«جای خالی انبه» برای من قبل از هر چیز قصهی دختری است که دنیا را دقیقاً آنطور که بقیه میبینند، نمیبیند. میا کلمات، صداها و اعداد را با رنگها تجربه میکند؛ تجربهای که اول برای خودش هم بیشتر شبیه یک راز است تا یک ویژگی قابل توضیح. جذابیت کتاب همینجاست: نویسنده سینستزیا را فقط معرفی نمیکند، بلکه آن را وارد دوستیها، مدرسه، خانواده و حتی نگاه میا به خودش میکند.
چیزی که بیشتر با من ماند، تلاش میا برای فهمیدن اینکه «متفاوت بودن» دقیقاً یعنی چه بود. او مدتی میخواهد مثل بقیه باشد، پنهانکاری میکند و از قضاوت شدن میترسد؛ اما مسیر داستان کمکم از «چرا من اینطورم؟» به «چطور میتوانم خودم را همانطور که هستم بشناسم؟» تغییر میکند. رابطهاش با دوستان و خانواده هم به همین دلیل برایم مهمتر از خودِ ویژگی عجیبش بود؛ چون نشان میدهد پذیرفته شدن همیشه با یک توضیح علمی اتفاق نمیافتد، گاهی با شنیده شدن شروع میشود.
📅 1405/06/25
خیلیییی قشنگه باور کنید ۳ بار این کتاب رو خوندم
📅 1405/06/25
داستان کتاب خیلی قشنگ بود.
شخصیت پردازی خوبی داشت.
فضا سازی کتاب بد نبود.
پایان بندی خوبی داشت
📅 1405/06/18
داستان متفاوتی بود که زندگی واقعی شخصیت اصلی رو بسیار هنرمندانه به تصویر میکشید
شخصیت پردازی داستان،صحنه های قابل تصور و افکاری عمیق در قالب کلمات ساده یکی از بهترین ویژگی های این کتاب بود
طراحی جلد کاملا ساده و قشنگ بود و نمایانگر فضای داستان بود
ترجمه هم که روان و خوب بود
📅 1405/06/11
داستان لذت بخشی بود برام گاهی این جور کتابا برای ما لازمه
📅 1405/06/09
اعتراف میکنم که برای اولین بار در زندگی ام یک کتاب را بدان در نظر گرفتن ،گروه سنی و شناخت از نویسنده و موضوع اش خریدم .
چرا؟ برای عنوانش ... از آن دسته از خواننده ها نیستم که کتابی را برای جلدش بخرم اما شاید بعد از این کتاب تبدیل به آن دست خواننده ها شوم که نام کتاب هم برایشان بسیار مهم است. اما خب موضوع و داستان هم به اندازه خود نامش جذاب و زیبا بود .
کتاب روانی بود و از آن دسته از کتاب ها است که هر نوجوانی باید بخواند چون هر کسی با خواندن این کتاب قصه ای تازه خلق می کند .
شاید این کتاب از آن کتاب ها باشد که. کتاب می آفریند .
📅 1405/06/01
خیلی قشنگ بود.توی داستان غرق میشی از نظر من خیلی جذاب بود.
📅 1405/06/01
چه کسی میداند در لایه های درون ذهن یک نوجوان چه میگذره؟
من این کتاب را دوست داشتم چون پنجره ای به درون یک ذهن متفاوت بود.
📅 1405/06/01
کتاب روان و خوبی بود از خوندنش خسته نمیشی من این کتاب رو توی دو روز تموم کردم اخرهای رمان هم کلارا یادش میاد همه چی رو من خیلی روستاشونم دوستداشتم
📅 1405/05/25
میا دختری ۱۳ سالهست که یاد گرفته چطور اختلالش به اسم حس آمیزی رو مثل یه راز پنهان کنه، تا بقیه فکر نکن دیوونهست. اما حس آمیزی اختلالیه که درصدی از مردم جهان بهش مبتلا هستن و هیچ ربطی به دیوونه شدن نداره؛ و صرفا باعث میشه که بو ها، تصاویر، مزه ها و صدا ها و حتی چیز هایی که لمس میکنن رو با یکی دیگه قاطی بکنن. مثلا شاید وقتی صدای بوق ماشین رو میشنون، یه شکل مثلثی زرد ببین که یه گوشهست. یا شاید هر حرف رو به یه شکل خاص ببینن که برای هر شخص مبتلا به این اختلال، متفاوته.
میا به حس آمیزی مبتلاست و در ۱۳ سالگی، گربه اش رو از دست میده. گربه ای که یه ارتباط عمیق بین میا و پدربزرگش که فوت کرده ایجاد میکنه.
این کتاب، میتونه شگفت زدهتون بکنه از اینکه چقدر دنیا برای آدم ها ی مختلف، متفاوته!
بسیار لطیف و عمیقه و پیشنهاد من به تمام کسانیه که میخوان دنیا و آدمهاش رو بهتر درک بکنن.
📅 1405/05/23
یادداشت ها
هیچ یادداشتی برای این کتاب نوشته نشده است.