اسپاگتی با سس قرمز

پدیدآور

هادی حکیمیان

ناشر

دفتر نشر معارف

سال نشر

۱۴۰۳

⏱️ زمان باقی‌مانده تا پایان مرحله اول:
0 روز 0 ساعت 0 دقیقه 0 ثانیه

⭐ مرحله اول رأی‌دهی

🔒 برای ثبت یا ویرایش رأی باید وارد حساب کاربری خود شوید

💬 نظرات و امتیازهای کاربران

61 نظر تأیید شده

👤 مهبد امیریان
معرفی کلی کتاب

«اسپاگتی با سس قرمز» رمانی از **هادی حکیمیان** است که توسط **نشر معارف** منتشر شده؛ ناشری که به آثار داستانی با رویکرد تاریخی و ارزشی شهرت دارد. کتاب ۳۳۴ صفحه دارد و در پاییز ۱۴۰۳ راهی بازار نشر شده است. حکیمیان که پیش‌تر با آثاری در حوزه ادبیات داستانیِ مذهبی و تاریخی برای مخاطب نوجوان و جوان شناخته شده، در این اثر سراغ دوره‌ای رفته که کمتر در ادبیات داستانی ما به‌طور مستقیم روایت شده: **دوران حضور آمریکایی‌ها در معادن ایران**.

پیرنگ داستان

قهرمان داستان نوجوانی به نام **حسینعلی** است؛ پسری که در کودکی پدر و مادرش را از دست داده و در کنار مادربزرگش در روستایی زندگی می‌کند. زندگی او فقیرانه اما با عزت می‌گذرد، تا اینکه ماجرایی با یکی از کارگرانِ معدنِ روستایشان پیدا می‌کند و برای گرفتن «حق و حسابش» پای او به دنیای آمریکایی‌هایی باز می‌شود که در معدن کار می‌کنند و با خانواده‌هایشان در آنجا ساکن شده‌اند.

این تقابلِ دو دنیا — جهانی فقیر اما آشنا و سنتی، و جهانی مرفه، غریبه و پرهیاهو — ستون فکری رمان است. عنوان کتاب هم به همین موضوع اشاره دارد: **اسپاگتی با سس قرمز**، غذایی که برای حسینعلی و اهل روستا غریبه است و نمادِ ورودِ بی‌سروصدا و خوش‌عطرِ فرهنگ غربی به بافت سنتی ایران.

نقاط قوت

۱. انتخاب موضوع و بازسازی فضای تاریخی:
جذاب‌ترین بخش کتاب، فضا است. حکیمیان دورانی را روایت می‌کند که کارشناسان و کارگران خارجی در مناطق مختلف ایران مشغول به کار بودند و سبک زندگی‌شان — از نوع غذا و پوشش تا رفتار با زنان و خانواده — برای اهالی بومی هم شگفت‌آور بود و هم تحریک‌کننده. نویسنده این فضا را نه از پنجره اسناد تاریخی، بلکه از چشمِ یک نوجوان روستایی روایت می‌کند و همین نگاه «از پایین» به تاریخ، به کتاب اصالت می‌بخشد.

۲. لحن قصه‌گویانه و زبان ساده:
حکیمیان نویسنده‌ای است که پیچیدگیِ روشنفکرانه را کنار گذاشته و به روایت اعتقاد دارد. دیالوگ‌ها زنده و عامیانه‌اند — مثل این جمله از متن کتاب: *«گیر عجب آدم‌های زبون‌نفهمی افتادیم! ما اینجا معصومه خانوم نداریم»* — و همین طبیعی‌بودنِ گفت‌وگوها، خواننده را داخل داستان نگه می‌دارد.

۳. نقد اجتماعی بدون شعار:
خطر اصلی آثاری با این تمِ تاریخی، شعاری و کلیشه‌ای شدن است. اما حکیمیان نقدِ خود را به حضور بیگانگان از زبان شخصیت‌ها و موقعیت‌های داستانی بیرون می‌کشد؛ یعنی خواننده خودش تناقض‌ها را می‌بیند و نتیجه‌گیری به عهده‌اش است. این ظرافت، بزرگ‌ترین هنر کتاب است.

نقاط ضعف و نکات قابل تأمل

۱. تقابلِ نسبتاً یک‌سویه:
اگرچه کتاب از شعار فاصله می‌گیرد، اما تقابل «خودی/بیگانه» گاهی بیش از حد قطبی طراحی شده. شخصیت‌های آمریکایی داستان بیشتر «نمادِ یک فرهنگ» هستند تا انسان‌های پیچیده. خواننده‌ای که به روان‌شناسی عمیق شخصیت‌های منفی عادت دارد، ممکن است احساس کند این آدم‌ها رنگ به رنگ‌تر از آنچه هست‌اند ترسیم شده‌اند.

۲. خیزِ مخاطب:
کتاب دقیقاً نمی‌داند برای نوجوان نوشته شده یا بزرگسال؛ قهرمانش نوجوان است و لحن داستان ساده، اما مضمون‌ها (استعمار فرهنگی، سیاست‌های آن دوران، مسئله معدن) سنگین‌تر از آن است که در قالب «ادبیات نوجوان» خالص بنشیند. این ابهام لطمه‌ای به خوانایی نمی‌زند، اما جایگاه‌یابی کتاب در بازار نشر را دشوار می‌کند.

۳. ریتم برخی فصل‌ها:
در میانه داستان، جایی که توصیف فضای معدن و سبک زندگی خارجی‌ها بر درون‌مایگیِ حسینعلی غلبه می‌کند، ریتم کمی کند می‌شود و خواننده مشتاقِ پیشرفتِ «ماجرای حق و حساب» است، نه توصیف‌های بیشتر.

جمع‌بندی

«اسپاگتی با سس قرمز» رمانی است که با زبانی ساده و روایتی روان، برشی از تاریخ معاصر ایران را — حضور فرهنگی و اقتصادی بیگانگان در شهرستان‌ها و روستاها — از دریچه‌ی چشمِ یک نوجوان روستایی بازگو می‌کند. کتاب نه اسناد تاریخی است و نه آشپزنامه؛ بلکه **استعاره‌ای است درباره لحظه‌ای که «تغییر» برای اولین بار طعم و بوی پیدا کرد.**

اگر علاقه‌مند به ادبیات داستانیِ تاریخی با روایتِ مردمی، داستان‌های رشد و بلوغ ، و فضاسازی‌های بومی هستید، این کتاب انتخاب خوش‌خوان و قابل تأملی است.
📅 1405/06/19
👤 سمیه مرادی
══════کتاب اسپاگتی با سس قرمز═══════

«در نگاه اول، نام کتاب «اسپاگتی با سس قرمز» ممکن است یادآور یک وعده غذایی ساده و روزمره باشد، اما به محض ورق زدن صفحات، درمی‌یابیم که با یک «نماد» طرف هستیم. نویسنده با نبوغی خاص، از یک غذای ساده برای بازنمایی مفاهیمی بزرگ‌تر استفاده کرده است.»
📅 1405/06/16
👤 کیانا شجاعی
عنوان کتاب با خود رومان باهم زیاد مرتبط نیستند
📅 1405/06/15
👤 ثنا ابوطالبی
جالبه و به یک واقعه به
قبل از انقلاب اشاره داره خوبه 🙃
📅 1405/06/14
👤 مبینا شفیع یار
کتاب بسیار جذابی بود وقتی کتاب را می‌خواندم من را به خود جلب می کرد وشوق زیادی داشتم برای ادامه دادن کتاب.
ولی برای هر کتاب خوب هست مقدمه ای قبل از خواندن داشته باشد
📅 1405/06/12
👤 سروین دبیرنیا
کتابی بسیار جذاب و روایت‌گر واقعی اتفاق ها بود.
شخصیت ها بسیار خوب شخصیت پردازی شده بودند و داستان و ماجرا ها آن را خواندنی‌تر می‌کرد.
فقط تنها مشکل این بود که توضیحات زیاد اول کتاب، ورود به فضای آن را کمی مشکل کرده بود اما در کل فضای داستان واقعی و هیجان‌انگیز بود.
📅 1405/06/11
👤 سلنا مصدق
صحنه های نوستالژی و قشنگ و کلمات ساده برای انتقال مفاهیم پیچیده واقعا جالب بود
چیزی که اذیتم کرد این بود که داستان خیلی قوی نبود و میتونست جذاب تر باشه
و ایده های بهتری داشته باشه
بنظرم طراحی جلد خوب بود
ولی در کل کتابی نبود که من رو اونطور که باید جذب خودش کنه
📅 1405/06/11
👤 فاطیما سلیمی متمایل
کتاب اسپاگتی با سس قرمز از رمان هایی است که برای نوجوانان نوشته شده است این کتاب تلفیقی از شهر های ایران و آهن شهر آمریکایی در دو فضای متفاوت است اما چندان جذاب نیست من اول که این کتاب را به امانت گرفتم فکر کردم این کتاب پر هیجان و پر چالش است ولی وقتی که کتاب را خواندم دیدم که این کتاب زیاد پر هیجان و پر چالش نیست جرا که عنوان کتاب زیاد با متن کتاب مرتبط نیست واز خواندن کتاب زیاد لذت نبردم
📅 1405/06/11
👤 مهتاب رمضانی
ه نظر من کتاب اسپاگتی با سس قرمز داستانی ساده و جذاب دارد و باعث می‌شود خواننده راحت با شخصیت‌ها و اتفاقات داستان ارتباط برقرار کند. چیزی که من در این کتاب بیشتر دوست داشتم، فضای صمیمی و موضوعات واقعی آن بود، چون بعضی از اتفاقاتش می‌تواند برای نوجوان‌ها آشنا و قابل‌درک باشد. البته به نظرم در بعضی قسمت‌ها داستان کمی قابل‌پیش‌بینی بود و می‌توانست هیجان بیشتری داشته باشد. در کل، کتابی سرگرم‌کننده و آموزنده است و خواندنش را به کسانی که به داستان‌های نوجوانانه و واقعی علاقه دارند پیشنهاد می‌کنم
📅 1405/06/11
👤 درسا عشقی
اسم کتاب بسیار جذاب هست و هر خواننده ای را به سمت خود می کشد
📅 1405/06/10
👤 مهدیس شبانکاره
نشون داد که نباید به هر کسی اعتماد کرد و شجاع بودن رو نشون میداد
📅 1405/06/10
👤 رامش حدادی
این کتاب رو خیلی دوست داشتم چون پیامش خیلی عمیق ولی ساده بود؛ یعنی اصلاً شعاری حرف نمی‌زنه. دلیل اینکه ۵ کامل ندادم اینه که داستانش یه مقدار خیلی کوتاهه و آدم دوست داره زودتر بره توی دل ماجرا که تموم میشه! ولی در کل برای اینکه به بچه‌ها یاد بدیم به خاطر سلیقه یا ظاهرشون از کسی خجالت نکشن، واقعاً عالیه.
📅 1405/06/09
👤 آراد فتحی
کتاب خیلی خوب و جذابی هست ما در مرکزمون داریم خوندم عالیه و ماجراش این هست ∶ یک اتفاق ساده خانوادگی—پختن اسپاگتی—باعث شروع مجموعه‌ای از ماجراهای طنز و شیرین می‌شود. شخصیت اصلی در میان شلوغی‌های خانه، مدرسه و دوستانش با موقعیت‌هایی روبه‌رو می‌شود که هم عجیب‌اند و هم خنده‌دار. هر اتفاق کوچک تبدیل به دردسری بزرگ می‌شود و تلاش او برای درست‌کردن اوضاع معمولاً نتیجه‌ی برعکس می‌دهد. خانواده‌اش با رفتارهای بامزه و تصمیم‌های عجیب‌شان اوضاع را بدتر می‌کنند و همین باعث می‌شود داستان پر از لحظه‌های خنده‌دار باشد. این کتاب حال‌وهوای کاملاً کمدی دارد و شخصیت‌ها با رفتارهای بامزه‌شان فضای کتاب را سبک و سرگرم‌کننده می‌کنند. در کنار طنز، پیام‌هایی درباره‌ی خانواده، مسئولیت و بزرگ‌شدن هم وجود دارد.
📅 1405/06/09
👤 فاطمه بهجتی اردکانی
جذابیت کتاب در اواسط کتاب به علت زیاده گویی های نویسنده کم شده بود.
اگر از برخی گفتگوهای دو دوست کمتر می شد کتاب کمتر خسته کننده بود.
📅 1405/06/08
👤 کانیا بابایی
کتاب فوق العاده بود و خیلی زیبا و جذاب بود و به طرز خاصی نوشته شده بود
📅 1405/06/07
👤 کیانا آقایی
این داستان در مورد این بود که ۲ دختر به مادرش قبل از رفت نشان به مدرسه می گوید که اسپایکتی با سس قرمز درست کند و آخر هم دخترشا ن از مدرسه آمدن و دیدن همان غذا روی میز ناحار خوری گزاشته ای ♡
📅 1405/06/07
👤 نسترن شریفی
اگر به دنبال سرگرمی هستید میتوان ان را خواند.
ولی درکل کمی موضوع پراکنده بود.
📅 1405/06/06
👤 هانیه احمدی
کتاب جالبی بود .خوشم اومد
📅 1405/06/06
👤 محمد سبحان بحیرایی
جذاب
📅 1405/06/06
👤 پارمیس سیده پارمیس
یه رومان نوجوان که توی یه روستای کویری می گذره زمان های قبل انقلاب
داستان خوبی بود
📅 1405/06/05
👤 تسنیم بشیری
کتاب معمولی بود . بعضی جاها من داخلش گم میشدم و نمی دوستم چی شد و شخصیت ها و اتفاقات رو قاطی می کردم و پراکنده بود، اما ایده اصلی جالب بود
📅 1405/06/03
👤 النا اسفندی
من خیلی از این کتاب خوشم نیومد در مورد دوران قدیم بود اما در کل بد نبود و بد نیست که بخونید .
📅 1405/06/02
👤 فاطمه سادات رضازاده
جالب و هیجان انگیز بود ولی یکم ترسناک بود
📅 1405/06/01
👤 ریحانه الله وردی زاده
یه رمان نوجوان که توی یه روستای کویری می‌گذره، اون هم دقیقاً قبل از انقلاب. آمریکایی‌ها اومدن اونجا یه شهرک مخصوص خودشون ساختن به اسم «آهن‌شهر» و ورود ایرانی‌ها ممنوع بوده.

داستان با یه معامله‌ی ساده شروع می‌شه: دو تا نوجوان به اسم حسینعلی و کوچک‌علی، برای یه کارمند ایرانیِ اون شهرک، بوقلمون و خروس جمع می‌کنن تا کرایه بگیرن. اما وقتی می‌رن سراغ پس گرفتن حقشون، یهو گیر می‌افتن توی یه ماجرای بزرگ‌تر از خودشون و برای اولین بار پا می‌ذارن به اون محدوده‌ی ممنوعه.

نکته‌ی جالبش اسمشه! اولش قرار بود «آهن‌شهر» باشه، اما نویسنده از پسرش پرسید کدوم اسم رو ترجیح میده و اون گفت «اسپاگتی با سس قرمز»؛ چون اولین چیزی که نوجوون‌های روستایی وقتی وارد شهرک می‌شدن می‌دیدن، اسپاگتی بوده؛ نمادِ همون سبک زندگی متفاوت.

این کتاب خوبه پرکششه و تأمل‌برانگیزه ، درست درباره ی استعمار و فرق‌های عجیب زندگی آدم‌ها.

⭐⭐⭐⭐
توصیه میشه خونده شه😉
📅 1405/05/31
👤 ماهتیسا خاطره
خیلی خوشم نیومد!
اونقدری که توی مراکز کانون ازش میگفتن خوب نبود
آخر داستان خیلی پوچ بود
در طول داستان تنها چیز جالبی که داشت،شوخی های بین خودشون و کلاهبرداری هاشون بود
و شاید یسری اطلاعات در مورد اون زمان
وگرنه محتوای خاصی نداشت بنظرم
شخصیت ها مبهم بودن فردی رو خوب یا بد جلوه نداده بود و انگار تکلیف خود نویسنده با خودش مشخص نبود
انگار بعضی جاها الکی داستان رو کش داده بود تا داستان طولانی بشه
توصیفات بد نبود
میتونست خیلی بهتر باشه
ولی من در کل از موضوع کتاب هم خوشم نیومد
و اونقدری ارزش نداشت که یمدت توب مراکز کانون به عنوان نمونه از کتابای ایرانی میگفتن و کتابای خیلیییی بهتر ایرانی هم هست
📅 1405/05/31
👤 پارمیس واقعیان
محتوای جالب و خاصی نداره و پایانش هم جالب نیست و گفتگو های اضافه داره اما راوی خیلی خیلی خوبی داره و اوج داستان هم عالیه
📅 1405/05/31
👤 فاطمه چشم براه
کتاب اسپاگتی با سس قرمز خیلی جذاب بود خواندنش برای من هیجان انگیز بود گاهی خودم را جای شخصیت داستان می گذاشتم
📅 1405/05/31
👤 فاطمه نیازمندی
داستان جذابی بود دوست داشتم خیلی باحال و بامزه است پراز اتفاقات خوب وهیجان زده درواقع کتاب خوب و قشنگیه.
📅 1405/05/31
👤 محدثه چشم براه
رمانی هیجان انگیز و مهیج بود. من از خواندنش لذت بردم.
📅 1405/05/31
👤 مرتضی غلامی نژاد
عالی
📅 1405/05/31
👤 نازنین فاطمه نصیری نژاد
خیلی خوب و اموزنده بود
📅 1405/05/31
👤 فاطمه پیری دهبارز
خیلی کتاب خوبی بود اموزنده و طنز
📅 1405/05/31
👤 پرنیا شهبازی
کتابی جالبی بود که به زورگویی های اتباع بیگانه آمریکایی در قبل انقلاب اشاره داشت
📅 1405/05/31
👤 عطیه کشفی آشتیانی
کتاب بامزه‌ای بود . داستانش هم متفاوت بود و بعضی جاها واقعاً سرگرم‌کننده می‌شد. فقط بعضی قسمت‌ها یکم کش‌دار بود و حوصله‌م سر می‌رفت. در کل بد نبود
📅 1405/05/31
👤 محدثه جهرمی
راستش رو بخواید، نمی‌دونم بگم خوشم اومد یا نه، ولی واقعاً حسی به کتاب «اسپاگتی با سس قرمز» نداشتم و یه جورایی ازش کلافه شدم! یعنی با اینکه می‌دونم شاید یه سری‌ها از سبک نویسنده خوششون بیاد، ولی برای من اصلاً اون‌طوری که فکر می‌کردم نبود. اولین چیزی که اذیتم کرد، یه جورایی کند بودن بیش از حد داستان بود؛ یعنی انگار نویسنده خیلی توی جزئیات و توصیف‌ها گیر کرده بود و هی داستان رو کش می‌داد، طوری که بعضی وقت‌ها حس می‌کردم دارم فقط یه سری توصیف‌های طولانی و تکراری رو می‌خونم و هیچ اتفاق مهمی نمی‌افته که من رو جذب کنه. اصلاً اون هیجانی که انتظار داشتم رو نداشت و بیشتر شبیه یه روایت خیلی آروم و حتی گاهی خسته‌کننده بود. از طرف دیگه، شخصیت‌ها هم برام یه کم مبهم بودن؛ یعنی انگار نویسنده نمی‌خواست خیلی دقیق بگه توی سرشون چی می‌گذره یا چرا یه جوری رفتار می‌کنن، همین باعث شد نتونم واقعاً باهاشون هم‌حس بشم یا حتی براشون دلسوزی کنم. یه جورایی حس می‌کردم شخصیت‌ها خیلی از دسترس من دورن و یه فاصله‌ای بین من و دنیای داستان هست که نمی‌تونم ردش کنم. در کل، حس کردم کتاب خیلی بیشتر از اون چیزی که از اسمش برمی‌آمد، سنگین و شاید یه کم بیش از حد «ادبی» شده بود، جوری که انگار قرار بوده یه پیام خیلی عمیق بده، ولی در نهایت فقط یه سری روایت‌های طولانی و خسته‌کننده برام باقی گذاشت. اگه دنبال یه داستان هستی که سریع پیش بره و شخصیت‌هاش برات ملموس باشن، شاید این کتاب اصلاً اون چیزی نباشه که دنبالشی!
📅 1405/05/31
👤 محمدحامی خداکرمی
از اینکه این کتاب در قالب داستان وضعیت زمان شاه را به تصویر میکشه برام خیلی جالب بود و همچنین از نقاط قوتش این هست که تاریخ رو برای نوجوان امروز به صورت واقعی شرح میده
📅 1405/05/31
👤 امیرحسام ایمان فر
اینکه دوتا دوست پسر همیشه باهم هستند خوب است واینکه به تاریخ ایران میپردازد
📅 1405/05/30
👤 فاطمه میرزاعطائی
این کتاب یه رمان ضدآمریکایی برای نوجوانانه که ماجراش تو «آهن‌شهر» می‌گذره؛ جایی که یه سری خانواده‌های آمریکایی توش زندگی می‌کنن. داستان از زاویه‌ی نگاه مردم محلی روایت میشه که کمکم با نگاه تحقیرآمیز و نفوذ این خانواده‌ها آشنا میشن.

نویسنده‌اش هادی حکیمیانه و خودش گفته هدفش این بوده که تصویر درستی از سال‌های قبل از انقلاب و نفوذ آمریکایی‌ها تو ایران به نوجونا نشون بده.

جالبه که اول اسم کتاب رو «آهن‌شهر» گذاشته بوده، ولی به پیشنهاد پسر نوجوانش اسمش رو گذاشته «اسپاگتی با سس قرمز» تا هم برای مخاطب جذاب‌تر باشه، هم یه نماد از نفوذ فرهنگ آمریکایی باشه.

به نظرم اگه دوست داری درباره یه برهه از تاریخ ایران با یه زاویه‌ی خاص بدونیم، می‌تونه تجربه‌ی جدیدی باشه. ولی اگه دنبال یه کتاب سبک و ماجراجویانه‌ هستی، شاید به‌دردت نخوره
📅 1405/05/30
👤 مهرسا پورصفر
به نظر من واقعا کتاب زیبایی بود .
بعضی از جا هاش بامزه بود .
در کل کتاب خوبی بود.
📅 1405/05/29
👤 ماهدخت سلطانی زاده
کتاب اسپاگتی با سس قرمز داستان پسر نوجوانی است که در کودکی پدر و مادر خود را از دست‌ داده و با مادربزرگش زندگی می‌کند، حسینعلی با یکی از کارگران معدن روستایشان معامله‌ای کرده است و حالا به دنبال گرفتن حق و حسابش رفته است. حسینعلی در جریان داستان با زندگی آمریکایی‌هایی که در معدن‌کار می‌کنند و نحوۀ زندگی خانواده‌هایشان مواجه می‌شود.
📅 1405/05/28
👤 گندم کیمیارودی
کتاب خیلی باحالی نبود درباره پسری به نام حسینعلی که یک کارگر ساده که همراه مادر بزرگش زندگی میکرد بود که امریکایی ها به او خیانت میکردند
📅 1405/05/28
👤 مهدیس شبانکاره
خوشم اومد
📅 1405/05/28
👤 محمد متین پورحسینی
زیبا و قشنگ ولی با پایانی نا مشخص
📅 1405/05/28
👤 محیا قهرمانی گل
کتاب بسیار خوبی بود . موضوعی جلاب و جذاب داشت. واقعا موضوع اش واقعی بود.امریکایی های در واقیعت اصلا به قولشون عمل نمیکن این کتاب همین رو برای نوجوانان به خوبی بیانگر بود.
📅 1405/05/27
👤 ستاره رضایی
کتاب اسپاگتی با سس قرمز یک روز روستایی ها میمودن از آمریکایی ها اسپاگتی باسس قرمز می‌خوردند و آنها می‌گفتند کتابش هم اومده من از کتاب اسپاگتی خیلی خوشم اومده من از این کتاب بردم
📅 1405/05/27
👤 سینا سعیدی
کتاب اسپاگتی با سس قرمز داستان دو تا نوجوان هست که در دوران قبل از انقلاب و در یک روستا روایت میشه . روستایی که امریکایی ها اومدن و اونجا شهرکی برای خودشون ساختن تا از معادن و طبیعت روستا بیشترین استفاده رو ببرن و البته اصلا هم مهم نیست اگر طبیعت آسیب ببینه و مردم روستا ضرر جانی و مالی بخورن ، مهم منفعت آمریکایی هاست . یکی از پسر های داستان که دنبال کارکردن هست برای یکی از افراد شهرک کاری رو در ازای دستمزد انجام میده اما وقتی میره دستمزدش رو بگیره و امانتی هاش رو پس بگیره با بدقولی ها و دست به سر کردن ها و البته دسیسه ها و دردسر ها رو به رو میشه . در طی داستان دو نوجوان با هم دیگه در دل ماجرا ها و در دسر ها میرن گاهی با آمریکایی ها باید سر و کله بزنن و خب آمریکایی ها هم که فقط می‌خوان ازت استفاده کنن و دورت بزنن ، گاهی با مردم روستا طرفن که مردمی ساده هستن و فقط حق شون رو می‌خوان، گاهی با ایرانی هایی طرفن که برای آمریکایی ها کار میکنن کسانی که هم خودشون گول خوردن هم می‌خوان مردم روستا رو گول بزنن و ..... و در آخر نوجوان های قصه با بزرگترین نوکر آمریکا، محمد رضا پهلوی رو به رو میشن .... داستان ایده جالب و ظرفیت خوبی داشت ، به نظرم هر چه قدر به پایان کتاب نزدیک تر میشد بهتر میشد ، اوایل ‌کتاب سخت تونستم باهاش ارتباط بگیرم ، وسط های کتاب داستان برام جالب بود ولی حس میکردم داستان کند پیش میره اما آخر های کتاب خیلی جالب شد و کار خوب از آب در اومد. به نظرم داستان خوبی برای خوندن هست، هم جالبه و هم با تاریخ کشور مون سر و کار داره حتی همین الان هم خیلی از مشکلات دنیا به خاطر همین نشناختن و اعتماد کردن به آمریکاست خوبه که نوجوان ها این جور کتاب ها رو بخونن و خودشون تصمیم بگیرن آیا همچین کشوری صلاحیت اعتماد کردن داره یا نه . به شخصیت نوجوان ها خیلی خوب پرداخته بود یکی دائما دنبال کسب و کار راه انداختن و سود کردن بود ،یکی مدرسه رفته بود بیشتر دنباله رو رفیقش بود
📅 1405/05/27
👤 رادمهر زرین بدرقه
کتاب «اسپاگتی با سس قرمز»

«اسپاگتی با سس قرمز» یک رمان تاریخی و ماجراجویانه است که داستانش از یک اتفاق نسبتاً ساده شروع می‌شود، اما کم‌کم به ماجرایی بزرگ‌تر تبدیل می‌شود. داستان از زبان یک نوجوان روایت می‌شود و همین باعث شده فضای آن صمیمی‌تر باشد و خواننده راحت‌تر بتواند با شخصیت‌ها ارتباط برقرار کند.

یکی از جذاب‌ترین قسمت‌های کتاب، ترکیب **طنز، ماجراجویی و فضای تاریخی** است. اتفاق‌هایی که برای حسینعلی و اطرافیانش می‌افتد، گاهی خنده‌دار و گاهی جدی و هیجان‌انگیز است. همین تغییر فضا باعث می‌شود داستان یکنواخت نشود.

از طرف دیگر، نویسنده فقط به تعریف یک ماجرای سرگرم‌کننده نپرداخته و سعی کرده شرایط اجتماعی و تاریخی آن دوره را هم نشان دهد. حضور آمریکایی‌ها در منطقه و تفاوت سبک زندگی آن‌ها با مردم روستا، یکی از بخش‌های مهم داستان است. این تفاوت‌ها باعث می‌شود خواننده بیشتر با فضای آن زمان آشنا شود.

شخصیت حسینعلی هم از نقاط قوت کتاب است. او یک نوجوان معمولی است که درگیر اتفاق‌هایی می‌شود که خیلی بزرگ‌تر از زندگی روزمره‌اش هستند. کنجکاوی و تلاش او برای حل مشکلات باعث می‌شود شخصیتش باورپذیر و دوست‌داشتنی باشد.

البته ممکن است بعضی قسمت‌های داستان برای بعضی خواننده‌ها کمی طولانی شود و فضای تاریخی کتاب هم باعث شود داستان نسبت به یک رمان کاملاً ماجراجویانه، ریتم آرام‌تری داشته باشد. با این حال، ترکیب طنز و اتفاق‌های تاریخی باعث شده کتاب هویت خاص خودش را داشته باشد.

در مجموع، «اسپاگتی با سس قرمز» کتابی جذاب و متفاوت است که هم داستانی سرگرم‌کننده دارد و هم خواننده را با بخشی از فضای اجتماعی و تاریخی ایران آشنا می‌کند. به نظرم نکته‌ی جالب کتاب این است که یک اتفاق ساده، یعنی ماجرای چند خروس، کم‌کم تبدیل به داستانی بزرگ‌تر می‌شود و نشان می‌دهد گاهی اتفاق‌های کوچک می‌توانند آدم را وارد ماجراهای غیرمنتظره‌ای کنند.
📅 1405/05/26
👤 عسل درویش
خوب بود ولی خیلی جالب نبود
📅 1405/05/26
👤 نیکا نصیری
شهر آهن شهر ایده خوبی بود
📅 1405/05/26
👤 فاطمه فتح آبادی
کاش ظرفها و سینی های رستوران آهن شهر پر از غذا برایم می اوردند عالی بود
📅 1405/05/26
👤 امیر حسین حیدری
اجاره خروس در شهر آهنی ئیک فکر بکر بود خوشم آمد
📅 1405/05/26
👤 حانیه صالحی
شخصیت حسینعلی و خروس بچه های محله را خیلی دوست داشتم
📅 1405/05/26
👤 مهسا نقدی
من این کتاب رو تقریباً تا آخراش موندم کتابه خوبی هستش ولی از اونجایی که خیلی زیاده برای اونایی که علاقه به کتاب ندارن مناسب نیست ولی در کل کتاب خوبی هستش
📅 1405/05/26
👤 امیرعلی کرباسفروشها
عالی بود
📅 1405/05/26
👤 مبینا موسی پور عسکری
کتاب بدی نبود در مورد آمریکا ستیزی و تفلاوت بین آنا با مردم آهن شهر
📅 1405/05/26
👤 نازنین فاطمه خوشحال
کتاب مثل اسمش خیلی خوشمزه و هیجان انگیز بود و مفهوم توجه نکردن به ظاهر و حرفهای دیگران را خیلی خوب مطرح کرده بود.
📅 1405/05/26
👤 هلیا خزایی
کتاب خوبی بود به نظر من برای سن ما خیلی جالب نیست
📅 1405/05/26
👤 نورا رستگار
کتاب جالبی بود که خیلی راحت با داستانش ارتباط گرفتم. روایتش روان بود و باعث می‌شد بخواهم ادامه ماجرا را دنبال کنم. شخصیت‌ها و اتفاقات داستان هم جذاب بودند و بعضی بخش‌ها حسابی ذهنم را درگیر کردند. در کل از خواندنش لذت بردم و به نظرم برای کسانی که داستان‌های نوجوانانه و پرماجرا را دوست دارند، انتخاب خوبی است.
📅 1405/05/25
👤 آیناز غلامی
اسپاگتی با سس قرمز رمانی نوجوان با محوریت آمریکایی ستیزی است و داستان از زبان یک شخصیت نوجوان به نام کوچک علی روایت می شود و دارای موقعیت و فضاهای طنز و هیجانی است. داستان در مقطع زمانی قبل از انقلاب و در روستایی کویری می گذرد.از چند سال پیش به سبب اکتشاف و بهره برداری از یک معدن سنگ آهن پای عده ای مهندس، تکنسین و کارمند آمریکایی به این منطقه باز می شود به طوری که کم کم آمریکایی های شاغل در معدن یک شهرک مدرن و امروزی به نام «آهن شهر» برای اسکان خانواده هایشان در این منطقه بنا می کنند.

ورود افراد بومی به آهن شهر ممنوع است.تا اینکه در نزدیکی جشن شکرگزاری آمریکایی ها یکی از کارمندهای ایرانی آهن شهر به نام معصوم خانی برای پیدا کردن تعدادی خروس دست به دامان اهالی روستا می شود.

در این بین دو نوجوان به نام های حسینعلی و کوچک علی حاضر می شوند در ازای گرفتن کرایه برای معصوم خانی خروس بیاورند.این دو دست به کار شده و هرچه خروس توی روستا هست برای معصوم خانی می آورند.معصوم خانی به بچه ها گفته که پرنده ها را مدیر مدرسه آمریکایی آهن شهر برای نشان دادن به شاگردهایش می خواهد و بعد از یکی دو روز همه پرنده ها را با کرایه آنها پس می دهد.

از آنجا که معصوم خانی خروس ها را در موعد مقرر پس نداده این دو نوجوان به همراه ننه کردی (مادربزرگ حسینعلی) برای پس گرفتن خروس ها به آهن شهر می آیند و برای اولین بار موفق به ورود به محدوده ممنوعه می شوند.
کتاب جذاب و بسیار خوب بود
📅 1405/05/25
👤 یاسین جهان پور
کتاب جالبی هست ولی خوب یکم سیاسی است
نکات انحرافی اش باعث جذاب شدنش میشود
📅 1405/05/25
👤 سایدا سلطانی
کتاب خنده دار و طنزی بود اما در آخر پایان
جالب و پر محتوایی نداشت
📅 1405/05/25

یادداشت ها

هیچ یادداشتی برای این کتاب نوشته نشده است.

یادداشت شما