درنایی در میان گرگ‌ها

پدیدآور

جون هور

مترجم

مهشید سجادی, مینا ملائی

ناشر

دانش‌آفرین

سال نشر

۱۴۰۳

⏱️ زمان باقی‌مانده تا پایان مرحله اول:
0 روز 0 ساعت 0 دقیقه 0 ثانیه

⭐ مرحله اول رأی‌دهی

🔒 برای ثبت یا ویرایش رأی باید وارد حساب کاربری خود شوید

💬 نظرات و امتیازهای کاربران

7 نظر تأیید شده

👤 ایلین خطیب
🌸🦢🏹

گاهی کتاب‌هایی هستن که از همون طرح روی جلدشون بوی تاریخ، ادب و یه دنیای پر از ظرافت می‌دن؛ انگار داری به یه تابلوی نقاشی قدیمی از سرزمینی شرقی نگاه می‌کنی که توی هر خطش یه قصه‌ی پنهان خوابیده.

«درنایی در میان گرگ‌ها» نوشته‌ی جون هور برای من دقیقاً یکی از همون داستان‌هاست.

در ظاهر، داستان درباره‌ی یه دختر جوان در کره‌ی قدیمه که با یه شکارچی همراه می‌شه تا برای زنده موندن، به جنگل‌های پر از تهدید سفر کنن. یه سفر ساده و پر از خطر.

اما به نظرم این کتاب خیلی بیشتر از یه داستان تاریخی و ماجراجویانه‌ست.

این کتاب درباره‌ی نقش‌هاست.
درباره‌ی نقاب‌هایی که جامعه به صورت آدم‌ها می‌زنه و انتظاراتی که ازشون داره.
اینکه یه دختر باید ساکت باشه، کتاب بخونه و توی خونه بمونه، و یه مرد باید شکارچی باشه و ظاهرِ قوی و بی‌احساس داشته باشه.
و اینکه وقتی این مرزها به هم می‌ریزن و کسی جرات می‌کنه از قفس بیرون بزنه، چه اتفاقی می‌افته. 🖤📚

فضاسازی کتاب «درنایی در میان گرگ‌ها» واقعاً خاصه.
جنگل‌های مه‌آلود، رقص درناها توی آسمون، لباس‌های سنتی، بوی خاک و بارون و اون حس سکوت و آرامشی که بین هر لحظه‌ی پر از تنش وجود داره. انگار خود طبیعت داره به شخصیت‌ها یاد میده که چطور زنده بمونن. 🌲☁️

حس فاصله‌ای که همیشه توی داستان هست؛
فاصله بین اون چیزی که ازت انتظار می‌رن و اون چیزی که واقعاً هستی.
و این که «قدرت» همیشه یعنی شمشیر و تیر و کمان؛ گاهی قدرتمندترین چیز، یه کتاب، یه سوال یا شجاعت به زبان آوردن حقیقته. 🕊️

و شاید یکی از زیباترین چیزهای کتاب اینه که نشون می‌ده مرز بین «گرگ» و «درنا» چقدر باریکه.
گرگ‌ها وحشی و خطرناک‌ان، اما وفادار.
درناها ظریف و آروم‌ان، اما آزاد.
و شاید برای پیدا کردن خودت، لازم باشه همون‌قدر که مثل درنا صبور و آگاه باشی، توی لحظه‌ی لازم، غرایز گرگ رو هم داشته باشی. 🐺

در نهایت، چیزی که بیشتر از همه از این کتاب یادم می‌مونه، فقط شکار و مبارزه نیست؛ بلکه اون حس آروم و پر از امیدی‌ست که بعد از بستن کتاب توی قلبم موند.
حس اینکه شاید همه‌ی ما یه درنایی توی وجودمون داریم که منتظره بال‌هاش رو باز کنه و پرواز کنه.
و شاید برای رسیدن به آزادی، لازم نیست حتماً با گرگ‌ها بجنگی؛ گاهی فقط کافیه قدم اول رو برداری و راه رفتن توی جنگل رو شروع کنی. 🌌✨
📅 1405/06/17
👤 زینب رستم زاده
عالی وقشنگ بودش
📅 1405/06/13
👤 رادمهر زرین بدرقه
داستان درباره‌ی دختریه که به خاطر شرایط سخت زندگی، خودش رو در موقعیتی عجیب و خطرناک می‌بینه. اون باید بین آدم‌هایی زندگی کنه که مثل گرگ رفتار می‌کنن و برای زنده موندن و رسیدن به هدفش، خیلی شجاع باشه.

در طول داستان، اتفاق‌های مختلفی برای دختر می‌افته و اون کم‌کم یاد می‌گیره به خودش اعتماد کنه و از سختی‌ها نترسه. داستان بیشتر درباره‌ی شجاعت، امید و پیدا کردن راه درست توی شرایط سخته.
📅 1405/06/10
👤 کانیا بابایی
عالی و زیبا بود من دوست داشتم
📅 1405/06/09
👤 فاطمه گنج علی
این کتاب یکی از تاریکترین دوره های کره رو نشون میده و خیلی داستان پرتنش و جذابی داره
📅 1405/06/09
👤 سمیه مرادی
═══════ کتاب درنایی در میان گرگ‌ها══════
کتاب تاریخی و و کهنی است کتاب تاریخی کشور آسیاست خوشم اومد طراحی جلدش هم عالی بود مرتب بود
📅 1405/06/09
👤 فاطمه طاهرخانی
داستان بر اساس واقعیت بود و هیجانی
📅 1405/06/09

یادداشت ها

هیچ یادداشتی برای این کتاب نوشته نشده است.

یادداشت شما