دختر و شبح

پدیدآور

هانا الکف

مترجم

عذرا گلفام

ناشر

کتاب چار

سال نشر

۱۴۰۳

❌ این کتاب برگزیده مرحله دوم رای‌گیری نیست

💬 نظرات و امتیازهای کاربران

11 نظر تأیید شده

👤 فاطمه ملکپور
این کتاب به موضوعاتی مثل تنهایی, دوستی , خشم و قدرت می پردازد. برخلاف داستانهای رایج ارواح که شبح را شرور و بد نشان میدهند این کتاب پیوندی پیچیده و انسانی بین یک دختر و شبحش ترسیم میکند.
📅 1405/06/31
👤 فاطمه زهرا ابویسانی
عنوان «دختر و شبح» خیلی ساده ولی در عین حال کنجکاوکننده‌ست. 👻✨ از همون اسمش آدم دلش می‌خواد بدونه این دختر و شبح چه ارتباطی با هم دارن و چه ماجرایی قراره بینشون اتفاق بیفته. 📖💜 به نظرم عنوان کاملاً با فضای داستان جور بود و باعث شد از همون اول جذب کتاب بشم. در کل واقعاً انتخاب خوبی برای اسم کتاب بود. 😍
📅 1405/06/27
👤 فاطمه ابویسانی
ترکیب دختر و شبح از همون اول برام جالب بود و باعث شد کنجکاو بشم ببینم داستان قراره به کجا برسه. 👻👧🏻✨ فضای مرموز کتاب رو خیلی دوست داشتم و بعضی اتفاق‌ها واقعاً هیجان‌انگیز بودن. 📖🔥 شخصیت‌ها هم باعث می‌شدن بیشتر با داستان همراه بشم و دلم بخواد زودتر ادامه‌ش رو بخونم. در کل از خوندنش خیلی لذت بردم و واقعاً کتاب عالی‌ای بود. 💜
📅 1405/06/27
👤 محیا خاطری
قشنگ بودحرفم رو در یک کلام خلاصه می‌کند « عالی بود » و جلد صفحه اش خیلی شاد و دوست داشتنی هست و آدم رو به سمت خودش جذب می‌کنه.
📅 1405/06/25
👤 ریحانه غلامی نیا
«دختر و شبح» برای من بیشتر از اینکه یک داستان درباره‌ی یک شبح باشد، داستانِ تنهایی‌ای است که شکل پیدا می‌کند. ثریا، دختری که خودش را چندان متعلق به اطرافش نمی‌بیند، با پلسیت روبه‌رو می‌شود؛ موجودی که قرار است همراه و محافظش باشد، اما خیلی زود معلوم می‌شود هر چیزی که دوستش داریم، لزوماً برایمان امن نیست. همین دوگانگی، داستان را از یک فانتزی ساده جدا می‌کند.
یکی از چیزهایی که خیلی دوست داشتم، ریشه‌ی مالزیایی داستان بود. فولکلور و باورهای محلی فقط یک تزئین برای ترساندن خواننده نیستند؛ فضای داستان را ساخته‌اند و باعث شده‌اند شبح، هویتی فراتر از «یک روح ترسناک» داشته باشد. در کنارش، رابطه‌ی ثریا و مادرش هم لایه‌ی دیگری به داستان می‌دهد؛ رابطه‌ای که نشان می‌دهد گاهی نبودنِ عاطفی یک آدم، می‌تواند از نبودن فیزیکی هم سنگین‌تر باشد.
عنوان هم انتخاب خیلی خوبی است. «دختر و شبح» در ظاهر فقط معرفی دو شخصیت است، اما هرچه جلوتر می‌روی، «و» میان این دو، معنای بیشتری پیدا می‌کند؛ یعنی رابطه، وابستگی و مرزی که بین دوست‌داشتن و آسیب‌دیدن شکل می‌گیرد. حتی جلد هم با حال‌وهوای تاریک و فانتزی‌اش، از همان ابتدا وعده‌ی همین جهان دوگانه را می‌دهد؛ جهانی که هم جذاب است و هم کمی ناآرام.
📅 1405/06/24
👤 کانیا بابایی
❤️دختر و شبح❤️
دختری روستایی که می خواست با وارثان امپراتور ازدواج کند خیلی خیلی خیلی زیبا بود
📅 1405/06/18
👤 ایلین خطیب
🌑📖🌿

گاهی کتاب‌هایی هستن که از همون طرح روی جلدشون یه حس ترس شیرین و رازآلود به آدم دست می‌ده؛ انگار داری به یه نقاشی رنگارنگ از یه دنیای تاریک و مرموز نگاه می‌کنی که توی هر گوشه‌ش، یه هیولا یا یه معجزه قایم شده.

«دختر و شب» نوشته‌ی هانا الکف برای من دقیقاً یکی از همون داستان‌هاست.

در ظاهر، داستان درباره‌ی دختریه که عاشق کتاب و قصه‌ست و توی یه شب سرد، توی جنگل با موجودی عجیب و ترسناک روبه‌رو می‌شه؛ موجودی که شاید در نگاه اول دشمن باشه، اما اون‌قدرها هم که فکر می‌کنی ساده نیست.

اما به نظرم «دختر و شب» خیلی بیشتر از یه قصه‌ی ترسناک و فانتزی بچه‌گونه‌ست.

این کتاب درباره‌ی روبرو شدن با ترس‌هاست.
درباره‌ی اینه که وقتی تاریکی و وحشت به سمتت میاد، چطوری می‌تونی با شجاعت، کتاب و کلمات، جادویی بسازی که نجاتت بده.
اینکه گاهی چیزهایی که ازشون می‌ترسیم، نه‌تنها خطرناک نیستن، بلکه شاید تنها کسایی باشن که واقعاً درکمون می‌کنن. 🖤🌫️

فضاسازی کتاب فوق‌العاده لطیف و شاعرانه‌ست.
ابرهای بنفش که دور ماه می‌چرخن، علف‌های دراز و رنگی که با باد تکون می‌خورن، سکوت سنگین جنگل و اون موجود سیاه و بزرگ که انگار از جنس خودِ شب است. انگار داری یه خواب شیرین و کمی ترسناک رو توی ذهنت می‌بینی. 🌌🍃

حس مرزی که توی داستان وجود داره؛
مرز بین دنیای واقعی و دنیای قصه‌ها.
بین «ترسیدن» و «کنجکاو بودن».
اینکه یه کتاب چطور می‌تونه مثل یه سپر، آدم رو توی سخت‌ترین لحظه‌ها نگه داره و بهش دل و جرعت بده.

و شاید یکی از زیباترین چیزهای کتاب اینه که نشون می‌ده «قدرت» همیشه توی چنگال و دندان نیست؛ گاهی یه دختر کوچیک با یه جلد کتاب توی دستش، از اون هیولای سیاهِ شب هم قوی‌تره. 🦋✨

در نهایت، چیزی که بیشتر از همه از این کتاب یادم می‌مونه، نه فقط ترس از اون موجود سیاه، بلکه اون حس آرامش و همدلیِ عجیبیه که بعد از بستن کتاب توی قلبم موند.
حس اینکه شاید همه‌ی ما یه «شبِ» تاریک توی وجودمون داریم که فقط منتظره یه نفر پیداش بشه و باهاش دوست بشه.
و شاید توی تاریک‌ترین لحظه‌های زندگی، اگه گوش بدیم، صدای یه قصه‌ی قدیمی توی باد باشه که بهمون می‌گه چیزی برای ترسیدن نیست. 🌙🕯️
📅 1405/06/17
👤 زینب فلاح زاده
واقعا عالی بود
📅 1405/06/12
👤 ماهلین خاطره
خب....راستش برام جالب نبود.
یکم زیادی ساده بود.
ساده و بچگونه.
باب سلیقه ی من نیست💔
📅 1405/06/10
👤 سمیه مرادی
═════════کتاب دختر و شبح═════════
داستان دختری بود که از کودکی در روستا بزرگ شد و خواست با وارث فرمانروایان ازدواج کند
از این داستان خوشم آمد جادوگر داشت و خفن و فانتزی بود جلدش کمی ساده و کودکانه بود
📅 1405/06/08
👤 یاسین صادقی
کتاب جالبی نیست
📅 1405/06/08

یادداشت ها

هیچ یادداشتی برای این کتاب نوشته نشده است.

یادداشت شما