خیلی کتاب آموزنده و زیبایی بود
📅 1405/06/17
به نظر من اولش یکم خسته کننده بود ولی وقتی کتاب رو ادامه بدی میفهمی چقدر جذابه این کتاب نشون میده که یه زن چطوری میتونه سختی ها رو پشت سر بزاره و برای اهدافش بجنگه و در برابر همچی مقاومت کنه کتاب جالبی بود دوستش داشتم
📅 1405/06/14
داستانی زیبا
که ماجراجویی های خوبی داشت.
بخش عاشقانه و فانتزی به خوبی نوشته شده بود.
فضا سازی و شخصیت سازی خیلی خوبی داشت.
📅 1405/06/12
یه ماجراجویی خیرهکننده و پرکشش در دنیای دریاها.
داستان قوی و شخصیتپردازی عالی که تا آخرین صفحه کنجکاو نگهت میداره. حتماً بخونید!🌊⚓️
📅 1405/06/11
سبک مورد پسند من نبود
📅 1405/06/08
کتاب خیلی قشنگی بود تا آخر تو رو وادار به خواندن می کرد و نمی گذاشت کتاب رو زمین بذاری
📅 1405/06/08
════کتاب فابل════
کتاب درباره جنگیدن بود مفهوم کتاب این بود که برای اهداف خود بجنگیم و تلاش کنیم
خیلی کتاب جالب و با مفهومی بود
📅 1405/06/06
کتاب عالی بود هرچی بگم کمه فابل دختری بود که توی 14 سالگی توی یه روز توفانی توی کشتی مادرشو از دست میده و پدرش سینت اونو به جزیره ای به نام جوال میبره که پر از دزدان دریایی و قاتل آدم های خطرناک هستش سینت به فابل میگه که دیگه هرگز دنبالش نمیاد و خودش باید پول در بیاره تا برگرده پیشش و از اونجا میره و دیگه بر نمی گرده فابل هم 4 سال دیگه رو تلاش میکنه و لایروبی میکنه و جواهر میفروشه به یه تاجری به اسم وست و پول در میاره تا برگرده پیش پدرش اما در نحایت مجبور میشه برای نجات روی کشتی مری گلد که برای وست بوده بپره وست قبول میکنه که اونو به اونور دریا ها ببره ولی براش یه شرطی میزاره ......
از شخصیت سینت خوشم اومد که همیشه یه چیزی برای رو کردن داشت و البته وعضی وقتا ناراحت میشدم از کاراش ولی در کل مطمئن
شدم فابل رو خیلی دوست داره
وست هم حاظر بود بخاطر خدمه کشتیش تمام قوانین دنیا رو زیر پا بزارن و کلا آدم جالبی بود اما من بیشتر از فابل خوشم اومد خدمه هم جالب بودن و شخصیت های جالبی داشتن
از این کتاب خیلی لذت بردم و وایب دریا و اقیانوس میداد و با داستان ارتباط گرفتم و سری رفتم جلد دومش که اسمش همنام هست رو گرفتم و خوندم و عالی بود اخرای جلد اولم اوج داستان بود چون برای فابل اتفاقی افتاد که جا خوردم و چون پایانش باز بود باید برید جلد دو رو بخونید دقیقا از همین خوشم اومد حتما بخونید مخصوصا نوجوانان
📅 1405/06/05
داستان زیبا با پایانی باز
📅 1405/06/04
★★☆☆☆ ۲ از ۵
راستش «Fable» اصلاً اون چیزی نبود که انتظار داشتم و تقریباً از اول تا آخرش نتونستم باهاش ارتباط بگیرم. ایدهی اولیهی داستان جذاب به نظر میرسید؛ یک دختر جوان که بعد از سالها زندگی در دریا، از خانواده و گذشتهاش جدا میشه و باید برای زنده موندن و پیدا کردن حقیقت خودش وارد دنیای خطرناک کشتیها و معاملهگرها بشه. ولی برای من اجرای این ایده اصلاً به اندازهی پتانسیلش خوب نبود.
بزرگترین مشکل من روند داستان بود. خیلی جاها احساس میکردم اتفاقات با سرعتی پیش میرن که نه هیجان لازم رو ایجاد میکنه و نه باعث میشه واقعاً درگیر ماجرا بشم. منتظر بودم بالاخره یه اتفاق جدی بیفته که منو بکشه توی داستان، ولی خیلی از اتفاقات برام اون کشش لازم رو نداشتن.
فضاسازی دریایی هم با اینکه میتونست یکی از نقاط قوت اصلی کتاب باشه، برای من آنقدر که باید تأثیرگذار نبود. انتظار داشتم دریا، کشتی و زندگی دزدان دریایی حس خیلی زندهتر و خاصتری داشته باشه، ولی در بعضی قسمتها بیشتر شبیه یک پسزمینه برای اتفاقات داستان بود.
با خود Fable هم متأسفانه نتونستم ارتباط بگیرم. میفهمم قرار بوده شخصیتش مستقل، مقاوم و پرتلاش باشه، ولی برای من شخصیتپردازیاش آن عمقی رو نداشت که باعث بشه واقعاً به سرنوشتش اهمیت بدم. بعضی تصمیمهاش هم برام چندان باورپذیر نبود.
شخصیتهای فرعی هم نتونستن خیلی نجاتش بدن. چندتاشون پتانسیل خوبی داشتن، ولی احساس کردم روابط بین شخصیتها خیلی سریع شکل میگیره و فرصت کافی برای اینکه واقعاً بهشون وابسته بشم وجود نداره.
رومنس هم برای من خیلی معمولی بود و نتونست جذابیت خاصی ایجاد کنه. بیشتر از اینکه منتظر پیشرفت رابطه باشم، منتظر بودم خود داستان اصلی بالاخره یه تکونی بخوره. 😭
در کل، مشکل من با «Fable» این نبود که ایدهی بدی داشت؛ اتفاقاً ایدهاش پتانسیل زیادی داشت. مشکل این بود که اجرای داستان نتونست اون پتانسیل رو به چیزی تبدیل کنه که من واقعاً از خوندنش لذت ببرم.
با توجه به اینکه معمولاً کتابهایی رو بیشتر دوست دارم که پلات قوی، فضای خاص، شخصیتپردازی قابلتوجه و کشش داستانی داشته باشن، «Fable» برای من تقریباً هیچکدوم رو اونطور که میخواستم نداشت.
۲ از ۵ ⭐️
ایدهی جذاب، ولی اجرای ناامیدکننده. برای من نه شخصیتها اونقدر ماندگار شدن، نه پلات کشش کافی داشت و نه فضای دریایی تونست اون حس خاصی رو که انتظار داشتم ایجاد کنه. راستش اگر برگردم عقب، احتمالاً انتخابش نمیکنم. 🥲
📅 1405/06/04
واقعا فوق العاده بود فضا و حال و هواش اینکه دختری تونسته تو دنیای پر از خطر زندگی کنه گذشته خودش رو بفهمه و نشر مجازی کتاب های بروز رو ترجمه میکنه
📅 1405/06/04
شاید کتاب خیلی قویای نباشه و هیجانِ آنچنانی هم نداره، اما اونقدر فضاپردازیاش خوب بود و شخصیتهاش درگیرکننده بودن که کاملاً به دلم نشست و از خوندنش لذت بردم.
پیشنهاد میکنم از دستش ندید! ✨
📅 1405/06/03
شروع جالبی نداشت و وسط هاش خسته کننده بود و اخراش که تازه داستان داشت جون میگرفت تموم شد و کششی رو در ما ایجاد کرد که جلد دوم هم بخونیم
📅 1405/06/03
نظرم بزرگترین امتیاز کتاب، فضاسازی دریایی آن است. دریا در «فابل» فقط یک پسزمینه نیست؛ تقریباً خودش یک شخصیت است. توصیف آب، کشتی، غواصی و زندگی سخت دریانوردها آنقدر ملموس است که گاهی حس میکنید نمک دریا روی صورتتان نشسته. نثر آدرین یانگ روان و تصویریست، هرچند از نظر ادبی آنقدر منحصربهفرد نیست که هر جملهاش در ذهن بماند
📅 1405/06/01
راستش رو بخواید کاری به انتشاراتش ندارم، ولی خودِ کتاب واقعاً قشنگ بود. ✨
توصیفات و قلم نویسنده عاااالی بود؛ مخصوصا فضاسازی داستان که کلاً توی کشتی و کنار ساحل میگذره
شاید کتاب خیلی قویای نباشه و هیجانِ آنچنانی هم نداره، اما اونقدر فضاپردازیاش خوب بود و شخصیتهاش درگیرکننده بودن که کاملاً به دلم نشست و از خوندنش لذت بردم.
پیشنهاد میکنم از دستش ندید! ✨🌊
📅 1405/06/01
اگه به دنبال یه کتاب ماجراجویانه با یه دختر قوی و یه دنیای دریایی پر از خطر و راز هستی، «فابل» دقیقاً همون چیزیه که باید بخونی.
داستان درباره دختر هفدهسالیه به اسم فابل که چهار سال پیش، توی یه طوفان وحشتناک، مادرش رو غرق شدن میبینه و فرداش، پدرش که قدرتمندترین تاجر «تنگه» هست، اون رو توی یه جزیره پر از دزد دریایی به اسم «ژوال» رها میکنه. حالا بعد از چهار سال، فابل تصمیم میگیره به هر شکلی شده از این جزیره فرار کنه تا جایگاه واقعیش رو پس بگیره.
چیزی که این کتاب رو خاص میکنه، اول از همه شخصیت خود فابله. اون توی شرایطی بزرگ شده که هیچکس به کسی اعتماد نداره و باید فقط به خودش تکیه کنه، اما توی دل همین سختیها، کلی قدرت و اراده پیدا کرده. سفرش با خدمه کشتی «ماریگلد»، پر از آدمهایی با گذشتههای رازآلود، اون رو توی مسیری پر از چالش، خیانت و البته دوستیهای تازه قرار میده.
نکته دیگهش جهانسازی قوی کتابه. دنیای «تنگه» یه دنیای تاریک و بیرحمه که ثروت و قدرت توش اولویته و دریاها پر از طوفان و خطرن. اما توی همین دنیای مردسالار، فابل به عنوان یه زن جوان و مستقل، میخواد جای خودش رو پس بگیره. این کتاب برخلاف خیلی از فانتزیها، روی جادوهای بزرگ تمرکز نداره، بلکه بیشتر به روابط انسانی، بقا، وفاداری و خیانت میپردازه.
«فابل» یه کتاب پرکشش و نفسگیر با شخصیتهایی عمیقه که از همون صفحههای اول، تو رو به دل دریای طوفانی و پر از راز میبره. این کتاب رو به همه کسایی که عاشق داستانهای دریایی، ماجراجویی و شخصیتهای قوی هستن، پیشنهاد میکنم. مطمئنم تا آخرین صفحه، نتونی زمینش بذاری! 😉
📅 1405/05/31
کتاب خوبیه
ولی مورد علاقه ی من نیست
خیلی فضای تیره ای داره و نویسنده خیلی پیچ وا پیچ حرف زده
قلم خیلی روونی نداره بنظرم
وسط خوندن یهو گیج میشی
بنظرم چیز جالبی که داشت
جدید بودن داستان بود
یعنی همون داستان قدیمی ای نبود که همجا میگن
و یه قالب جدیدی داشت
ولی من خودم موقع خوندن اسلامپ شدم😂🤦🏻
📅 1405/05/31
کتاب قابل من رو جزایر آبی دریا و اقیانوس ها و ساحل برد و من این حس و حال رو تو کتاب دیگه ای ندیدم و دختر این کتاب معرکه است مستقل قوی و محکم چون از بچگی که پدرش اون رو توی جزیره تنها میزاره خودش بزرگ میشه و این خیلی قشنگ بود و من عاشق این کتاب شدم
📅 1405/05/31
وقتی دو جلدی «فابل» برای اولین بار توی فضای مجازی ترند شد مثل همیشه گارد گرفتم. من کلا خیلی اهل کتابهایی که یک دفعهای همهجا دیده میشن نیستم، مخصوصا اگه حس کنم بیشتر از اینکه خود کتاب مهم باشه تبلیغاتش دیده میشه. اما امسال یهویی تصمیم گرفتم بهش فرصت بدم و خب خوشبختانه از تصمیمهایی بود که واقعا جواب داد. جلد اول رو توی کمتر از یه روز تموم کردم و جلد دوم رو هم توی دو سه روز. وقتی چنین چیزی پیش میاد یعنی واقعا من رو غرق در دنیای خودش کرده و دوستش داشتم.
در ابتدا، چیزی که توی «فابل» خیلی به چشمم اومد، فضاسازیه. برای من خیلی وایب دزدان دریایی کارائیب رو داشت، از نظر حال و هوای نمک و دریا و خطر و ماجراجویی، و باعث شد بخوان دنبال کتابهای بیشتری با چنین وایبی بگردم. گویا که مدام داری روی لبهی یه عرشهی در حال لرزش راه میری و هر لحظه ممکنه دریا همهچیز رو ببلعه. و اینجاست که باید یه نکته رو هم بگم: خیلیها این کتاب رو فانتزی میدونن، در حالی که به نظرم اصلا و اصلا فانتزی نیست. بیشتر یه داستان ماجراجویانهست که روی بقا، معامله، اعتماد و حقیقت میچرخه، نه چیزی غیر از اینا. همین هم باعث شده برای من واقعیتر و ملموستر باشه.
یکی دیگه از چیزهایی که خیلی دوست داشتم، روند داستان و غافلگیریهاش بود. داستان خیلی خوب جلو میره نه زیادی شلوغ میشه و نه کشدار. اتفاقها دقیقا همونجایی میافتن که باید، و غافلگیریها هم بهجا و مؤثرن. همین باعث میشه خواننده از روند حتی ذرهای خسته نشه، برای من که اینطور بود. جلد اول یه پایان باز داره و از منی که هم از پایان باز فراریام هم به سمتش میرم بشنوید: جلد دوم رو دم دست داشته باشید. این پایان باعث میشه خواننده رو مشتاق ادامه نگه داره بدون اینکه فقط برای شوک دادن تموم شده باشه.
ا شخصیتپردازی این کتاب هم جای خود را دارد د واقعااااا خوب بود، فوقالعاده بود. تکتک شخصیتها دوستداشتنی و زنده بودن که آرزو میکردم که ای کاش کتاب تموم نشه. از فابل، ایزولد گرفته تا سینت، وست، ولا، آستر، پاژ، کوی و... هر کدوم از اونها برای خودشون گذشته و داستانی داشتن که باعث شده بود به اینجایی که هستن برسن. اصلا شخصیت تخت و الکیای توی این کتاب پیدا نمیشه. اما خیلی دلم میخواست درمورد گذشتهی همیش بدونم، مرموز بودن خاصی داشت که کنجکاوم کرد بیشتر بشناسمش. اما خب هیچ که هیچ.
رابطهی فابل و وست هم از رابطههایی بود که دوستش داشتم چون زیادی شتابزده و کلیشهای نبود. راستش عاشقانهی این کتاب توی جلد اول خیلی خیلی کمه و بیشتر هم توی قسمتهای پایانی خودش رو نشون میده، و همین باعث شد مصنوعی به نظر نرسه. توی جلد دوم هم این مقدار یه حالت متوسط و متعادل پیدا میکنه که به نظرم برای فضای داستان خیلی بهتره. یعنی کتاب نمیخواد خیلی الکی پلکی عاشقانه بشه دروقاع عاشقانهاش آروم و در خدمت داستان جلو میره. و این برای منی که از عاشقانهها چندان خوشم نمیاد خوب بود. یکی از مهمترین بخشهای کتاب رابطهی فابل و سینت بود. رابطهی پدر و دختری که پر از زخم و فاصلهست و کشش عاطفی عجیب داره.
در مورد سبک نوشتاری ادرین یانگ باید بگم که واقعا چشمنواز و گیراست. نثرش به طرز عجیبی روانه و پر از تصويرهای زندهستت. جوری که انگار واقعا داری دریا رو میبینی، باد رو حس میکنی، نمک هوا رو مزه میکنی و خطر رو توی تک تک صحنهها میفهمی. با این حال از نظر بعضی دوستان یه جورایی این سبک تصویرسازی قوی گاهی حس تکرار رو به آدم میده. یعنی درسته که جذابه ولی انگار یه مقدار زیادی روی این شیوه تکیه کرده و شاید یه جاهایی اون تازگی اولش رو از دست بده. با این حال، این فقط یه نکتهی سلیقهایه و در کل این سبک به ساختن حالوهوای منحصربهفرد کتاب خیلی کمک کرده. *از نظر من اینطور نبود.
اگه بخوام یه نقطهضعف کلی براش بگم بیشتر از اینکه ایراد جدی باشه، یه چیز سلیقهایه. بعضی جاها ممکنه برای بعضیها فضای کتاب کمی آرومتر از چیزی باشه که از یه داستان دریایی پرهیجان انتظار دارن. یعنی کتاب بیشتر روی شخصیتها تکیه میکنه تا هیجانهای پی در پی. یا مثلا بعضی بخشها ممکنه برای خوانندهای که دنبال پیچیدگی خیلی زیاد در طرح داستانه کمی سادهتر به نظر بیاد. ولی برای من اینها ضعف آزاردهنده و اینا نبودن، بیشتر جزئیاتی بودن که شاید سلیقهای باشن.
🌟در نهایت چیزهایی که باعث شدن این دو جلدی موندگاری برام باشه: فضاسازی قوی، شخصیتپردازی خوب، رابطههای درست و حسابی *نه آبکی*، و داستانی که هیجان، احساس و حقیقت داره.
برای من «فابل» از کتابهایی نبود که صرفاً چون ترند شده باشه بخونمش. واقعاً خوشحالم که بالاخره بهش فرصت دادم. کتابی که سرشار از امواج دریا، کشتی، تجارت، سنگهای قیمتی، نقشهها و ماجراجویی یود.
\"هیچ چیز مجانی به دست نمیآید.
سینت وقتی این را گفت، فقط دربارهی غذا یا سوار کشتی شدن و یا رختولباس حرف نمیزد. منظورش بهدستآوردن احترام دیگران هم بود، همچنین بهدستآوردن امنیت. اینها چیزهایی بودند که مجانی به دست نمیآمدند. هر اتفاقی هم که میافتاد، آدم بههرحال باید بهایشان را پرداخت میکرد.\"
🕯مجموعهی دو جلدی فابل: ۱.فابل ۲.همنام *یه جلد دیگه هم به اسم سینت داریم.
📅 1405/05/30
یادداشت ها
هیچ یادداشتی برای این کتاب نوشته نشده است.