خانواده جاسوس ۱۱

پدیدآور

تاتسیو اندو

مترجم

راحله بدیعی

ناشر

مات

سال نشر

۱۴۰۳

⏱️ زمان باقی‌مانده تا پایان مرحله اول:
0 روز 0 ساعت 0 دقیقه 0 ثانیه

⭐ مرحله اول رأی‌دهی

🔒 برای ثبت یا ویرایش رأی باید وارد حساب کاربری خود شوید

💬 نظرات و امتیازهای کاربران

18 نظر تأیید شده

👤 علی نجف زاده
داستان جالب و جذابی داره و ترکیب ژانر جاسوسی و خانوادگی هستش وسطح کندیس بالا هستش که همین امتیاز ش رو بالا برده
📅 1405/06/15
👤 آنیتا سلیمی
سریالش هم هست
ژانر معمایی، طنز و کمی تخیلی
داستان درباره خانواده ایه که هویت اصلی خودشونو از بقیه اعضای خانواده مخفی میکنن.
پدر جاسوسه، مادر قاتله و دختر ذهن خوان.
ماجرا های جالبی داره و برای علاقه مندان به این ژانر و داستان ها هیجان انگیزه
📅 1405/06/13
👤 حسین سرافراز اردکانی
به عنوان نظر شخصی کتاب های خانواده جاسوس را دوست دارم ولی اگر بخواهم به دیگران پیشنهاد بدهم به عنوان کتاب طولانی هستند
📅 1405/06/13
👤 rastin bolbolvand
پایان بازی داشت اما خیلی خنده دار بود
📅 1405/06/08
👤 امیرعلی سیاوشی
این جلد کتاب برام خیلی جذاب و دوست داشتنی بود مخصوصا آنیا و قدرت ذهن خوانی که داشت خیلی این کتاب رو هیجان انگیز کرده و پایان خوبی داشت
خیلی از خوندن این کتاب لذت بردم و به همه نوجوان ها که دنبال کتاب هیجانی جذاب و کمدی هستن پیشنهاد میکنم
📅 1405/06/07
👤 حسنا مطلبی
عالیهههه
📅 1405/06/05
👤 درسا احمدی
خیلی خوب بود
📅 1405/06/05
👤 سمیه مرادی
════کتاب خانواده جاسوس ۱۱ ════
کتاب مورد پسندی بود برای مدتی جسم من غرق خودش کرد
این کتاب نقطه ای بود که در آن درگیری میان ظاهر و باطن خانواده وسط نقاب و حقیقت بیش از هر زمان دیگری معلوم می‌شود
تاتسویا اندو، با حفظ تعادل میان طنز و جدیت، نشان می‌دهد که دنیای جاسوسی، وقتی با روابط انسانی گره می‌خورد، دیگر فقط میدان نبرد نیست، بلکه عرصه‌ای می‌شود برای کشف معنا و احساس در دل ساختگی‌ترین نقش‌ها.
📅 1405/06/05
👤 Reyhane Sardari
کتاب به طور فوق العاده ای تونسته همه ژانر هارو کنار هم به صورت عالی بیاره و این طنز کنار جاسوسی و قاتل بودن باعث ایجاد داستان خیلی قشنگی شده ، بخش مورد علاقه خود من قسمت های آنیا و دامیان هست :)
📅 1405/06/05
👤 آیدا قاسمی پور
خیلی از این داستان خوشم میاد و بنظرم خیلی جالب شده و داستان جوری هست که همه چی داره
📅 1405/06/04
👤 ایلین خطیب
★★★★½ ۴.۵ از ۵

جلد یازدهم «خانواده × جاسوس» برای من یکی از اون جلدهایی بود که بالاخره حس کردم داستان داره جدی‌تر می‌شه و فقط برای خندوندن جلو نمی‌ره. هنوز همون کمدی و فضای دوست‌داشتنی همیشگی رو داره، ولی اتفاقاتی که برای آنیا و بچه‌های ادن می‌افته، تنش خیلی بیشتری وارد داستان می‌کنه.

یکی از چیزهایی که خیلی دوست داشتم، تمرکز بیشتر روی آنیا و دیمین بود. آنیا همچنان درگیر «عملیات دوست‌یابی» خودشه تا بتونه به دیمین نزدیک بشه و از طریق اون به پدرش، داناوان دزموند، دسترسی پیدا کنه؛ ولی این بار رابطه‌شون یه مقدار طبیعی‌تر و واقعی‌تر به نظر می‌رسه. آنیا هنوز با همون برداشت‌های عجیب خودش جلو می‌ره، ولی دیمین هم کم‌کم نشون می‌ده که پشت اون ظاهر مغرور، یه بچه‌ی حساس و واقعاً تنهاست.

از طرف دیگه، یور و ملینا دزموند هم برای من خیلی جالب بودن. اینکه یور تونسته با مادر دیمین دوست بشه، از اون اتفاق‌هاییه که از بیرون شاید خیلی معمولی به نظر بیاد، ولی برای Operation Strix اهمیت زیادی داره. حتی یه جور رقابت خنده‌دار هم بین آنیا و یور شکل می‌گیره؛ چون آنیا حس می‌کنه نباید بذاره مامانش از خودش جلو بزنه. 😂

ولی قسمت اصلی و هیجان‌انگیز جلد، ماجرای اتوبوس بچه‌های ادنه.

این آرک برای من واقعاً متفاوت بود، چون برای اولین بار حس کردم آنیا و همکلاسی‌هاش در موقعیتی قرار گرفتن که دیگه نمی‌شه با چند تا شوخی ساده ازش رد شد. بچه‌ها در یک موقعیت خطرناک گرفتار می‌شن و داستان از فضای معمول مدرسه‌ای فاصله می‌گیره و وارد فضای سیاسی و پرتنش دنیای Spy × Family می‌شه. همین تضاد خیلی خوب جواب داده؛ چون از یک طرف هنوز آنیا و بقیه بچه‌ان و رفتارهای بچگانه‌شون سر جاشه، ولی شرایطی که توش قرار گرفتن کاملاً جدیه.

به نظرم یکی از نقاط قوت این آرک، شخصیت‌پردازی آنیا بود. اینجا بیشتر از همیشه می‌بینیم که قدرت تله‌پاتی فقط یه وسیله برای ایجاد کمدی نیست؛ گاهی اطلاعاتی که آنیا از ذهن دیگران می‌گیره واقعاً سنگینه و مجبور می‌شه با چیزهایی روبه‌رو بشه که برای یه بچه خیلی بزرگ‌تر از سنشه. همین باعث شد بیشتر از قبل بهش به عنوان یک شخصیت واقعی نگاه کنم، نه فقط منبع خنده‌ی داستان.

دیمین هم توی این اتفاق‌ها واقعاً بهتر می‌شه. رابطه‌ی بین اون و آنیا برای من یکی از جذاب‌ترین بخش‌های این جلد بود، چون وسط اون همه استرس و خطر، رفتار دیمین باعث می‌شه بفهمیم چقدر به آنیا اهمیت می‌ده؛ حتی اگر خودش هنوز حاضر نباشه این موضوع رو قبول کنه. این بخش یکی از چیزهایی بود که خیلی از خواننده‌ها هم در نقدهای گودریدز بهش توجه کرده‌اند.

از نظر پلات، این جلد برای من خیلی بهتر از جلدهایی بود که بیش از حد اپیزودیک بودن. آرک اتوبوس یک داستان نسبتاً طولانی و منسجم داره و اتفاقاتش واقعاً روی شخصیت‌ها اثر می‌ذاره. حتی بعضی خواننده‌ها این آرک رو یکی از داستان‌های قوی‌تر مجموعه دونستن.

در عین حال، هنوز یه ایراد همیشگی Spy × Family سر جاشه: پلات اصلی خیلی آهسته جلو می‌ره. با اینکه اتفاقات این جلد مهم‌ترن، هنوز خبری از یک پیشرفت خیلی بزرگ در Operation Strix نیست و من همچنان منتظرم بالاخره رابطه‌ی لوید، یور و آنیا از این وضعیت پر از راز خارج بشه.

یه نکته‌ی دیگه که دوست داشتم، ترکیب طنز و فضای سیاسی بود. یکی از چیزهایی که Spy × Family رو برای من متفاوت می‌کنه دقیقاً همینه؛ داستان می‌تونه چند صفحه واقعاً خنده‌دار باشه و بعد ناگهان وارد موضوعی بشه که فضای خیلی جدی‌تری داره. این تغییر لحن اگر درست انجام نشه ممکنه عجیب به نظر بیاد، ولی اینجا به نظرم نسبتاً خوب اجرا شده.

و پایان جلد؟ 👀

پایانش واقعاً کنجکاوم کرد. مخصوصاً اتفاقی که درباره‌ی ملینا دزموند می‌فهمیم، باعث شد کلی سؤال جدید توی ذهنم شکل بگیره. احساس کردم نویسنده عمداً اطلاعاتی می‌ده که به جای جواب دادن، چند تا سؤال بزرگ‌تر ایجاد کنه. و دقیقاً همین باعث شد بعد از تموم کردن جلد، مستقیم دلم بخواد برم سراغ جلد بعدی.

در مجموع، جلد یازدهم برای من ترکیب خیلی خوبی از کمدی، تنش، شخصیت‌پردازی و پلات بود. آنیا و دیمین بیشتر از قبل رشد کردن، یور وارد یک ارتباط مهم با ملینا شد و آرک اتوبوس هم بالاخره یه حس خطر واقعی وارد فضای داستان کرد.

۴.۵ از ۵ ⭐️

یکی از جلدهای قوی‌تر مجموعه برای من تا اینجا. هم خنده‌دار بود، هم هیجان داشت، هم شخصیت‌ها مخصوصاً آنیا و دیمین بیشتر درخشیدن. فقط هنوز منتظرم داستان اصلی یک‌کم از حالت «آروم‌آروم و قطره‌چکانی» خارج بشه، چون این مجموعه واقعاً پتانسیل یه پلات خیلی بزرگ‌تر و جدی‌تر رو داره. 🖤
📅 1405/06/04
👤 آتنا حسین زاده
هم انیمه و هم کتاب‌اش عالی بودن
📅 1405/06/03
👤 فاطمه تیموری
کتاب جاسوسی دوست دارم
📅 1405/06/03
👤 سلاله جمع دار
از کتابهای هانگای خوشم میاد
📅 1405/06/03
👤 النا اسفندی
من تمام داستان های خانواده جاسوس رو دوست دارم چون ماجرا جویی یک خانواده ی جاسوس هست و اونها کار های جاسوسانه انجام میدهند.
📅 1405/06/02
👤 آراز فرهنگ
در این جلد تمرکز روایت بیش از پیش بر تعادل میان مأموریت‌های جاسوسی
روابط خانوادگی و چالش‌های شخصی اعضای خانواده فورجر قرار گرفته است.
📅 1405/06/02
👤 ریحانه غلامی نیا
اگر تا این جلد با خانواده‌ی فورجر همراه شده باشید، جلد یازدهم یکی از آن جلدهایی‌ست که هم شوخی‌های آشنای این خانواده را دارد و هم کم‌کم داستان را جدی‌تر می‌کند. در این جلد، نزدیک شدن یور به ملینـدا دزموند، آنیا را وارد رقابت تازه‌ای می‌کند؛ او می‌خواهد با نقشه‌ی دوستی‌اش، یعنی نزدیک‌تر شدن به دامیان، از این فرصت عقب نماند. اما ماجرا خیلی زود از مدرسه فراتر می‌رود و در جریان یک بازدید مدرسه‌ای، دانش‌آموزان آکادمی اِدن گرفتار یک بحران و گروگان‌گیری می‌شوند. نقطه‌ی قوت این جلد برای من، ترکیب دقیق طنز و هیجان است؛ همان لحظه‌ای که از شیطنت‌های آنیا لبخند می‌زنید، ناگهان داستان وارد موقعیتی جدی می‌شود و مجبور می‌شوید صفحه‌ی بعد را با عجله ورق بزنید. آنیا هم اینجا فقط شخصیت بامزه‌ی داستان نیست؛ قدرت ذهن‌خوانی‌اش در دل بحران واقعاً به پیش رفتن ماجرا کمک می‌کند. از طرف دیگر، رابطه‌ی یور و ملینـدا و تلاش آنیا برای نزدیک شدن به دامیان، لایه‌ی خانوادگی داستان را جذاب‌تر می‌کند؛ چون همچنان هرکدام از اعضای خانواده فورجر چیزی را از دیگری پنهان می‌کنند و ما به‌عنوان خواننده، از رازهایی خبر داریم که خود شخصیت‌ها از آنها بی‌خبرند. همین بازیِ اطلاعاتی، یکی از شیرینی‌های اصلی Spy×Family است.
عنوان «خانواده جاسوس» همچنان ساده و مستقیم است، اما جلد یازدهم بیشتر از اینکه فقط درباره‌ی «جاسوسی» باشد، درباره‌ی خانواده‌ای‌ست که هرچه بیشتر وانمود می‌کنند، بیشتر شبیه یک خانواده‌ی واقعی می‌شوند. و شاید همین تناقض، دوست‌داشتنی‌ترین بخش این مجموعه باشد.
📅 1405/06/01
👤 دانیال دریایی
این جلد یکی مانده به اخر بود و عالی بود
📅 1405/06/01

یادداشت ها

هیچ یادداشتی برای این کتاب نوشته نشده است.

یادداشت شما