من واقعاً نمیدونم از تابوت سرگردان چی بگم، چون هرچی از این کتاب بگم به نظرم باز هم کمه. واقعاً کتابی بود که از همون اول جذبش شدم و موضوع داستان و فضایی که آقای شاهآبادی ساخته بودن، خیلی خوب مخاطب رو تا خط آخر با خودش همراه میکرد. از همون اول اتفاقها و سؤالهایی وجود داشت که باعث میشد مدام کنجکاو باشم و بخوام بدونم در ادامه چه اتفاقی میافته.
یکی از چیزهایی که خیلی دوست داشتم، دو روایت بودن داستان بود. داستان بین گذشته و زمان حال جابهجا میشد و برای من جذاب بود که همزمان در هر دو زمان منتظر خوندن ادامه ماجراها و اتفاقهای هیجانانگیز باشم. وقتی روایت به گذشته میرفت، دوست داشتم بدونم چه اتفاقی افتاده و چه ارتباطی با اتفاقهای زمان حال داره و وقتی به زمان حال برمیگشتیم، دوباره منتظر بودم ببینم برای صمد و بقیه شخصیتها چه اتفاقی میافته. به نظرم همین باعث میشد کشش داستان بیشتر بشه و همیشه چیزی برای دنبال کردن داشته باشم.
شخصیتپردازی هم به نظرم عالی بود. خود من خیلی خوب با شخصیتها ارتباط برقرار کردم و مخصوصاً صمد رو خیلی دوست داشتم. اتفاقهایی که براش میافتاد و ترسها و تردیدهایی که داشت باعث میشد بیشتر باهاش همراه بشم و همذاتپنداری کنم. به نظرم شخصیتها فقط برای جلو بردن داستان نبودن و هرکدوم، حتی اگر نقش کوچکی داشتن، جای خودشون رو در داستان داشتن و باعث میشدن ماجرا جذابتر بشه.
فضاسازی کتاب هم خیلی به دلم نشست. اینکه داستان در دوره قاجار اتفاق میافتاد، خودش فضای متفاوتی ایجاد کرده بود و در کنار اتفاقهای رازآلود و فانتزی، باعث میشد حس کنم واقعاً وارد دنیای داستان شدم. فضای قدیمی، مسیر سفر، حضور شخصیتهای تاریخی مثل ایرج میرزا و... و اتفاقهایی که در طول سفر برای صمد و همسفرهاش میافتاد، در کنار بخشهای عجیب و ترسناک داستان، ترکیب خیلی جالبی ساخته بود.
تعلیق داستان هم یکی از چیزهایی بود که خیلی دوست داشتم. نویسنده اتفاقها رو یکدفعه مشخص نمیکرد و همین باعث میشد مدام حدس بزنم بعدش چی میشه. بعضی وقتها فکر میکردم شاید فهمیدم ماجرا از چه قراره، ولی اتفاق بعدی باعث میشد دوباره منتظر بمونم تا هرچه زودتر جواب سؤالهام رو بفهمم. همین باعث میشد حتی وقتی کتاب رو کنار میذاشتم، کنجکاو باشم که دوباره برگردم و ادامهش رو بخونم.
در کل تابوت سرگردان برای من واقعاً یک کتاب عالی و خیلی دوستداشتنی بود. دو روایت گذشته و حال، سفر صمد، شخصیتپردازی، فضای قاجاری، اتفاقهای غیرمنتظره، تعلیق و ترکیب فضای تاریخی و فانتزی و ترسناک، همه باعث شدن از خوندنش خیلی لذت ببرم. چیزی که بیشتر از همه دوست داشتم این بود که کتاب تونست من رو تا خط آخر با خودش همراه کنه و همیشه منتظر یک اتفاق جدید نگه داره. حتی دو سه بار که خوندمش، هر بار چیز جدیدی توی داستان پیدا کردم و همین باعث شد بیشتر دوستش داشته باشم.
📅 1405/06/26
من این کتاب رو دوبار خوندم و هر دوبار از خوندنش لذت بردم .
داستان در مورد پسری هست که به خاطر اتفاق وحشتناکی که براش افتاده ترسی در وجودش هست و تصمیم میگیره تا با ترسش غلبه کنه هرچند که در همین راه هم مشکلات زیادی سر راهش قرار میگیره .
کتاب نثر روانی داره ، تعلیق زیادی داره و پرکشش است و خوشخوان هست به طوری که هر دو بار من کتاب رو در دو روز تمام کردم .
📅 1405/06/26
دارالفنون، فضای قاجار، شعر و حتی باورهای عامیانه دربارهی موجودات ماورایی فقط دکور نیستند و به هویت داستان کمک میکنند. فانتزی هم قرار نیست یک سیستم جادویی مفصل بسازد؛ بیشتر از عناصر ماورایی و ترس برای ساختن فضای داستان و حرفزدن دربارهی ترسهای انسانی استفاده میکند.
عنوان «تابوت سرگردان» کنجکاویبرانگیز و کاملاً همراستا با هویت کتاب است؛ جلد هم با فضای تاریک و تاریخی داستان هماهنگ است، هرچند برای من خودِ ایدهی صندوق و سفر صمد ماندگارتر از تصویر روی جلد بود.
📅 1405/06/25
کتاب قشنگی بود
📅 1405/06/21
واقعااا از یه کتاب ایرانی انقدر راضیم که هیچ حرفی نمیمونه
📅 1405/06/21
تصویرپردازی خوبی داشت.
📅 1405/06/21
هیجانی بود و همین داستان رو قشنگ میکرد
📅 1405/06/21
خیلییییییی جالب بود برای کتابخون هایی مناسبه که عاشق کتاب های ترسناک هستن
📅 1405/06/15
کتابهای حمیدرضا شاه آبادی را خیلی دوست دارم
📅 1405/06/13
یکی از شاهکار های نویسنده ایرانی مورد علاقم: \")
آقای شاه آبادی، کتابای ترسناک تاریخی ایرانی رو برای نوجوانان مینویسن تا نوجوونا به فرهنگ و فانتزی های کشورشون بیشتر علاقه مند شن
و من واقعا عاشق این یکی شدم=)
خیلی خیلی سداندینگ بود، ولی خب زندگی همینه!
📅 1405/06/09
بسیار عالی
به قلم قشنگ استاد شاه آبادی است
و بسیار عالی حال و هوای دوران قاجار را نوشته اند
اگر از این کتاب خوشتان آمد حتما دروازه ی مردگان را هم بخوانید
📅 1405/06/07
داستان جالب و واقعا گیرایی داشت قلم نویسنده هم خیلی عالی بود و اینکه توی سر فصل ها وارد دنیای جدیدی میشد واقعا منو ترغیب میکرد ادامه کتابو بخونم.
📅 1405/06/05
داستان در دوره قاجار روایت میشود و درمورد پسری به اسم صمد است که یکی از محصلان طب در دارالفنون است و برای شرکت در مجلس شاعر معروف، ایرج میرزا، از تهران راهی تبریز میشود. یکی از استادانش وقتی از قصد صمد مطلع میشود از او میخواهد امانتی را با خود به تبریز ببرد ... کتاب بین حال و گذشته در نوسان است و علت خیلی از رفتارها و اتفاقات زمان حال را در گذشته پیدا میکنید. راستش قسمتهای گذشته کتاب رو دوست نداشتم. کسل کننده بود و نکته شگفتی نداشت. خیلی هم مفصل و طولانی بود. بخش مورد علاقهام در کتاب، قبرستان جذامیها بود و بیشتر از همه آخرین جذامی . چند جای کتاب هم نویسنده صحنههای ترسناکی را به تصویر کشیده بود که میتواند آدرنالین خونتان را تا حد خوبی بالا ببرد. (قسمت های مربوط به اسد دوله و غلامش قنبر) ولی پایان کتاب جای کار بیشتری داشت. این نظز من نبود
باید بگم که واقعا داستان عالی بود و پایان عجیب ، جالب و البته غمگینی داشت . داستانی پرکشش ، شخصیت پردازی بسیار خوب و چون در زمان قدیم روایت شده خیلی جالب و حس خوبی به خواننده انتقال میدهد
📅 1405/06/05
تابوت سر گردان خیلی کتاب خوبی بود و آخرش یکم ناراحت شدم ولی یه داستان ایرانی خیلی جالب بود و مخصوصا بهم نشون داد آدما اون چیزی که نشون میدن نیستن و من یه حدسای دربارشون زده بودم که درست بود و سبکشم جوری بود که مثلا فکر کن که یه جنازه رو با خودت ببری سفر که چیز جالبی هم نیست اما این پسر تنها چیزی که میخواست این بود که بره سفر و اینکه داستان در دوره قاجار اتفاق افتاده و خودش خیلی جالب بود
📅 1405/06/04
من قبلاً سه جلد «دروازه مردگان» رو از آقای شاهآبادی خوندم و جزو بهترین کتابهایی بود که از کانون گرفتم. البته «وقتی مژی گم شد» رو هم از ایشون مطالعه کردم ولی مضمون داستان گیرایی آنچنانی نداشت و به دلم ننشست. این کتاب [تابوت سرگردان] اینطور که نشون میده باید تو سبک و سیاق دروازه مردگان باشه و باعث میشه من بیشتر علاقهمند به مطالعهاش بشم. دروازه مردگان همراه با خرق عادت بود؛ آمیختنِ واقعیت فراز و نشیبِ حقایق زندگی با تخیل و تاریخ، فضای خاصی بهوجود آورده بود. در کل آثار آقای شاهآبادی -خصوصاً تو این سبک- محبوبیت زیادی داره و کارشون عالیه.
📅 1405/05/27
من دروازه مردگان هم از حمیدرضا شاه آبادی خونده بودم و انتظار یه کتاب ترسناک تخیلی عالی و در سطح بالایی داشتم که به خوبی برآورده شد.کتاب صحنه هایی داشت که توی ذهن ثبت میشد و هیچجوره از یاد نمیرفت.پایان رو اصلا نمیشد حدس زد و این کتاب رو عالی کرده بود.به کل بیست بود👌
📅 1405/05/25
کتاب در زمان قدیم روایت شده و همین یک بخش خیلی جالبیه برای ما نوجوانها و نوجوان رو جذب میکنه به نظر من مربوط بودن یک سری اتفاقات و هیجانی بودن این کتاب افزوده و اینکه اتفاقاتی که در اواخر کتاب می افته جالب بود برام
و اینکه شخصیت اصلی داستان تونست بر ترس خودش هم غلبه کنه برام جالب بود.
📅 1405/05/24
چون داستان در زمان قدیم اتفاق افتاده نوجوان انتظار دارد که این نکته در جلد کتاب هم دیده شود،در داستان اتفاق های مرموز می افتند اما در تصویر ترس و وحشتی به چشم میاد که در رابطه با خود داستان آن شباهتی نیست ، عنوان کتاب هم برای جذب مخاطب مناسب است
📅 1405/05/24
وقتی خلاصه کتاب رو خوندم توقع داشتم کتاب بیشتر از این ترسناک باشه.
ولی داستان قشنگی داشت.
شخصیت پردازی و فضا سازی خوبی داشت.
ولی باور شخصیت کاتی بیگ یکم سخت بود.
و میتونست پایان بهتری داشته باشه.
📅 1405/05/23
حقیقتا قشنگ بود ولی من توقع بیشتری داشتم
ولی خب پایانشو با اینکه هپی نبود ولی دوست داشتم..
📅 1405/05/21
سینا سعیدی –
باید بگم که واقعا عالی بود و پایان عجیب ، جالب و البته غمگینی داشت . داستانی پرکشش ، شخصیت پردازی بسیار خوب و قلم زیبای جناب شاهآبادی
تسنیم خانباباخانی –
شاهکار آقای شاه آبادی
من بعد خوندن دروازه مردگان فکر میکردم اینم با اون جسد و اینا کار داره،
ولی واقعاااا جذاب بود😍
فانتزیش رو بشدت دوست داشتم
و پایانش واقعا ناراحتم کرد😭😭