شمشیر کایگن

پدیدآور

ام. ال. وانگ

مترجم

سهیلا سهرابی

ناشر

باژ

سال نشر

۱۴۰۳

⏱️ زمان باقی‌مانده تا پایان مرحله اول:
0 روز 0 ساعت 0 دقیقه 0 ثانیه

⭐ مرحله اول رأی‌دهی

🔒 برای ثبت یا ویرایش رأی باید وارد حساب کاربری خود شوید

💬 نظرات و امتیازهای کاربران

6 نظر تأیید شده

👤 ریحانه مرادی
داستانی با حال و هوای مبارزه و جنگ هست که شخصیت های جالب و باحالی هم دارد و چیزی که باعث شد از این داستان خوشم بیاید این بود که دختری نوجوان می خواست به جنگجوی شایسته ای تبدیل شود این موضوع برایم بسیار جالب بود .
📅 1405/06/18
👤 کانیا بابایی
❤️شمشیر کایگن ❤️
دختری که دوست داشت جنگجو شود داستانی جالب و فانتزی
📅 1405/06/18
👤 ایلین خطیب
🌌🗻⚔️

گاهی کتاب‌هایی هستن که از همون طرح روی جلدشون یه حس عجیب و آروم به آدم دست می‌ده؛ انگار داری به یه تابلوی نقاشی نگاه می‌کنی که کلی راز توی دلش قایم شده.

«شمشیر کایگن» برای من دقیقاً یکی از همون داستان‌ها بود. 🌸

در ظاهر، داستان درباره‌ی دختریه که برای انتقام، خودش رو جای شخص دیگه‌ای جا می‌زنه تا وارد یه مدرسه‌ی سامورایی بشه. باید نقاب به صورت بزنه، هویتش رو پنهون کنه و توی دنیایی پر از مردهای جنگجو، جونش رو به خطر بندازه.

اما به نظرم این کتاب خیلی بیشتر از یه داستان پر از شمشیر و انتقامه.

این کتاب درباره‌ی هویته.
درباره‌ی اینه که وقتی برای رسیدن به هدفی بزرگ، همه‌ی چیزهایی که هستی رو زیر خاک دفن می‌کنی، چی از خودت باقی می‌مونه؟
و این نکته که برای شکست دادن دشمن‌ها، شاید لازم باشه اول با درون خودت بجنگی. 🖤🥀

فضاسازی کتاب «شمشیر کایگن» هم واقعاً خاصه.
برف‌هایی که بی‌صدا روی زمین می‌شینن، درخت‌های افرایی که زیر برف سرخ موندن، کوهستان‌های سرد و مرموز، و اون حس تنهایی و سکوتی که قبل از هر نبردی توی دلت سنگینی می‌کنه. ❄️🏯

حس فاصله‌ای که همیشه توی این داستان هست؛
فاصله بین انتقام و بخشش.
بین اون چیزهایی که واقعاً هستیم و اون نقابی که برای زنده موندن به صورت می‌زنیم.

و شاید یکی از زیباترین چیزهای کتاب اینه که همیشه نشون می‌ده جنگیدن با شمشیر، تنها راه حل نیست.
گاهی باید صبر کنی.
گاهی باید ساکت بمونی.
و گاهی باید به کسی اعتماد کنی که از همه بیشتر بهش شک داشتی. 🌫️

در نهایت، چیزی که بیشتر از همه از این کتاب یادم می‌مونه، نه فقط مرگ و خون و نبردها، بلکه اون حس آروم و غمگینی‌ست که بعد از بستن کتاب توی قلبم موند؛
حس اینکه شاید همه‌ی ما یه نقابی به صورت داریم و واقعاً فراموش کردیم زیر این نقاب کی هستیم.
و شاید اگه یه روز بتونیم شمشیرمون رو زمین بذاریم و به برف‌هایی که می‌بارن نگاه کنیم، دوباره خودمون رو پیدا کنیم. 🌌❄️
📅 1405/06/17
👤 سمیه مرادی
════════کتاب شمشیر کایگن════════
کتاب درباره دختری بود. خوشم نیومد سلیقه ی من نبود
📅 1405/06/16
👤 مهسا قاسمی
درباره ی دختری است که دوست دارد جنگوی کامل شود
📅 1405/06/09
👤 فاطمه طاهرخانی
رمان فانتزی در دنیای خیالی ات ک از فرهنگ شرق آسیایی الهام گرفته شده
📅 1405/06/09

یادداشت ها

هیچ یادداشتی برای این کتاب نوشته نشده است.

یادداشت شما