ایلیا؛ نبرد ربات‌ها ۱۷

پدیدآور

امین توکلی, ماه‌منیر داستانپور

ناشر

کمیکا

سال نشر

۱۴۰۲

💬 نظرات و امتیازهای کاربران

18 نظر تأیید شده

👤 زهرا منجی
عالی
📅 1405/06/31
👤 فاطمه عبدالهیان
بسیار کتاب های جذابی هستن
📅 1405/06/31
👤 امیرحسین حقدان
بهترین کتاب
📅 1405/06/30
👤 باران کردستانی سید آبادی
عالیییییییییییییییییه
📅 1405/06/29
👤 کوروش همدانی
بسیار قشنگ بود
📅 1405/06/28
👤 لاوین مصدقی امینی
من دیدم که این کتاب توی کتابخونه هست و بچه‌هاخیلی امانت میبرن، منم حالا منتظرم که جلد اولش برگردونن به کتابخونه و امانت بردارمش
📅 1405/06/26
👤 فاطمه ثنا باقری
نوشته امین توکلی هست و بسیار کتاب قشگ و جدیده
📅 1405/06/25
👤 محیا خاطری
خیلی داستانش قشنگه و ماجراجویانه هست و واقعا من خیلی دوست داشتم
📅 1405/06/25
👤 فاطمه زهرا ابویسانی
داستان و ایده‌ی ربات‌ها و نبردها جالب بود و چندتا قسمت هیجان‌انگیز هم داشت. 🤖⚡ ولی بعضی جاها حس می‌کردم اتفاقات خیلی سریع یا ساده پیش می‌رن و داستان اون کششی که انتظار داشتم رو نداشت. 📖😕 در کل بد نبود و فضای متفاوتی داشت، ولی برای من در حد ۳ ستاره بود. ✨
📅 1405/06/24
👤 فاطمه ابویسانی
این جلد واقعاً پر از اتفاقات هیجان‌انگیز و نبردهای رباتی بود! 🤖⚡ بعضی قسمت‌هاش خیلی جذاب و پرتنش پیش می‌رفت و باعث می‌شد دلم بخواد سریع‌تر ببینم آخرش چی می‌شه. 📖🔥 فضای داستان هم متفاوت و سرگرم‌کننده بود و در کل از خوندنش لذت بردم. به نظرم ارزش ۴ ستاره رو داشت. 💙✨
📅 1405/06/24
👤 فائزه مرادی
از موضوع کتاب خوشم نیامد
📅 1405/06/24
👤 مهبد امیریان
«وقتی دیوارهایِ دفاعیِ ایلیا ترک می‌خورند»

در جلد ۱۷، تمرکز اصلی بر «تغییرِ لحنِ دنیای داستان» است. مخاطب در این جلد می‌فهمد که تهدیداتِ آینده، دیگر آن موجوداتِ ماوراییِ آشنا نیستند؛ بلکه چیزی ناشناخته، سرد و سیستماتیک در راه است.

نقاط قوت (چرا این جلد از نظر روایی کلیدی است؟):
ایجادِ «پارانویا» (حسِ بدگمانی):
بزرگترین دستاورد جلد ۱۷ این است که امنیتِ نسبیِ دنیای ایلیا را می‌گیرد. نویسنده با ظرافتِ تمام نشان می‌دهد که دشمن (ربات‌ها/تکنولوژی) در حالِ رصد کردنِ قهرمان است. این «حسِ تحت‌نظر بودن» یکی از بهترین ابزارهای داستانی برای جذب مخاطب است.
معرفیِ تهدیدِ «ناملموس»:
در این جلد، ربات‌ها هنوز در تمامِ صفحات نیستند، بلکه «سایه» آن‌ها حضور دارد. این نشان‌دهنده بلوغِ نویسنده در تکنیکِ «نمایش بده، نگو» (Show, Don\'t Tell) است.
تمرکز بر آسیب‌پذیری:
ایلیا در این جلد به شدت آسیب‌پذیری است، چون با دشمنی روبروست که منطقش را نمی‌فهمد. این ضعفِ قهرمان، او را برای مخاطب انسانی‌تر و واقعی‌تر می‌کند.

نقاط ضعف و چالش‌ها:
سردرگمیِ مخاطبِ سنتی:
خواننده‌ای که صرفاً به دنبالِ جادو و اسطوره است، ممکن است با دیدنِ اولین نشانه‌های تکنولوژی در این جلد، احساس کند که «این همان ایلیا نیست». اگر این تغییر لحن به خوبی توضیح داده نشود، ممکن است مخاطبِ قدیمیِ مجموعه کمی فاصله بگیرد.
تراکمِ اطلاعات:
برای اینکه مخاطب درک کند چه چیزی در راه است، نویسنده مجبور است بخش‌هایی از داستان را به «توضیحِ موقعیت» اختصاص دهد که سرعتِ روایت را پایین می‌آورد.
📅 1405/06/23
👤 ریحانه غلامی نیا
جلدی پرتحرک و مهم در مسیر مجموعه؛ جایی که قهرمان بودن، دیگر فقط به قدرت داشتن مربوط نیست، بلکه به این است که وقتی دشمن دقیقاً نقطه‌ضعفت را می‌داند، باز هم تسلیم نشوی.
📅 1405/06/23
👤 یاسین صادقی
تخیلات داستان خیلی خوب بود
📅 1405/06/23
👤 هانیا طالبپور
این بهترین کتابی کمیکی بود که تاحالا خوندم عاشقش شدم
📅 1405/06/23
👤 زهرا سادات موسوی
جذاب و هیجان انگیز بود د
📅 1405/06/22
👤 غزل رنجبر
بهترین کتاب کمیکی که تا حالا خوندم ،عالی بود
📅 1405/06/22
👤 امیرارسلان کریمی
من از ایلیا خوشم اومد چون داستانش خیلی زود آدمو وارد ماجرا می‌کنه و حس می‌کنی داری یه کمیک ایرانی می‌خونی. اینکه شخصیت اصلی یه نوجوونه هم باعث می‌شه راحت‌تر باهاش ارتباط بگیرم. قسمت‌های مبارزه و اتفاق‌های هیجانی رو بیشتر دوست داشتم و بعضی جاها واقعاً دلم می‌خواست سریع‌تر بفهمم آخرش چی می‌شه.
ولی یه جاهایی حس کردم داستان زیادی شعاری می‌شه و بعضی حرف‌ها انگار مستقیم می‌خوان یه درس اخلاقی به آدم بدن. بعضی شخصیت‌ها هم می‌تونستن بیشتر پرداخته بشن؛ یعنی دوست داشتم بیشتر بدونم چرا این‌طوری رفتار می‌کنن و چه فکری توی سرشونه. بعضی اتفاق‌ها هم یکم قابل پیش‌بینی بود.
در کل، چیزی که بیشتر از همه دوست داشتم این بود که قهرمان داستان یه آدم معمولی نیست که از اول همه‌چی رو بلد باشه؛ کم‌کم وارد ماجرا می‌شه و با چیزهای مختلف روبه‌رو می‌شه. به نظرم برای کسی که داستان‌های قهرمانی و کمیک دوست داره، می‌تونه خیلی سرگرم‌کننده باشه.
📅 1405/06/21

یادداشت ها

هیچ یادداشتی برای این کتاب نوشته نشده است.

یادداشت شما