بلادونا

پدیدآور

آدلین گریس

مترجم

اطلسی خرامانی

ناشر

آذرباد

سال نشر

۱۴۰۳

⏱️ زمان باقی‌مانده تا پایان مرحله اول:
0 روز 0 ساعت 0 دقیقه 0 ثانیه

⭐ مرحله اول رأی‌دهی

🔒 برای ثبت یا ویرایش رأی باید وارد حساب کاربری خود شوید

💬 نظرات و امتیازهای کاربران

21 نظر تأیید شده

👤 محدثه کوه جانی
کتاب قشنگ، مرموز،جذاب بود
📅 1405/06/16
👤 کیانا آقایی
این کتاب جالبی بود
📅 1405/06/14
👤 فاطمه امیدپور
پیشنهاد میکنم حتما بخونیدش
📅 1405/06/14
👤 نیکا محبی
خیلی جذاب بود.قادرم بارها و بارها این کتاب رو بخونم و بخونم اصلا از خوندنش پشیمون نیستم و موقع خوندن یه ذوق خاصی دارم خیلی خیلی خیلی فوق العاده بود.
📅 1405/06/13
👤 آیدا قاسمی پور
بلادونا درباره دختری هستش که مرگو احضار می‌کنه و خیلی فضای تاریک و جالبی داشت و برام خیلی جالب بود که مرگ که فکر میکرد تا آخر عمرش تنها میمونه عاشق این دختر شد و تفاوت سنیشون منو واقعا متعجب میکرد 🤣🤣 و البته لغب پرنده کوچولو هم واقعا برازندش هستش و کلا کتاب عالی هستش که من خوشم اومد البته بیشتر بخاطر فضای تاریک و اتفاقاتی بود که افتاد عاشقانه زیاد برام مهم نیست و کلا علاقه به داستانهای هیجانی مثل این کتاب دارم
📅 1405/06/04
👤 رها ساریخانی
واقعا کتاب جالبی بود دنیای متفاوت اینکه مرگ هم خوبی های خودش رو داره و شخصیت عمیقی که داشت حرف هایی که در دنیایی که در ان زندگی میکنیم راز ها و حقایق نفرت ها و روز های خوب از کسانی که با سیگنا خوب بودنند اما در اصل برای پول و ثروت طمع دارن و دیدن مرگ وزندگی از بعدی دیگه واقعا هر چی بگم کم گفتم این کتاب واقعا فوق العاده بود که میتونی از دیدی ببینی که کسی نمیبینه
📅 1405/06/04
👤 روژه محمدیان
این کتاب رمانی فانتزی و تینیجری هست که تونسته توجه نوجوانان کتابخوان رو به خودش جلب کنه .
در واقع کتاب ژانر ی مرموز و کارگاهی و همینطور عاشقانه داره .
سیگنا دختر یتیمی بودکه سرنوشت تمام سرپرست هاش مرگ بود .ولی خودش هیچگاه نمی مرد اوایل کتاب سیگنا سعی می کرد که این معما رو حل کنه و زمانی که باید می‌مرد مرگ ظاهر شد .
در واقع جالب ترین بخش داستان مرگ هست که کلیشه ها رو میشکنه یک طرفه این عشق مرگه . ما هیچگاه مرگ و عاشق ندیده ایم ولی توی این داستان ماجرا کاملا متفاوته .
دلیلی که من رو به سمت خوندن این کتاب کشید هم این بود .
در کل توصیف و فضاسازی مر موز هم نقطه قوت رمان محسوب می شه .
📅 1405/06/01
👤 بارین ایزدی
از همون اول عاشق فضای داستان شدم، یه سبک کلاسیک فانتزیه که واقعا هرچی از قشنگیش بگم کم گفتم، داستان اصلا کلیشه‌ای نبود
من از نشر مجازی خوندمش و ترجمه و جلد هم واقعا عالی بود
دم نویسنده و انتشارات مجازی گرم
📅 1405/05/31
👤 مائده علیزاد
این کتاب عشقه عشق
📅 1405/05/29
👤 محیا رجبی
این جزو کتاب هایی هست که واقعا دوست دارم بخونم اما قیمت کتاب ها آنقدر بالا هست که ما باید دو ماه پس انداز کنیم تا بریم کتابفروشی واقعا انصاف نیست🫠😢
📅 1405/05/29
👤 ایلین خطیب
⭐⭐⭐⭐ ۴/۵

Belladonna واقعاً از اون کتاب‌هایی بود که بیشتر از هرچیزی با فضاسازیش منو گرفت. 🖤🥀
فضای گوتیک، عمارت Thorn Grove، مهمونی‌ها، باغ‌های تاریک، گل‌ها و سموم و حضور دائمی مرگ، همگی باعث شده بودن داستان یه حس مرموز و خفه‌کننده‌ی خیلی خوبی داشته باشه. از اون کتاب‌هاست که بیشتر از اینکه فقط داستان رو بخونی، می‌تونی فضای صحنه‌ها رو توی ذهنت ببینی. خیلی از خواننده‌ها هم دقیقاً از اتمسفر گوتیک و توصیف‌های کتاب به‌عنوان یکی از نقاط قوت اصلیش یاد کرده‌اند.

پلات هم برای من جذاب بود؛ مخصوصاً بخش معمای قتل و اینکه Signa باید بفهمه چه کسی Blythe رو مسموم کرده. حسِ «یه چیزی اینجا درست نیست» تقریباً همیشه همراه داستانه و باعث می‌شه بخوای سرنخ‌ها رو کنار هم بذاری و ببینی آخرش قاتل کیه. البته بعضی از پیچش‌ها خیلی غیرقابل‌پیش‌بینی نبودن و چندتا بخش داستان هم می‌تونستن سریع‌تر پیش برن.

Signa رو هم دوست داشتم؛ مخصوصاً اینکه شخصیتش فقط یک دختر گوتیک و مرموز نیست و کم‌کم یاد می‌گیره با توانایی‌هاش و ارتباط عجیبش با Death کنار بیاد. اما خب... Death واقعاً یکی از جذاب‌ترین قسمت‌های کتاب بود. 😭🖤 حضورش همزمان مرموز، خطرناک و عجیب بود و هر بار وارد داستان می‌شد، حس می‌کردم فضا یک‌دفعه جذاب‌تر می‌شه.

در عوض، یکی از چیزهایی که برای من کمی ضعف بود، ریتم بعضی قسمت‌ها بود. مخصوصاً بخش‌هایی که داستان بیشتر درگیر آداب اجتماعی و زندگی اشرافی می‌شه؛ بعضی خواننده‌ها هم همین قسمت‌ها رو کند و حواس‌پرت‌کننده نسبت به معمای اصلی دونسته‌اند.

در مورد سیستم جادویی هم انتظار چیز خیلی پیچیده و منحصربه‌فردی نداشتم، ولی به نظرم می‌توانست عمیق‌تر و خاص‌تر باشه. در عوض، فضای گوتیک و معمای داستان این کمبود رو تا حد زیادی جبران می‌کنن.

در کل، Belladonna برای من بیشتر از اینکه یک فانتزی پیچیده باشه، یک Gothic Mystery خوش‌فضا با رومنس و رازهای خانوادگی بود و دقیقاً همین ترکیب باعث شد ازش لذت ببرم.

۴/۵ 🖤🥀
پلات خوب، اتمسفر عالی، Death جذاب، ولی بعضی قسمت‌ها کند و چندتا twist هم قابل حدس بودن.
📅 1405/05/29
👤 ضحا اسحاقی
این کتاب رو دوست دارم و جز پیشنهادی های من برای اضافه شدن در روباه شنی بود 😁❤️
قضیه اینطوریه که دختره وقتی میگه یکی بمیره واقعا میمیره و بعد می‌فهمه با مرگ قدرت ارتباط گرفتن داره
اینکه مرگ در قالب یه شخصیت حضور داشت برای من جالب و متفاوت بود.
فضاسازی خوبی داشت
رمنسش هم قشنگ بود و قلم نویسنده رو دوست داشتم. من از نشر آذرباد خوندم جلد آذرباد سخت نیست فن آرت هم نداره ولی اگر میخواین کتاب رو بخونین بدون شک آذرباد بخرید چون ترجمه سانسور خیلی کمی داشت و مترجم خیلی خوب منظور رو رسونده بود.
درباره کتاب
بلادونا» درباره دختری به نام سیگنا است که نوزده سال سن دارد و در کودکی والدین خود را از دست داده است. سیگنا از کودکی تحت سرپرستی افراد مختلف درآمده و افرادی که چشم طمع به ثروت به ارث رسیده برای سیگنا را داشتند کفالت او را بر عهده می گرفتند اما همه افرادی که به سرپرستی سیگنا در می آمدند پیش از آنکه به هدف خود که به دست آوردن ثروت سیگنا بود می مردند تنها اقوام سیگنا که می توانند کفالت او را بر عهده بگیرند خانواده ای عجیب و غریب هستند که در تورن گروو زندگی میکنند پدر خانواده هاتورن نام دارد که همسر خود را به تازگی از دست داده و درگیر سوگواری غم انگیزی است. پسر خانواده برای کنترل نام و ثروت رو به زوال خانواده هاتورن تلاش میکند و دختر هاتورن هم به بیماری مرموزی مبتلا است سیگنا تحت حمایت هاتورن در می آید و پس از مدتی متوجه میشود که روح بی قرار مادر بر اعضای خانواده هاثورن ظاهر میشود و ادعا میکند که مرگ او به دلیل مسمومیت بوده است. سیگنا متوجه خطری میشود که خانواده را تهدید می کند به همی دلیل و برای نجات آنها تصمیم می گیرد از پسری جوان برای به دام انداختن قاتل مادر کمک بگیرد.
در ادامه ماجرای یافتن قاتل و دلیل دشمنی او با خانواده هاتورن آشکار می شود و خیانت و جنایتهایی در این میان آشکار می شوند.
📅 1405/05/28
👤 ملیکا میرصادقی
بین رمان های مشابه جذابیت و تفاوت داشت و جزییات رمان واقعا دلنشین بود سیر داستان میتونست بهتر باشه با این حال اون موضوع کلی جذاب بود
📅 1405/05/27
👤 رادمهر زرین بدرقه
بلادونا» نوشته‌ی آدلین گریس یک رمان فانتزی، معمایی و گوتیک است که فضای تاریک و مرموزش از همان اول توجه خواننده را جلب می‌کند. داستان درباره‌ی سیگنا فارو است؛ دختری که از کودکی با مرگ ارتباطی عجیب دارد و برخلاف آدم‌های معمولی، می‌تواند ارواح را ببیند و حتی خودش را در برابر بعضی خطرهای مرگبار مقاوم می‌بیند. همین ویژگی، زندگی او را پر از تنهایی، سوءظن و اتفاق‌های عجیب کرده است.

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های کتاب، فضاسازی آن است. عمارت‌های اشرافی، باغ‌های مرموز، مهمانی‌های باشکوه و حضور دائمی مرگ، حال‌وهوای گوتیکی خاصی به داستان داده‌اند. این تضاد بین زیبایی و تاریکی باعث می‌شود فضای کتاب هم جذاب باشد و هم کمی دلهره‌آور.

شخصیت سیگنا هم به نظرم یکی از نقاط قوت داستان است. او فقط به دنبال حل یک معما نیست؛ در طول داستان کم‌کم سعی می‌کند خودش، گذشته‌اش و رابطه‌ی عجیبش با مرگ را بشناسد. رابطه‌ی میان سیگنا و شخصیت «مرگ» هم داستان را متفاوت‌تر کرده و باعث شده بخش عاشقانه‌ی کتاب با فضای فانتزی و معمایی آن ترکیب شود.

از طرف دیگر، معماهای داستان باعث می‌شوند خواننده مدام دنبال سرنخ بگردد و درباره‌ی شخصیت‌ها حدس بزند. با این حال، بعضی قسمت‌های داستان کمی طولانی می‌شوند و بخش عاشقانه ممکن است برای همه به یک اندازه جذاب نباشد. حتی در بعضی نظرهای خوانندگان هم به این موضوع اشاره شده که داستان جذاب است، اما رابطه‌ی عاشقانه برای بعضی‌ها چندان قانع‌کننده نبوده است.

در مجموع، «بلادونا» بیشتر از اینکه فقط یک داستان عاشقانه باشد، درباره‌ی مرگ، تنهایی، هویت، انتخاب و پیدا کردن جایگاه خود در زندگی است. چیزی که من بیشتر از همه در کتاب دوست داشتم، فضای خاص و رازآلود آن بود؛ جوری که حتی در لحظه‌های آرام داستان هم احساس می‌کنی یک راز پشت اتفاق‌ها وجود دارد.
📅 1405/05/26
👤 کاس بلک
این کتاب رو دوست داشتم البته نظر واقعی من بعد از خوندن سه جلد درست از آب در میاد. روند داستان خیلی خوب بود، پر از معما و راز. شخصیت‌ پردازی هم فوق‌العاده خوب بود. شخصیت سیگنا‌ رو چندان دوست نداشتم، دختر یکم ثبات داشته باش_ دو دقیقه یه بار پروانه‌های توی دلش برای یکی بال بال می‌زد‌. (یک ستاره کم) هیجان خاصی داشت‌ و اگه از فضای گوتیک‌ و قدیمی فانتزی‌طور خوشتون میاد خوبه.
📅 1405/05/26
👤 فاطمه سادات موسوی
بین کتابای فانتزی بلادونا یجورایی جدید بود. بخصوص اینکه شخصیت داستان با مرگ سر و کار داشت! یه جورایی تصور نویسنده از جهان پس از مرگ را هم نشون میداد.
📅 1405/05/26
👤 سینا سعیدی
برای تنوع کتاب خوبیه. ترجمه خوبی هم داره فضاسازی داستان خیلی جالب و لذت بخش بود چه فضای تاریخیش و چه فضای جادوییش. اگر بخوام بدون اسپویل از نکات منفی بگم، میتونم بگم نویسنده خیلی رو عمق شخصیت ها کار نکرده بود یا نتونسته بود خوب درش بیاره و باعث میشد یه سری اتفاقات و تصمیمات رو منِ خواننده درک نکنم
📅 1405/05/25
👤 رونیکا تیرآور
خیلی جالب نبود واسم ، کمی پراکنده و کتفاوت بود
📅 1405/05/24
👤 ریحانه غلامی نیا
بلادونا برای من بیشتر از یک عاشقانه‌ی گوتیک و معمای قتل است؛ جذاب‌ترین بخشش رابطه‌ی سیگنا با «مرگ» است. دختری که تمام عمر مرگ را دشمن خودش می‌داند، کم‌کم می‌فهمد شاید مرگ آن چیزی نباشد که از آن می‌ترسیده؛ بلکه بخشی از نظم زندگی است. حتی خودِ عمارت ثورن‌گروو هم انگار نمادی از رازها و سوگ‌های دفن‌شده‌ی آدم‌هاست. به نظرم کتاب در فضاسازی و ایده‌ی مرکزی خیلی موفق‌تر از عمق شخصیت‌پردازی است؛ اما آن حال‌وهوای تاریک، رازآلود و عاشقانه‌اش واقعاً کشش دارد.
📅 1405/05/24
👤 فاطمه نوروزی
کتاب «بلادونا» نوشته‌ی آدلین گریس، رمانی خیال‌انگیز و رازآلود است که فضای خاص و متفاوتی دارد.
یکی از نقاط قوت کتاب، فضاسازی جذاب و مرموز آن است که حس کنجکاوی خواننده را برمی‌انگیزد.
نویسنده در ساخت دنیای داستان خلاقیت زیادی به خرج داده و جزئیات آن باعث باورپذیرتر شدن فضای خیالی کتاب شده است.
شخصیت‌پردازی نیز از ویژگی‌های مثبت کتاب است و شخصیت‌ها در طول داستان تغییر و رشد قابل‌توجهی دارند.
نثر کتاب روان و توصیفی است و به‌خوبی حال‌وهوای تاریک و اسرارآمیز داستان را منتقل می‌کند.
ترکیب فانتزی، راز و احساسات مختلف باعث شده داستان یکنواخت و قابل‌پیش‌بینی نباشد.
با این حال، بعضی قسمت‌ها ممکن است کمی طولانی یا کند پیش بروند و خواننده را از روند اصلی داستان دور کنند.
همچنین تعدد اتفاق‌ها و شخصیت‌ها گاهی باعث می‌شود دنبال کردن همه‌ی جزئیات کمی دشوار شود.
در مجموع، کتاب از نظر فضاسازی، تخیل و ایجاد حس تعلیق موفق عمل می‌کند و دنیای متفاوتی به خواننده نشان می‌دهد.
به نظر من «بلادونا» انتخاب خوبی برای کسانی است که به داستان‌های فانتزی، مرموز و پرتعلیق علاقه دارند.
📅 1405/05/24
👤 درسا انوری
به نظرم بلادونا یه رمان خیلی جذاب و مرموزه که فضای گوتیک و رازآلودش از همه‌چیز بیشتر به چشم میاد. داستان سیگنا و ارتباط عجیبش با مرگ باعث شده بود داستان متفاوت باشه و مدام کنجکاو باشم بفهمم چه اتفاقی قراره بیفته. فضای عمارت و رازهای خانوادگی هم خیلی خوب ساخته شده بود. بعضی قسمت‌ها کمی کش‌دار بود، ولی در کل داستان جذابی داشت و پایانش هم آدم رو برای ادامه‌ی داستان کنجکاو می‌کنه.
📅 1405/05/24

یادداشت ها

هیچ یادداشتی برای این کتاب نوشته نشده است.

یادداشت شما