درباره‌ی دوک‌ها، خیانت‌ها، جنگ برای تاج و تخت و کلی نقشه‌کشی توی یه دنیای تاریک و برفی شبیه به روسیه‌ی قدیمه. پر از شخصیت‌هایی که هیچ‌کدومشون سفید مطلق یا سیاه مطلق نیستن.

اما به نظرم این کتاب خیلی بیشتر از یه فانتزی پر از نبرد و جادوئه.

این کتاب درباره‌ی زخم‌هاست؛ زخم‌هایی که روی بدن می‌مونن و زخم‌هایی که توی روح آدم حک می‌شن.
درباره‌ی اینه که برای رسیدن به قدرت، آدم تا کجا می‌تونه ظلم کنه و خودش رو فریب بده که «این کار درسته».
و اینکه وقتی همه‌چیزت رو از دست بدی، چقدر طول می‌کشه تا یاد بگیری دوباره به کسی اعتماد کنی. 🖤⚔️

فضاسازی کتاب «شاه زخم‌ها» فوق‌العاده‌ست.
برف‌های سنگین، قصرهای یخ‌زده، تشریفات پرجزئیات اشرافی و اون حس سرد و خفقانی که توی کل کاخ جریان داره. انگار توی هر صفحه‌ش یه طوفان برفی و یه خیانت جدید در راهه. ❄️🏰

حس فاصله‌ای که همیشه توی داستان هست؛
فاصله بین عشق و نفرت.
بین قربانی و جلاد.
و بین اون چیزی که آدم‌ها از خودشون نشون می‌دن و اون رازهایی که تا آخرین لحظه قایمش می‌کنن.

و شاید یکی از زیباترین چیزهای کتاب اینه که نویسنده هیچ‌وقت بهت نمی‌گه «این شخصیت خوبه» یا «این شخص بده».
فقط نشونت می‌ده که زیر هر تاجی، یه سری زخم عمیق خوابیده و برای بقای خودشون، چه آدم‌هایی رو قربانی می‌کنن. 🕯️

در نهایت، چیزی که بیشتر از همه از این کتاب یادم می‌مونه، فقط جنگ و خون و انتقام نیست؛
بلکه اون حس سنگین و تلخی‌ست که بعد از بستن کتاب توی سینه‌م موند.
حس اینکه شاید همه‌ی ما یه روز برای چیزی که دوست داریم، کاری کنیم که هیچ‌کس فکرش رو نمی‌کنه و زخمی به جا بذاریم که هیچ‌وقت خوب نشه.

و شاید تنها کاری که می‌مونه، اینه که با همون زخم‌ها ادامه بدیم و به یه امید کوچیک توی دل تاریکی چنگ بندازیم. 🌑✨
📅 1405/06/17
👤 یاسین صادقی
مثل کتاب دیگرش نسبتا خوب است
📅 1405/06/08

یادداشت ها

هیچ یادداشتی برای این کتاب نوشته نشده است.

یادداشت شما