«پارتیتور آرمان» برای من از آن کتابهایی بود که عنوانش بعد از خواندن معنا پیدا میکند. آرمان پسری باهوش و موفق است که وارد مدرسهای معتبر میشود، اما کمکم برنامهی درس، آزمون، المپیاد و توقعات خانواده آنقدر روی زندگیاش سایه میاندازد که صدای علاقهی خودش، مخصوصاً موسیقی، کمرنگ میشود. انگار همه دارند برایش قطعهای مینویسند و فقط خودش فرصت انتخاب نتهایش را ندارد. روایت دوگانهی آرمان و سامیار هم کمک کرده فقط یک طرف ماجرا را نبینیم و فشارهای نوجوانی را از زاویهای دیگر هم لمس کنیم.
چیزی که بیشتر دوست داشتم، همین تضاد میان «موفق بودن» و «خوشحال بودن» بود. آرمان لزوماً دانشآموز شکستخوردهای نیست؛ اتفاقاً مسئله این است که در چشم دیگران موفق است، اما خودش کمکم احساس میکند دارد زندگیای را زندگی میکند که انتخابش نکرده. این بخش برای من واقعیترین قسمت کتاب بود.
و اینکه «پارتیتور» استعارهی خیلی خوبی برای زندگیای است که باید خودمان موسیقیاش را بنویسیم، نه اینکه فقط نتهای نوشتهشدهی دیگران را اجرا کنیم!
📅 1405/06/26
پایان بازی داشت و این خوب نبود
📅 1405/06/21
طرح جلد قشنگی داره داستان خوبیم داره از نظرم پایانش زیاد جذاب نبود
📅 1405/06/21
موضوع تکراری داشت و اسم کتاب زیاد جالب نبود
📅 1405/06/21
داستان سه نوجوان که دنبال رویاهای خودشون هستن اما پدر و مادر یه نوجوان اون رو به زور از رویاش دور میکنن و این حس برای خیلی هامون آشناست.اون نوجوان به سرنوشتی که براش ساختن اعتراض میکنه و این به نظرم قشنگ بود.درکل کتاب خوبی بود و من فقط برای پایان یکم بازش نمره کم کردم ولی واقعا توصیه میکنم مخصوصا برای خانوادههای و بچه های کنکوری.
📅 1405/05/25
یادداشت ها
هیچ یادداشتی برای این کتاب نوشته نشده است.