قشنگ بودکتاب جالبی بود و از نویسنده و تصویر گر تشکر می کنم که این کتاب قشنگی را درست کردن☆
📅 1405/06/18
🌙🏙️👓
گاهی کتابهایی هستن که از همون طرح روی جلدشون، یه حس ماجراجویی و شیطنت به آدم دست میده؛ انگار داری به یه پوستر قدیمی از یه دنیای پر از رمز و راز و هیجان نگاه میکنی که کلی قصهی عجیب توی خودش داره.
«پیتر نیمبل و چشمهای شگفتانگیزش» نوشتهی جانان اوکسیر برای من دقیقاً یکی از همون داستانهاست.
در ظاهر، داستان دربارهی یه پسر بچهست که یه کولهپشتی بزرگ به دوش داره و توی خیابانهای لندن، سایهبهسایهی یه برج ساعت قدیمی دنبال ماجراست. یه ماجرای کلاسیک و پر از کشش.
اما به نظرم این کتاب خیلی بیشتر از یه داستان معمایی و فانتزی سادهست.
این کتاب دربارهی دیدهشدنه.
دربارهی اینه که وقتی همه فکر میکنن تو کوچیک و بیفایدهای، چطور میتونی با هوش و ذکاوتت، بزرگترین رازهای شهر رو کشف کنی.
اینکه گاهی برای نجات دنیا، لازم نیست شمشیر به دست بگیری؛ کافیه چشمهات رو باز کنی و چیزهایی رو ببینی که بقیه از دیدنشون غافلن. 🖤🗝️
فضاسازی کتاب «پیتر نیمبل» واقعاً جادوییه.
شبهای مهآلود لندن، کلاغهایی که بالای سرت پرواز میکنن، نورهای کهربایی خیابونها، برجهای قدیمی و اون حس رازآلودی که توی تکتک صفحههاش جریان داره. انگار توی هر کوچهای یه در مخفی و توی هر سایهای یه هیولا قایم شده. 🌫️🐦⬛
حس تعلیقی که همیشه توی داستان هست؛
فاصله بین دانستن و ندونستن.
این که یه لحظه فکر میکنی همهچیز رو فهمیدی، و یه لحظهی بعد، یه کلاغ سیاه از راه میرسه و کل معادله رو به هم میریزه.
و شاید یکی از زیباترین چیزهای کتاب اینه که به آدم یاد میده هیچوقت نباید از کوچیک بودن بترسی.
حتی وقتی تمام دنیا بالای سرت ایستاده و میخواد لهت کنه، میتونی با یه ذره شجاعت، یه ذره زیرکی و یه جفت چشم تیزبین، راهت رو باز کنی و غولها رو شکست بدی. 🕰️✨
در نهایت، چیزی که بیشتر از همه از این کتاب یادم میمونه، فقط دویدن و فرار کردن از دست بدجنسها نیست؛ بلکه اون حس پر از هیجان و شیطنتیست که بعد از بستن کتاب توی قلبم موند.
حس اینکه شاید همهی ما یه «پیتر نیمبل» کوچیک توی وجودمون داریم که منتظره یه فرصت پیدا کنه تا به دنیا نشون بده چقدر باهوشه.
و شاید وقتی توی یه خیابون معمولی راه میریم، اگه دقیقتر نگاه کنیم، بتونیم لابهلای سایهها، یه ماجرای جدید و یه راز بزرگ رو پیدا کنیم. 🌌🌟
📅 1405/06/17
محتوای جذاب و دنبال کننده ای داره/و کسایی که خیلی ماجراجویی دوست دارن این کتاب مناسبه.
📅 1405/06/15
کتاب جالبی بود و از نویسنده و تصویر گر تشکر می کنم که این کتاب قشنگی را درست کردن☆
📅 1405/06/13
داستان به شدت ماجراجوی بود و با سلیقه من جور بود و داستان درباره پسری هستش که وقتی نوزاد بوده توی اسکله پیداش میکنن درحالی که نابینا بوده بعد ملوانای که پیتر رو پیدا کرده بودن براش اسم میزارن پیتر نیمبل و ولش میکنن توی خیابون پیتر توی خیابون بزرگ میشه و یاد میگیره چجوری زندگی کنه مخصوصا دستای فوگلاده ماهری داشته که توی دزدی و باز کردن قفل کمکش میکنن پیتر یه شب یه اتفاقی براش میفته که باعث میشه بیفته داخل یه سرزمین عجیب و از همینجاست که ماجراجویش شروع میشه وارد دنیای میشه که مردم اونجا حتا اسم بچه ها رو هم نمیدونستن و توی اون شهر هیچ بچه ای وجود نداشته تا اینکه پیتر میفهمه توی دالان ها و تونل های قصر چند تا بچه زندگی میکنم که یکیشون شاهزاده خانوم هستش و پیتر تصمیم میگیره بهشون کمک کنه تا بچه های دیگه رو از دست پادشاه بدنجنس اونجا که در اصل عموی شاهزاده خانوم بوده نجاتشون بدن
داستان خیلی جالبی بود مخصوصا افشای اینکه پیتر واقعا کیه و ماهر بودنش توی قفل باز کردن فکر کنم این کتاب جلدای دیگه هم داشته باشه البته فکر کنم و اینکه پایانشو خیلی دوست داشتم حتما پیشنهاد میکنم
📅 1405/06/11
کتابی جالب و دوست داشتنی با شخصیت پردازی قوی و روند داستانی خوب
طراحی جلد جالب و گیراست
و ترجمه هم خوب و روانه
هرچند جلد بعدی(سوفی کوآیر و کتاب های شگفت انگیز) بیشتر به دلم نشست و برام جذاب تر بود
📅 1405/06/11
داستان دربارهی پسری به اسم پیتر نیمبله که از بچگی نابینا بوده و توی یه پرورشگاه زندگی میکنه. زندگی خیلی خوبی نداره و معمولاً با بقیه بچهها و مسئولهای اونجا مشکل داره.
یه روز پیتر به سه جفت چشم عجیب و جادویی دست پیدا میکنه. این چشمها بهش قدرتهای خاصی میدن و باعث میشن وارد یه ماجرای خیلی بزرگ بشه. پیتر همراه دوستش، سِوِرین، راهی سفری خطرناک میشه و توی این سفر با موجودات عجیب، اتفاقهای جادویی و رازهای زیادی روبهرو میشه.
هرچی داستان جلوتر میره، پیتر چیزهای بیشتری دربارهی خودش و دنیایی که توش زندگی میکنه میفهمه. در آخر هم باید از شجاعت و قدرتهایی که به دست آورده استفاده کنه تا با خطر بزرگی روبهرو بشه.
در کل، کتاب پر از ماجراجویی، جادو و اتفاقهای هیجانانگیزه و داستانش باعث میشه آدم دوست داشته باشه بدونه پیتر آخرش چه کار میکنه.
📅 1405/06/10
یادداشت ها
هیچ یادداشتی برای این کتاب نوشته نشده است.