خانواده جاسوس ۴

پدیدآور

تاتسیو اندو

مترجم

راحله بدیعی

ناشر

مات

سال نشر

۱۴۰۲

⏱️ زمان باقی‌مانده تا پایان مرحله اول:
0 روز 0 ساعت 0 دقیقه 0 ثانیه

⭐ مرحله اول رأی‌دهی

🔒 برای ثبت یا ویرایش رأی باید وارد حساب کاربری خود شوید

💬 نظرات و امتیازهای کاربران

14 نظر تأیید شده

👤 آنیتا سلیمی
سریالش هم هست
ژانر معمایی، طنز و کمی تخیلی
داستان درباره خانواده ایه که هویت اصلی خودشونو از بقیه اعضای خانواده مخفی میکنن.
پدر جاسوسه، مادر قاتله و دختر ذهن خوان.
ماجرا های جالبی داره و برای علاقه مندان به این ژانر و داستان ها هیجان انگیزه
📅 1405/06/13
👤 حسین سرافراز اردکانی
به عنوان نظر شخصی کتاب های خانواده جاسوس را دوست دارم ولی اگر بخواهم به دیگران پیشنهاد بدهم به عنوان کتاب طولانی هستند
📅 1405/06/13
👤 شیوا قنبری
یه پدری داشته هویت یک جاسوس بوده و مادری با زندگی پنهان و دختری که ذهن دیگران را می‌خواند خوب بودش
📅 1405/06/09
👤 امیرعلی سیاوشی
کتاب خوب و جذابی هست مخصوصا شخصیت دختر خانواده که ذهن میخونه رو خیلی دوست دارم
📅 1405/06/07
👤 نیایش تاتلاری
این داستان خیلی جالبه و خیلی دوستش داشتم ، متفاوت ، جذاب ، خواندنی و صد البته کمدی😁
یک جاسوس به نام لوید که برای ماموریت خود باید یک خانواده تشکیل دهد ، و فکر می‌کند اعضای خانواده ای که انتخاب کرده افراد عادی هستند اما دختر خانواده (آنیا)قدرت ذهن خوانی دارد و مادر خانواده (یور) هم قاتل است ، آنیا می‌داند که لوید و یور واقعا چه کاره هستند اما لوید و یور از شغل واقعی یکدیگر بی خبرند. آنیا یک دختر خیلی پرشور است و لوید که جاسوس است یک فرد خونسرد است که در کارش خِبره است و یور هم درحالی که ظاهر مهربان ، ساده و کمی دستپاچه ای دارد یک قاتل حرفه ای است.
در این خانواده حتی سگی که ازش نگه داری می‌کنند هم عادی نیست و قدرت دیدن آینده را دارد😄
و داستان های جذابی که بریا این خانواده ساختگی رخ می‌دهد بسیاااار دیدنی است.
از مدرسه رفتن آنیا گرفته تا ماموریت هایی که لوید باید با داشتن این خانواده و این دختر شیطون انجام دهد.
در ابتدا لوید از این موضوع ناراحت است و ولی با آنیا بحث و جدل دارد اما کم کم هر کدام به یکدیگر عادت می‌کنند و در کنار هم از زندگی لذت هم می‌برند و واقعا تبدیل به یک خانواده می‌شوند اما خانواده ای غیرعادی با کلی رمز و راز😅
📅 1405/06/06
👤 آیدا قاسمی پور
بنظرم خیلی خیلی جالب هست این مجموعه و کلا خانواده جاسوس یه کتاب بی نظیره و آنیا هم که می‌تونه ذهن بخونه به این معنیه که می‌تونه ذهن سگه رو هم بخونه و چون سگه آینده رو میبینه این خیلی به نفع آنیا هستش
📅 1405/06/05
👤 Reyhane Sardari
کتاب به طور فوق العاده ای تونسته همه ژانر هارو کنار هم به صورت عالی بیاره و این طنز کنار جاسوسی و قاتل بودن باعث ایجاد داستان خیلی قشنگی شده ، بخش مورد علاقه خود من قسمت های آنیا و دامیان هست :)
📅 1405/06/05
👤 کانیا بابایی
زیاد دوست نداشتم چون خیلی جالب نبود
📅 1405/06/04
👤 ایلین خطیب
★★★★½ ۴.۵ از ۵

جلد چهارم «خانواده × جاسوس» برای من یکی از جذاب‌ترین جلدهای مجموعه تا اینجای کار بود، چون حس کردم این بار داستان واقعاً یه خط داستانی بزرگ‌تر و جدی‌تر داره و فقط مجموعه‌ای از اتفاقات بامزه و روزمره نیست.

شروع ماجرا با یه چیز خیلی ساده و دوست‌داشتنیه: آوری اولین ستاره‌ی استلاشو می‌گیره و قرار می‌شه به عنوان جایزه برای خودش یه سگ داشته باشه. همین موضوع اولش خیلی معمولی و حتی بامزه به نظر میاد، ولی خیلی زود داستان مسیرش رو عوض می‌کنه و ماجرای خریدن سگ با یک توطئه‌ی تروریستی گره می‌خوره. گروهی قصد دارن با استفاده از سگ‌ها به یک مقام سیاسی حمله کنن و همین باعث می‌شه لوید مجبور بشه وسط برنامه‌ی خانوادگی وارد یک مأموریت جدی بشه.

چیزی که خیلی دوست داشتم این بود که این بار هر سه عضو خانواده تقریباً همزمان درگیر یک ماجرا می‌شن، بدون اینکه از هویت واقعی همدیگه خبر داشته باشن. لوید از طرف مأموریت جاسوسی وارد ماجرا می‌شه، یور دنبال آوری می‌افته و آوری هم به خاطر توانایی خودش سرنخ‌هایی رو می‌فهمه که هیچ‌کس دیگه نمی‌تونه بفهمه. این همون فرمول همیشگی «Spy × Family»ـه، ولی اینجا خیلی بهتر جواب داده چون اتفاقات واقعاً به هم وصل می‌شن.

و خب... باند 😭🤍

اضافه شدن باند به خانواده فورجر برای من یکی از بهترین اتفاقات این جلد بود. فقط یه سگ بامزه نیست؛ توانایی عجیبش باعث می‌شه نقش مهمی توی ماجرا داشته باشه و رابطه‌اش با آوری هم واقعاً دوست‌داشتنیه. آوری برای اولین بار یه موجود دیگه رو پیدا می‌کنه که مثل خودش یک جور توانایی غیرعادی داره و همین باعث می‌شه ارتباطشون خیلی شیرین‌تر از یک رابطه‌ی ساده‌ی «بچه و حیوان خانگی» باشه.

حتی چیزی که خیلی دوست داشتم این بود که اول فکر می‌کردم داستان سگ فقط قراره یه فیلر بامزه باشه، ولی بعد متوجه شدم مستقیماً وارد خط اصلی داستان می‌شه و اتفاقاً یکی از مهم‌ترین قسمت‌های این جلده. این موضوع باعث شد حس کنم پلات این جلد منسجم‌تر از بعضی جلدهای قبلیه.

از نظر اکشن هم این جلد برای من خیلی بهتر بود. بالاخره بیشتر از توانایی‌های واقعی لوید و یور استفاده می‌کنیم و می‌بینیم هرکدوم وقتی پای خطر وسط میاد چقدر متفاوت عمل می‌کنن. مخصوصاً تضاد بین لوید که با منطق و برنامه جلو می‌ره و یور که بیشتر با قدرت و واکنش‌های لحظه‌ای عمل می‌کنه، خیلی بامزه‌ست. 😂

آوری هم اینجا نقش خیلی پررنگ‌تری داره و صرفاً شخصیت بامزه‌ی داستان نیست. تصمیم‌ها و کنجکاوی‌های خودش مستقیماً روی روند ماجرا تأثیر می‌ذاره و همین باعث شد بیشتر از قبل دوستش داشته باشم.

از طرفی، این جلد برای من یه نکته‌ی مهم دیگه هم داشت: دنیای Spy × Family کم‌کم داره جدی‌تر می‌شه. تهدید جنگ و تنش بین وستالیس و اوستانیا دیگه فقط یک پس‌زمینه برای کمدی نیست و بیشتر حس می‌کنیم این خانواده واقعاً وسط یک وضعیت سیاسی خطرناک زندگی می‌کنن. یکی از خواننده‌های گودریدز هم دقیقاً اشاره کرده بود که در این جلد بعد از معرفی و ساختن دنیای مجموعه، هیجان داستان واقعاً شروع می‌شه.

البته هنوز یه ایراد دارم: بعضی بخش‌های داستان خیلی سریع اتفاق می‌افتن و فرصت زیادی برای عمیق شدن بعضی شخصیت‌ها یا پیامدهای اتفاقات وجود نداره. همچنین من هنوز منتظرم خط داستانی اصلی درباره‌ی دونوان دزموند و مأموریت لوید بیشتر جلو بره، چون حس می‌کنم این قسمت هنوز کلی پتانسیل استفاده‌نشده داره.

ولی در مجموع، این جلد برای من از نظر پلات، اکشن، کمدی و اضافه شدن باند خیلی موفق بود. حس کردم مجموعه بالاخره داره از مرحله‌ی «معرفی خانواده و ساختن فضای داستان» عبور می‌کنه و وارد ماجراهای بزرگ‌تر می‌شه.

و بهترین قسمت؟ اینه که هنوز هیچ‌کدومشون نمی‌دونن بقیه واقعاً چه‌کاره‌ان. 😭
لوید نمی‌دونه همسرش یه قاتله، یور نمی‌دونه شوهرش جاسوسه، آوری تقریباً همه‌چیز رو می‌دونه ولی نمی‌تونه حقیقت رو لو بده، و حالا باند هم به این خانواده‌ی عجیب اضافه شده.

واقعاً نمی‌دونم نویسنده تا کی می‌خواد این رازها رو از همدیگه مخفی نگه داره، ولی دقیقاً همین باعث شده برای جلدهای بعدی کنجکاو باشم.

۴.۵ از ۵ ⭐️

برای من یکی از بهترین جلدهای مجموعه تا اینجا؛ هم داستان جدی‌تر و پرهیجان‌تر شد، هم باند وارد خانواده شد، هم بالاخره حس کردم خط جاسوسی و تهدید جنگ داره جدی‌تر خودش رو نشون می‌ده. فقط امیدوارم جلدهای بعدی همین روند رو ادامه بدن و بیشتر وارد پلات اصلی و گذشته‌ی شخصیت‌ها بشن.
📅 1405/06/04
👤 فاطمه تیموری
کتاب جاسوسی دوست دارم
📅 1405/06/03
👤 سلاله جمع دار
از کتابهای هانگای خوشم میاد
📅 1405/06/03
👤 النا اسفندی
این قسمت هم خوبه و صاحب یک سگ می شوند و کلا از نظر من داستان های خانواده جاسوس خیلی جذاب و قشنگ هست .
📅 1405/06/02
👤 ریحانه غلامی نیا
نقطه‌ی قوت این جلد، هم‌زمانی طنز و تعلیق است؛ یک طرف، شیطنت‌های آنیا و ماجرای پیدا کردن یک حیوان خانگی را داریم و طرف دیگر، مأموریتی که پای جان آدم‌ها و یک حمله‌ی تروریستی در میان است. همین تضاد باعث می‌شود داستان هم سرگرم‌کننده بماند و هم کشش خودش را از دست ندهد.
از طرفی، باند فقط یک شخصیت تازه و بامزه نیست؛ عضو دیگری به خانواده‌ای اضافه می‌شود که هرکدام رازی دارند، اما بدون اینکه خودشان بفهمند، بیشتر و بیشتر به یک خانواده‌ی واقعی شبیه می‌شوند...
📅 1405/06/01
👤 دانیال دریایی
عالیه تو این قسمت صاحب یک سگ میشه انیا
📅 1405/06/01

یادداشت ها

هیچ یادداشتی برای این کتاب نوشته نشده است.

یادداشت شما