سم هستم، بفرمایید

پدیدآور

داستین تائو

مترجم

فیروزه کاتب

ناشر

پارس‌اندیش

سال نشر

۱۴۰۳

⏱️ زمان باقی‌مانده تا پایان مرحله اول:
0 روز 0 ساعت 0 دقیقه 0 ثانیه

⭐ مرحله اول رأی‌دهی

🔒 برای ثبت یا ویرایش رأی باید وارد حساب کاربری خود شوید

💬 نظرات و امتیازهای کاربران

28 نظر تأیید شده

👤 حورا جعفرآبادی
خیلی خلاقانه، قشنگ و جذاب بود. یک‌سره خوندمش و لذت بردم. از اون کتابایی بود که وقتایی که خسته‌ای اگه بخونیش حالت خوب میشه.
📅 1405/06/18
👤 محدثه کوه جانی
زیبا و غمگین بود
📅 1405/06/16
👤 مهدیه مهدوی
خیلی غم انگیزز بود لعنتیی
📅 1405/06/16
👤 فاطمه امیدپور
خیلی قشنگ و تلخه
📅 1405/06/14
👤 محمد امیدپور
من به کتاب های عاشقانه علاقه ای ندارم ولی این یکی خیلی خوب بود
📅 1405/06/13
👤 درسا النچری
قشنگ بود واقعا دوست داشتم و چیز هایی هم ازش یاد گرفتم
📅 1405/06/12
👤 محمدحسین محمدی
یه فکر خلاف ماجرای یه عشق عمیق و چطور کنار اومدن با رفتن دوستان
📅 1405/06/07
👤 فاطمه خطیبی
خلاقیت نویسنده قابل ستایش و تحسینه
با اینکه داستان خیلی از کتاب ها برام تکراریه ولی با خوندن این یکی حس تکراری بودن بهم دست نداد
در کل عالی بود
📅 1405/06/06
👤 کانیا بابایی
داستان قشنگ و فوق العاده ای بود من خیلی دوست داشتم ،
کتاب راجع به دختری بود به نام جولی که سم رو که خیلی دوست داشت توی تصادف از دست داد ❤️

کتاب انگیزشی بود
📅 1405/06/05
👤 مهدیه صحرایی
بهترین کتابی بود که خوندم
📅 1405/06/04
👤 mahdis aminbeigi
کتاب خیلی قشنگی بود و یه حالت های روانشناسی داشت و یکیسری ای کاش هارو برامون به وجود میاورد که ای کاش ماهم میتونستیم با یه تماس صدای تلفنی کسی که حسابی دلمون براش تنگ شده رو بشنویم
یه کتابی که اگه ادم خیلی احساساتی باشی باهاش اشک میریزی و تمام احساس هارو باهاش تجربه میکنی
📅 1405/06/03
👤 فاطمه تیموری
خیلی باحال بود
📅 1405/06/03
👤 آیلین افشار
از نطر من این داستان حتی با این که عاشقانه هستش این اجازه رو به طور کلی به ما میده که مخاطب خودش رو جای جولی بزار و احوالات خودش رو هنگام سوگ تطبیق بده با جولی . و در کل باید گفت جولی آینه هستش بیشتز از این که قهرمان داستان باشه
و همینطور سبک این داستان و توضیح سبک به زیبایی با درون مایه بنده فکر میکنم کهارتباط داره چون سبک داستان ما رئالیسم جادویی هستش که بدان معنی که چیزی در دنیایی واقعی با قواعد معمولی غیرعادی هستش و توضیح منطقی نداره و اغلب به فوانین دنیای عادی ضربه میزنه . و حتی سوگ هم میتونه یک اتفاق غیرعادی باشه
که در حقیقت هم ارتباط جولی با سم چیزی غیرعادی در گذر کردن از مراحل سوگ ، آیا واقعا فقط جولی صلاحیت این رو داره که ارتباط بگیره وقتی خانواده سم هم آشفته هستن ؟ آیا این کار درست وقتی جولی زندگی خود رو رها کرده ؟

و به طور کلی به عنوان یک نوجوان ترجیح میداد داستان یک چیزی فراتر از حس عشق سطحی نوجوانانه باشه که جولی رو وادار کنه بخواد ارتباط برقرار کنه ، بعضیموقع ها ارتباطات و احساسات انسانی بسیار پیچیده هستن که حتی ما دلیلی نداریم که چرا انقدر وابستگی وارتباط با مرگ کسی داریم ، حس پشیمانی ، ستایش و...
و همینطور میشه اشاره کرد که سوگ در حقیقت میتونه یک پدیده کاملا خودخواهانه باشه که جولی داره احساس عذاب وجدان خودش رو با سوگ پر میکنه و همینطور داره سم رو به عنوان یک دارایی شخصی میبینه که اون رو حبس کرده و شاید بشه به این مطلب که میگن باید آدم مرده رو رها کنی تا بره هم اشاره کرد و این مسئله صرفا برای مرگ نیست نشون میده کع حتی خواست این که کسی رو در کنار خودمون محبوس کنیم یک چیز غیرعادی چون انسان ها هرکدوم مراحل مختلف زندگیشون رو در زمان هایی بدون هیچ شباهت به‌هم تجربه میکنن و نیاز دارن برای کامل کردن هر مرحله آزاد باشن .

و بنظرم این برای قشر نوجوان ممکن یک کجی معنی هم داشته باشه که این نشانه علاقه که با نتونیم از یک اتفاق عبور کنیم و بخوایم یک آدم هم پای ما باشه تا انتها
📅 1405/06/02
👤 روژه محمدیان
اولین چیزی که می خوام بگم اینه که این کتاب تونست به شدت احساسات من رو درگیر کنه .
جولی دختر هفده ساله ای که خودش رو مقصر مرگ سم نامزدش و دوست تنهایی هاش می دونه.
این باعث میشه که حتی نتونه در مراسم ختم سم شرکت کنه . اول تصمیم می گیره که سم رو فراموش کنه با دور ریخت وسایلاش شروع می کنه اما هیچ وقت موفق نمیشه چون سم بخشی از زندگی اون شده حتی اینده ای که قرار بود باهم بسازن .
به همین دلیل جولی تصمیم می گیره که به شماره ی سم تماس بگیره که صدای پیغام گیرش رو بشنوم اما در کمال تعجب سم جواب می ده ، ابن بخش جدیدی از خاطرات جولی رو با سم می سازه و تا حدودی جولی رو به زندگی برمی گردونه. اما تلخ ترین بخش ما جرا اینه که هردو می دونن جولی برای برگشتن به زندگی باید این تماس ها رو پایان بده .
بعد از اخرین تماس فقط یه پیام صوتی از سم می مونه که جولی در هر شرایطی هزاران بر به اون گوش می ده .
📅 1405/06/01
👤 ماهتیسا خاطره
خیلییی کتاب قشنگی بودددد
اگر خیلی احساسی هستین نخونیدش
چون منی که راحت گریم نمیگیره
با این کتاب عر زدمم😭😅
ایده ی تماس با مرده جالب بود
نویسنده کلا توی توصیفات قوی بود
هم محیط،هم چهره،هم حال و هوا
راحت میتونستی با شخصیت ها همزاد پنداری کنی و درکشون راحت بود
نویسنده قلم روونی داشت و راحت با فضای کتاب کنار اومدم
ماجراهای قبل و بعد مرگ سم رو خیلی خوب گفته بود و احساسات افراد رو خیلی خوب به نمایش گذاشته بود،مثل اون احساس عذاب وجدان جولی و آزار دوروبریاش
و قدرت مقابله ی افراد رو هم خوب به تصویر کشیده بود
در کل کتاب خیلی خوبی بود و ارزش خوندن داشت بنظرم
📅 1405/05/31
👤 هانا صفدری
کتابی بود که بیشتر از هیجانِ صرف، روی احساسات و روابط شخصیت‌ها تمرکز داشت و همین باعث شد فضای متفاوتی داشته باشه. به نظرم بعضی بخش‌ها می‌توانست کوتاه‌تر و پرکشش‌تر نوشته بشه، اما در مجموع داستانش قابل‌تأمل بود
📅 1405/05/30
👤 مهدیس قاسمی
کتاب خیلی دردناک و نا امید کننده ای بود و برای شخصیت اصلی زن دوران سختی رو رقم می زد که درسته منجر به دوستی هم شد ولی دیگه نتوانست عشق خود را برگرداند پس نمیتوانم نمره زیادی بدهم
📅 1405/05/29
👤 ماهدخت سلطانی زاده
کتاب سم هستم بفرمایید... روایت عشقی رومانتیک میان دختر و پسری نوجوان است؛ جولی و سم. جولی ۱۷ سال دارد. او عاشق ادبیات انگلیسی است و در یک کتاب‌فروشی کار می‌کند. یکی از کارهای مورد علاقۀ جولی، سروکله زدن با مشتری‌های خاص آنجا است. سم یکی از آن مشتری‌های خاص است. آن‌ها بی‌آنکه مکالمه‌ای بینشان برقرار باشد تنها یکدیگر را تماشا می‌کنند. اینجا، اولین مکان آشنایی آن‌هاست که با پیگیری هر دو تبدیل به ارتباط و عشقی عمیق می‌شود. جولی آیندۀ خود را کاملاً برنامه‌ریزی کرده است. او تصمیم دارد وقتی به سن قانونی رسید با سم ازدواج کند، از شهر کوچکشان بیرون برود، وارد دانشگاه شود و زندگی جدیدی با سم بسازد. سم رؤیای نوازندگی در سر دارد و جولی می‌خواهد نویسنده شود.
📅 1405/05/29
👤 ماهلین خاطره
خب، همینطور که از یادداشتای دیگه مشخصه طرفدارای زیادی داره، پس ممکنه از اینکه من دوستش نداشتم متعجب بشین.
آره، چندان برای من جالب نبود. جذبش نشدم. البته طبیعیه، چون من کلا جذب کتاب خای عاشقانه ی غمگین نمیشم.
ولی خب، اگر نخوایم این موضوع رو در نظر بگیریم، نویسنده واقعا کارش رو خوب انجام داده و روی مخاطب تاثیر میذاره.
📅 1405/05/28
👤 آنیتا سلیمی
برای خوندن این کتاب به حداقل یه بسته دستمال کاغذی نیاز دارین!
رمانی عاشقانه و غمگین که میتونه به شدت قلبتون رو به درد بیاره.
جولی، با شماره ی سم، عشق مرحومش، تماس میگیره تا برای بار آخر صدای سم رو از طریق پیغامگیر بشنوه اما... سم جواب میده.
این تلفن همراه میشه دروازه ای بین یه زوج عاشق ولی... نمیشه که تا ابد به این روش ادامه بدن، میشه؟!
قراره با درد جولی که سم رو از دست داده گریه بکنید و آرزو کنید که کاش پیش این دختر بودید و دردش رو کم میکردید.
پیشنهاد میشه، به علاقه مندان کتاب های عاشقانه و غمگین؛)
📅 1405/05/27
👤 ملیکا میرصادقی
اون احساس عمیقی که داستان با جزییات تونست به خواننده بده در عین ایده خلاقانه اش ترکیب جذابی رو برای خواننده ایجاد کرده
📅 1405/05/27
👤 ستایش سلیمانی
کتابش عین یه فیلم وسریال کره ای تموم شد وغمناک بودنش اندازه فیلم اقای پلانکتون بود
📅 1405/05/27
👤 دیانا منصوری
کتابی که هم غمگینه و هم عاشقانه و بسیار جذاب.
📅 1405/05/26
👤 پارمیس خداکرمی
کتابی غمگین بود با داستانی عالی
📅 1405/05/26
👤 سارا شکیبا
یه کتاب عاشقانه که اشک آدم رو در میاره.کتاببه شدت غم‌انگیز اما زیبا بود که قطعا به بار هم که شده اشک شما رو درمیاره.داستان درباره یه زوج به نام های سم و جولی که یه شب متاسفانه سم تصادف می‌کنه و فوت می‌کنه.جولی با غمی بزرگ روبه رو میشه و یه روز فقط برای شنیدن پیغامگیر سم به گوشیش زنگ میزنه که...
یه عاشقانه آسیایی شرقی عالی که به شدت توصیه میشه!
📅 1405/05/25
👤 سینا سعیدی
کتاب قشنگی بود. با خواندنش متوجه می‌شوید قدر آدم‌هایی را که دوست دارید و بدانید ،بیشتر تماشایشان کنید. و ای کاش همه ما فرصت خداحافظی درستی مثل این کتاب رو داشتیم.
📅 1405/05/25
👤 یاسین صادقی
موضوع کتاب که نوشته ی داستین تائو است عالیست موضوع کتاب عاشقانه است
📅 1405/05/24
👤 آراد فتحی
من رمان های عاشقانه دوست دارم اینم تو اون سبک عاشقانه خوبه
📅 1405/05/24

یادداشت ها

هیچ یادداشتی برای این کتاب نوشته نشده است.

یادداشت شما