در ظاهر ساده و بامزه اما باطنش پر از معناست
📅 1405/06/29
شخصیت جفرسون را خیلی دوست داشتم، چون قهرمانِ شجاع و بیترسی نیست؛ اتفاقاً ترس، تردید و احتیاط دارد، اما همینها در طول داستان کمکم به شجاعت تبدیل میشوند. رابطهی او و گیلبرت هم یکی از دلنشینترین بخشهای کتاب است؛ دوستیای که فقط برای خنداندن نیست و در لحظههای سخت واقعاً به پیش رفتن داستان کمک میکند. معمای پلیسی هم کشش خوبی دارد و نویسنده اطلاعات را طوری پخش میکند که خواننده بتواند همراه جفرسون دنبال سرنخها برود.
از نظر جهانسازی، ایدهی جامعهای که حیوانات در آن تقریباً مثل انسانها زندگی میکنند، تلفن دارند، سفر میکنند و حتی درگیر ساختارهای اجتماعی خودشان هستند، خیلی جذاب است؛ اما نقطهی قوت اصلی این جهان برای من قوانین فانتزی نیست، بلکه استعارهای است که میسازد. وقتی جفرسون به سرزمین انسانها میرود، مرز میان «حیوان» و «انسان» کمکم تبدیل به سؤال اخلاقی میشود: اگر حیوانات را آنقدر شبیه خودمان ببینیم، آیا رفتارمان با آنها تغییر میکند؟ همینجا کتاب از یک داستان پلیسی نوجوانانه فراتر میرود....
📅 1405/06/26
کتاب بسیاز خوبی بود
📅 1405/06/21
❤️جفرسون ❤️
کتابی ساده اما بامزه و شیرین و در نهایت داستان جمله های پر معنی به کار گرفته شده بود من دوست داشتم
📅 1405/06/16
ستایش فروزنده –
«جفرسون» برای من یکی از آن کتابهایی بود که در ظاهر ساده و حتی کمی بامزه شروع میشود، اما کمکم حرفهای عمیقتری برای گفتن دارد. چیزی که بیشتر دوست داشتم، این بود که داستان فقط درباره یک ماجراجویی نبود؛ درباره قضاوت کردن دیگران، بیعدالتی و این بود که چقدر راحت ممکن است کسی را بدون شناختن، محکوم کنیم.
شخصیت جفرسون حس خوبی داشت و باعث شد بیشتر به احساسات و ترسهایش توجه کنم. به نظرم این کتاب با اینکه فضای نوجوانانه دارد، حرفهایی میزند که برای هر سنی قابل فکر کردن است. داستانی ساده، اما با پیامهایی که بعد از تمام کردنش هم در ذهن میماند.