فضای کتاب و ایدهی دانه رو خیلی دوست داشتم. 🌱💚 داستان روان بود و اتفاقها باعث میشدن با علاقه ادامهش بدم. بعضی قسمتها حس خوبی منتقل میکردن و پیام کتاب هم برام جالب بود. 📚✨ در کل کتاب خیلی خوبی بود و از خوندنش لذت بردم. 🥰
📅 1405/06/26
داستان «دانه» برای من خیلی قشنگ و تأثیرگذار بود. 🌱✨ ایدهی اصلی کتاب ساده به نظر میرسید، ولی وقتی داستان رو میخوندم، معنی و مفهومش بیشتر خودش رو نشون میداد. بعضی قسمتها واقعاً باعث میشدن به چیزهایی که دوروبرمون هست بیشتر فکر کنم. 💚📖 در کل از اون کتابهایی بود که بعد از تموم شدنش هم حسش توی ذهنم میموند. 🥹✨
📅 1405/06/26
دانه در کل کتاب قشنگ و امیدبخشی بود. چیزی که بیشتر از همه برای من جالب بود، رابطه مارتی و پدربزرگش بود و امیدی که پدربزرگ داشت و سعی میکرد این امید رو به مارتی هم منتقل کنه. به نظرم این رابطه یکی از قشنگترین بخشهای کتاب بود و واقعاً قابل تحسین بود.
بعد از اون، رابطه دو دوست هم در کتاب برای من دوستداشتنی بود. به نظرم دوستی بینشون باعث میشد داستان فقط درباره اتفاقهایی که برای مارتی میافته نباشه و رابطهها و شخصیتها هم اهمیت خودشون رو داشته باشن.
مضمون کتاب هم به نظرم خیلی خوب بود و امیدی که توی داستان وجود داشت، باعث میشد حس خوبی بهم بده. پایانش هم واقعاً قشنگ بود و به نظرم همین مضمون و چیزهایی که در طول داستان میدیدیم، باعث میشد پایان کتاب قشنگتر بشه و اثر بیشتری روی من بذاره.
فضای داستان هم برام جذاب بود و اون حس زیبایی که در طول خوندن کتاب داشتم واقعاً به دلم نشست. بعضی از اتفاقها و فضای داستان باعث میشد بیشتر باهاش همراه بشم و از خوندنش لذت ببرم.
شخصیتپردازی هم در کل خوب بود و شخصیتها تا حد خوبی قابل ارتباط بودن. هرکدوم جای خودشون رو در داستان داشتن و مخصوصاً رابطههایی که بین شخصیتها شکل میگرفت، باعث میشد بیشتر بهشون توجه کنم.
ترجمه هم واقعاً عالی بود و متن خیلی روان بود. موقع خوندن راحت میشد با داستان پیش رفت و به نظرم ترجمه خوب باعث شده بود فضای کتاب و حسش به خوبی منتقل بشه.
طراحی جلد کتاب هم خیلی قشنگ بود و تصویرگریهای داخل کتاب رو هم دوست داشتم. به نظرم تصویرها با فضای داستان هماهنگی خوبی داشتن و باعث میشدن کتاب جذابتر بشه.
به نظرم دانه بیشتر برای بچههای بالای ۱۰ سال مناسبه احتمالاً اونها ارتباط بیشتری با داستان و مضمونش میگیرن.
در کل دانه برای من یک کتاب قشنگ، امیدبخش و زیبا بود. رابطه پدربزرگ و مارتی، دوستی بین شخصیتها، مضمون خوب داستان و پایانی که به نظرم قشنگترش میکرد، در کنار ترجمه، تصویرگری و طراحی خوب کتاب، باعث شدن تجربه خوبی از خوندنش داشته باشم و اون زیبایی و حس خوبی که داشت واقعاً به دلم نشست.
📅 1405/06/26
به نظر من این داستان هم برای کودکان هم برای نوجوانان مناسب هست ، مفاهیمی مثل امیدواری ، اعتماد به خود ، پشتکار و ... را در قالب داستانی زیبا و جالب ارائه کرده است
📅 1405/06/26
واقعا قشنگه بچه ها بخونید
📅 1405/06/24
کتابی گرم و امیدوارکننده که ارزشش بیشتر از خودِ جادو، در نگاهش به آدمهایی است که وسط یک زندگی سخت هنوز جایی برای خیال و آرزو نگه میدارند.
📅 1405/06/24
خوب و عالی بهتون پیشنهاد می کنم بخونید داستان زیبایی داره و طراحی جلد هم شیک و بی نظیر است
📅 1405/06/23
خیلییییی جالببب بود و پیام اصلی داستان این بود هیچ وقت بی خیال رویاهایت نشو همونطور که روی جلد خود کتاب نوشته:)
📅 1405/06/15
پسری بود که پدر بزرگش روز تولدش به او دانه ای داد 🤍🤍🤍خوب و عالی پیشنهاد می کنم بخوانید داستان زیبایی داره و طراحی جلد هم شیک و بی نظیر است
📅 1405/06/13
من که از کتابخونه گرفتم و خوندم ولی از کتاباییه که باید توی قفسه ی هر نوجوان کتابخوانی باشه
داستان درباره ی پسریه که برای تولدش یه دانه از پدربزرگش هدیه میگیره و این دانه ی کوچیک و ناچیز، مسیر زندگی این پسر رو تغییر میده
یکم کلیشه ای بود، اینکه یه دانه کوچیک بزرگ میشه و داستان های مختلف باهاش میسازن، به طور مثال جک و لوبیای سحر امیز و یا اون انیمیشنی که دانه ی گلابی به یه گلابی خیلی بزرگ تبدیل میشه و سفری باهاش روی دریا آغاز میشه
اما با وجود کلیشه ای بودنش جالبه و در نوع خودش جزو بهترین ها میتونه باشه
📅 1405/06/13
داستان منو جذب خودش نکرد و به نظرم برای داستان نوجوان زیادی کودکانه اس
📅 1405/06/12
سلام خیلیییییی کتاب قشنگی بود حتما بخونید خوشتون میاد طراحی جلدش خیلی شیک بود داستان جالبی بود درباره ی یه پسره بود که پدر بزرگش برای روز تولدش یه دانه هدیه داد داد.
📅 1405/06/10
«دانه» یه داستان احساسی و متفاوت دربارهی طبیعت، خانواده و امیده. داستان دربارهی پسریه که با اتفاقها و مشکلات مختلفی روبهرو میشه و در این بین، ارتباطش با طبیعت و یک دانه باعث میشه چیزهای تازهای دربارهی زندگی و خودش بفهمه.
داستان نشون میده که حتی یه چیز خیلی کوچیک، مثل یه دانه، میتونه نماد شروع یه تغییر بزرگ باشه. شخصیت اصلی کمکم یاد میگیره که برای رسیدن به چیزی که براش مهمه، باید صبور باشه و امیدش رو از دست نده.
به نظرم کتاب فضای آروم و قشنگی داره و بیشتر از اینکه روی هیجان تمرکز کنه، روی احساسات و مفهوم زندگی و طبیعت تمرکز داره.
📅 1405/06/10
یادداشت ها
هیچ یادداشتی برای این کتاب نوشته نشده است.