امپراتوری درهم شکسته ۳: امپراتور خارها

پدیدآور

مارک لارنس

مترجم

سعید سیمرغ

ناشر

باژ

سال نشر

۱۴۰۳

⏱️ زمان باقی‌مانده تا پایان مرحله اول:
0 روز 0 ساعت 0 دقیقه 0 ثانیه

⭐ مرحله اول رأی‌دهی

🔒 برای ثبت یا ویرایش رأی باید وارد حساب کاربری خود شوید

💬 نظرات و امتیازهای کاربران

3 نظر تأیید شده

👤 سمیه مرادی
═کتاب امپراتوری درهم شکسته ۳: امپراتور خارها ═

من از این کتاب یاد گرفتم : “امپراتور” بودن در این جهان، به معنای پیروزی نیست، بلکه به معنای پذیرفتن یک بار سنگین و کثیف است. قدرت در این کتاب یک “جایزه” نیست، بلکه یک “نفرین” است.
📅 1405/06/18
👤 آراد فتحی
عالیه من این موضوع هارو خیلی دوست دارم واقعا کتاب خیلی خیلی عالی هست من که از خواندنش لذت بردم و داستان از اینجا شروع میشه ∶
امپراتور خارها
جورگ در آخرین مرحله‌ی سفرش برای رسیدن به تاج امپراتوری قرار دارد. او باید با دشمنان قدرتمند، گذشته‌ی خونین و نیروهای ماورایی روبه‌رو شود.
هر قدمش پر از خطر و خیانت است. جورگ می‌فهمد برای امپراتور شدن فقط قدرت کافی نیست؛ باید اراده‌ای داشته باشد که هیچ‌کس ندارد.
نبردهای بزرگ، سیاست‌های سنگین و تصمیم‌های سخت مسیر او را شکل می‌دهد.
در پایان، جورگ با انتخابی شوکه‌کننده سرنوشت امپراتوری را تغییر می‌دهد و ثابت می‌کند که امپراتور واقعی کسی است که تسلیم نمی‌شود.
📅 1405/06/09
👤 کاس بلک
⚔ این مجموعه از دسته مجموعه‌هایی بود که حتی قبل از اینکه شروعش کنم، تقریباً مطمئن بودم قراره دوستش داشته باشم. دلیلش هم خیلی ساده بود؛ گریم‌دارک، شخصیت‌های خاکستری، فضای تاریک و خشن، سیاست، خون و اخلاقیات پیچیده. خب من با دیدن همین چندتا کلمه تقریباً می‌رم سمت کتاب. :))))
من این مجموعه رو بیشتر از هرچیزی به خاطر فضای گریم‌دارکش و شخصیتش خریدم و البته مارک لارنس هم یکی از دلایلی بود که بیشتر کنجکاوم کرد. راستش قبل از این چیزی ازش نخونده بودم، ولی تعریف‌هایی که از سبک نوشتنش و مخصوصاً شخصیت جُرگ شنیده بودم باعث شد خیلی راحت بگم: خب، این دقیقاً همون چیزیه که من می‌خوام بخونم.
چیزی که من رو بیشتر از همه در گریم‌دارک جذب می‌کنه، شخصیت‌های خاکستریه. من واقعاً عاشق شخصیت‌هایی هستم که نمی‌شه خیلی راحت نشست و گفت «این آدم خوبه» و «اون یکی بده». این تقسیم‌بندی همیشه برای من یکم زیادی ساده و کلیشه‌ای بوده. آدم‌ها معمولاً این‌قدر راحت قابل دسته‌بندی نیستن. ممکنه کسی کارهای وحشتناکی انجام داده باشه ولی خودش نتیجه‌ی اتفاقات وحشتناک‌تری باشه. ممکنه کسی کار درست رو انجام بده ولی دلیلش اصلاً درست و قهرمانانه نباشه. ممکنه یک نفر همزمان هم دوست‌داشتنی باشه و هم کارهایی بکنه که واقعاً نتونی باهاش کنار بیای. و دقیقاً همین پیچیدگی اخلاقی چیزیه که باعث می‌شه یک شخصیت مدت بیشتری توی ذهنم بمونه.
برای همین جورگ از همون اول برام جالب بود. چیزی که درباره‌ش می‌دونم اینه که با یک قهرمان معمولی طرف نیستیم؛ گذشته‌ی خشنی داره، بی‌رحمه و تصمیم‌هاش قرار نیست همیشه تصمیم‌هایی باشن که یک قهرمان کلاسیک می‌گیره. و راستش من اصلاً دنبال یک قهرمان بی‌نقص نیستم. اتفاقاً بیشتر دوست دارم ببینم یک شخصیت چطور به این نقطه رسیده. چه اتفاق‌هایی ازش این آدم رو ساخته؟ چقدر از چیزی که هست انتخاب خودشه و چقدرش نتیجه‌ی گذشته‌ایه که خودش انتخابش نکرده؟
فکر می‌کنم یکی از جذاب‌ترین سؤال‌هایی که یک شخصیت خاکستری می‌تونه ایجاد کنه همینه: اینکه اگر کسی از اول در تاریکی بزرگ شده باشه، آیا واقعاً می‌تونیم ازش انتظار داشته باشیم مثل کسی رفتار کنه که تمام عمرش نور دیده؟
و خب فضای کتاب هم دقیقاً همون چیزیه که از یک گریم‌دارک انتظار دارم. تاریک، خشن، خون‌آلود، سیاسی و پر از قدرت و خیانت. دنیایی با قلعه و تاج و شمشیر و جنگ، ولی نه اون فانتزی قشنگ و براق و تمیزی که همه‌چیزش سر جای خودش قرار گرفته. بیشتر انگار با جهانی طرفیم که یه جایی از مسیرش خراب شده و آدم‌ها برای زنده موندن، قدرت گرفتن یا رسیدن به چیزی که می‌خوان حاضرن دست به کارهایی بزنن که شاید در یک داستان معمولی حتی تصورشون هم سخت باشه.
از طرفی همین ترکیب سیاست و فانتزی برای من خیلی جذابه. چون وقتی پای قدرت وسط میاد، اخلاقیات هم معمولاً شروع می‌کنن به خاکستری شدن. آدم‌ها تصمیم‌هایی می‌گیرن که شاید از بیرون وحشتناک به نظر برسه، اما وقتی دلیلشون رو بفهمی، دیگه نمی‌تونی به همون راحتی قضاوتشون کنی. و من دقیقاً برای همین وارد داستان‌های این‌طوری می‌شم؛ می‌خوام ببینم نویسنده چقدر می‌تونه مرز بین چیزی که «درسته» و چیزی که «لازمه» رو جابه‌جا کنه.
چیزی که درباره‌ی این مجموعه برام جالبه اینه که قرار نیست فقط یک داستان فانتزی درباره‌ی یک شاهزاده و یک پادشاهی باشه. حداقل چیزی که ازش انتظار دارم اینه که شخصیت اصلی خودش تبدیل به بخشی از سؤال اخلاقی داستان بشه. یعنی قرار نیست فقط ببینیم جورگ چه کار می‌کنه؛ می‌خوام ببینم وقتی داریم داستان رو از نگاه چنین شخصیتی دنبال می‌کنیم، قضاوت خودمون هم چقدر تغییر می‌کنه.
چون گاهی یک شخصیت وقتی از بیرون بهش نگاه می‌کنی کاملاً غیرقابل‌دفاعه، اما وقتی وارد ذهنش می‌شی، تازه می‌فهمی چرا به اینجا رسیده. این به معنی توجیه کارهاش نیست؛ اتفاقاً برای من جذابیتش دقیقاً همینه که بفهمی «فهمیدن» با «توجیه کردن» فرق داره.
و راستش از فضای آخرالزمانی و حس ویرانی‌ای که از این دنیا گرفتم هم خیلی خوشم میاد. من عاشق دنیاهایی هستم که انگار فقط چند قدم با فروپاشی فاصله دارن. جایی که یک قلعه‌ی بزرگ و یک تاج طلایی لزوماً به معنی امنیت نیست و پشت شکوه ظاهری، ممکنه خون و جنگ و خیانت جریان داشته باشه. احتمالاً اگر قرار باشه یک روز از این دنیا مودبورد درست کنم، نصفش تاج و شمشیر و قلعه و خون و خاکستر می‌شه. :))))
یکی از چیزهایی که امیدوارم در این مجموعه پیدا کنم، همین حس قهرمان بودنِ متفاوتشه. اینکه قهرمان داستان الزاماً کسی نباشه که همه دوستش دارن و همیشه کار درست رو انجام می‌ده. شاید حتی برعکس؛ کسی باشه که گاهی ازش متنفر بشیم، از تصمیم‌هاش عصبانی بشیم و با خودمون بگیم «داداش تو دقیقاً داری چه غلطی می‌کنی؟» ولی باز هم نتونیم کتاب رو ببندیم چون می‌خوایم بفهمیم قدم بعدیش چیه.
فکر می‌کنم این همون چیزیه که باعث می‌شه شخصیت‌های خاکستری برای من خیلی جذاب‌تر از شخصیت‌های کاملاً خوب باشن. چون درباره‌شون مطمئن نیستی. نمی‌دونی قرار کجا برن، نمی‌دونی قراره نجات پیدا کنن یا بیشتر سقوط کنن و حتی نمی‌دونی آخرش باید دوستشون داشته باشی یا ازشون متنفر باشی.
و شاید مهم‌ترین چیزی که از این مجموعه می‌خوام، همین حس نامطمئن بودنه؛ اینکه نتونم از چند صفحه‌ی اول تصمیم بگیرم چه کسی قهرمانه، چه کسی شروره و چه کسی قراره در نهایت نجات پیدا کنه.
در نهایت، چیزی که من رو سمت این مجموعه کشوند فقط داستانش نبود؛ بیشتر وعده‌ی یک فضای تاریک و خشن، شخصیت‌هایی با گذشته‌های پیچیده و آدم‌هایی بود که نمی‌شه با چند کلمه درباره‌شون حکم صادر کرد. من برای فانتزی‌هایی که مجبورم می‌کنن درباره‌ی اخلاق، قدرت، گذشته و انتخاب‌های آدم‌ها فکر کنم، خیلی راحت وسوسه می‌شم. و این مجموعه از همون اول دقیقاً همین حس رو به من داد.
🌟 اگر بخوام قبل از اینکه وارد این دنیا بشم فقط با چند کلمه توصیفش کنم: تاج، شمشیر، قلعه، خون، خاکستر، جنگ، سیاست، خیانت، زمستان، گذشته‌های تاریک، شخصیت‌های خاکستری، یک شاهزاده‌ی بی‌رحم و کلی سؤال اخلاقی که احتمالاً قرار نیست جواب ساده‌ای داشته باشن.
در کل به‌نظرم برای رده‌ی سنی +۱۶ یا +۱۸ مناسبه.
📅 1405/05/29

یادداشت ها

هیچ یادداشتی برای این کتاب نوشته نشده است.

یادداشت شما