🌑🦌🩸
گاهی کتابهایی هستن که از همون طرح روی جلدشون، یه تاریکی سنگین و یه حس عجیب از وحشتِ توی دلِ آدم ریشه میدونه؛ انگار داری به یه سایهی خیلی بزرگ نگاه میکنی که از دلِ زمین بیرون اومده و شاخهایی مثل درخت روی سرش داره، و کلی رازِ هولناک توی دامنش قایم کرده.
«هیولاهایی که لایقشان هستیم» نوشتهی مارکوس سجویک برای من دقیقاً یکی از همون داستانهایی بود که از همون صفحهی اول، یه خفقان و ترسِ سرد رو به آدم منتقل میکنه.
در ظاهر، داستان دربارهی یه پسر و یه دختره که بعد از یه اتفاقِ ناگهانی، وارد یه دنیای تاریک و بیرحمانه میشن؛ دنیایی که پر از هیولاهای وحشتناکه و هیچ راهی برای فرار ازش وجود نداره.
اما به نظرم این کتاب خیلی بیشتر از یه داستان فانتزیِ ترسناک سادهست.
این کتاب دربارهی خشونته.
دربارهی ترسهایی که توی دل آدمهاست و اونقدر بزرگ میشن که از خودِ آدمها جلو میزنن.
دربارهی اینه که وقتی از دست کسی عصبانی میشی، اون عصبانیت چطور شبیه یه جانورِ وحشی، ریشه میدونه و کمکم خودِ تو رو میبلعه.
و اینکه گاهی برای زنده موندن، مجبوری اون هیولای توی وجودت رو صدا کنی و باهاش یکی بشی، حتی اگه ازش متنفری. 🖤🕯️
فضاسازی کتاب فوقالعاده خفهکننده و سینماییست.
شبهای سیاهِ بیانتها، مهِ غلیظی که انگار خودش یه هیولاست، ریشههای درختانی که مثل انگشتهای یخزده از زمین بیرون زدن، و اون شاخهای قرمزِ عظیمی که توی تاریکی میدرخشن.
انگار داری توی یه کابوسِ بیپایان قدم میزنی و هر لحظه ممکنه یه چیزی از پشتت بهت حمله کنه. 🌫️🪵
حس مرزی که توی داستان وجود داره؛
مرز بین «انسان» و «هیولا».
اینکه وقتی به آخرین حدِ خشم و ناامیدی میرسی، کجای این خط میایستی؟
و اینکه چطور یه آدمِ معمولی، وقتی چیزهایی که دوست داره رو از دست میده، میتونه به یه موجودِ بیرحم تبدیل بشه.
و شاید یکی از جذابترین چیزهای کتاب اینه که نشون میده هیولاها همیشه اونهایی نیستن که توی تاریکی قایم شدن؛ گاهی هیولا، خودِ ما هستیم.
و شاید کشفِ اینکه ما «لایقِ» چه هیولاهایی هستیم، ترسناکترین بخشِ ماجراست. 🦴
در نهایت، چیزی که بیشتر از همه از این کتاب یادم میمونه، نه فقط جنگیدن با اون موجوداتِ بیشکل، بلکه اون حس سنگین و تاریکیست که بعد از بستن کتاب توی قلبم موند.
حس اینکه شاید همهی ما یه هیولای خفته توی وجودمون داریم که توی بدترین لحظهها بیدار میشه.
و شاید تنها راهِ خلاصی از دستِ تاریکی، این باشه که اول قبول کنیم چقدر خودمون تونستهایم تاریک بشیم. 🌚✖️
📅 1405/06/17
یادداشت ها
هیچ یادداشتی برای این کتاب نوشته نشده است.