«مگی شوریده» برای من از آن کتابهایی بود که اول با یک پسر عجیب و افسانهای طرف میشوی، اما کمکم میفهمی خودِ افسانه، بخش مهمی از حرف کتاب است. مگی، یتیمی بیخانمان و دوندهای است که وارد شهری دوپاره میشود؛ شهری که آدمها را بر اساس رنگ پوست و جایگاه اجتماعی از هم جدا کرده. اما مگی بدون اینکه بخواهد قهرمانبازی دربیاورد، فقط با بودنش و جور دیگری زندگی کردنش، مرزهایی را که همه پذیرفتهاند به هم میزند.
چیزی که بیشتر دوست داشتم، شخصیت مگی است؛ او آن قهرمان بینقص و همیشه عاقل نیست. عجیب است، گاهی بیفکر عمل میکند و حتی خودش هم دقیقاً نمیداند چرا اینطور زندگی میکند؛ و همین باعث میشود واقعیتر به نظر برسد. فضای شهر و رابطهی آدمها هم خوب ساخته شده، اما بعضی شخصیتهای فرعی بیشتر نقش نمایندهی یک فکر یا گروه را دارند تا اینکه کاملاً به شخصیتهایی مستقل تبدیل شوند. ریتم در بخشهایی آرام میشود و بعضی اتفاقها بیشتر از اینکه به پیشبرد قصه کمک کنند، برای ساختن افسانهی مگیاند؛ بااینحال همین افسانهسازی، یکی از ویژگیهای خاص روایت است.
عنوان را خیلی دوست داشتم؛ «شوریده» فقط به رفتار مگی اشاره نمیکند، انگار به روحی اشاره دارد که حاضر نیست خودش را در قالبهای معمول جا بدهد. جلد هم اگرچه با فضای نوجوانانه و ماجراجویانهی کتاب هماهنگ است...
📅 1405/06/26
یادداشت ها
هیچ یادداشتی برای این کتاب نوشته نشده است.