شرورها ۱: کروئلای شرور

پدیدآور

سرینا والنتینو

مترجم

نوشین محسنی

ناشر

باژ

سال نشر

۱۴۰۳

⏱️ زمان باقی‌مانده تا پایان مرحله اول:
0 روز 0 ساعت 0 دقیقه 0 ثانیه

⭐ مرحله اول رأی‌دهی

🔒 برای ثبت یا ویرایش رأی باید وارد حساب کاربری خود شوید

💬 نظرات و امتیازهای کاربران

9 نظر تأیید شده

👤 مهدیه مهدوی
عالی
اقا بینظره
📅 1405/06/16
👤 ماهلین خاطره
اینکه گذشته ی یه شخصیت منفی و شرور یه داستان رو بدونم، همیشه برام جالب بوده.
مثل مالیفیسنت، یا کتاب سنگدل.
اینکه بدونی یه فرد شرور از روز اول شرور نبوده و چه بلاهایی سرش اومده، دیدگاهت رو نسبت به بقیه تغییر میده. هرچند که باز هم به نظر من آدم میتونه با هر گذشته ای، هرچقدرم که سختی کشیده باشه انتخاب هایی بکنه که به یه شخصیت شرور تبدیل نشه.
ولی باز هم خیلی کتاب قشنگیه.
📅 1405/06/10
👤 آراد فتحی
رمان خیلی خوبیه و خلاصه ی داستانش اینه که∶
این کتاب زندگی کروئلا را قبل از تبدیل شدن به شخصیت شرور روایت می‌کند. خواننده می‌بیند چه اتفاق‌هایی باعث شد او تغییر کند و به سمت تاریکی برود. داستان روان‌شناختی، رازآلود و پر از لحظه‌های تلخ و شیرین است و نشان می‌دهد هیچ‌کس یک‌شبه شرور نمی‌شود.
📅 1405/06/09
👤 فاطمه شمسایی فر
بعضی وقتا، تا اسم کروئلا میاد قشنگ شوت می‌شم به بچگیام و شخصیت منفور دیزنی که دل خوشی نداشتم ازش تو فکرم میاد. شاید با جزئیات کارتونشو یادم نباشه اما اینکه کروئلا آدم‌ بده‌ی داستان بود و نقششو خیلی خوب تو ذهنم پر رنگه. اما این کتاب زندگی شخصیت شرور داستانو باز کرده و کروئلا یه دختر ثروتمند و بشدت تنها توی یک خونه مجلل بزرگ می‌شه. تضادی بین پدر و مادرش وجود داره که واقعا آدم می مونه، پدر شیفته و عاشق کروئلا اما مادر، کروئلا رو توی زندگیش هیچوقت نمیخواد ببینه به طوری که انگار کروئلایی وجود داشته باشه.
حالا فکر کنید توی این وضعیت پدر کروئلا بمیره!

سیخونک زدن به دفترچه خاطرات بقیه از نظرم پا گذاشتن رو زندگی یکی‌ئه اما با این حال وقتی یکی خاطراتشو تعریف می‌کنه لذت می‌برم و عمیقاً گوش دادنش خیلی قشنگه برام، این کتاب صدای خود کروئلاست وقتی داره خاطرات‌شو ورق به ورق توی کتاب می‌گه. همون حس که کروئلای شرور کنارت نشسته و قاب خبیث بودنشو گذاشته کنار و خاطرات‌شو برات مرور می کنه. خاطراتش خیلی متفاوته با ۱۰۱ سگ خالدار، هرکدوم شون از یه دنیای جدا و کروئلای دیگه ان. اینکه کتاب با دید و روایت خود کروئلاس یه بخش مثبته. یکی دیگه نمیاد بگه در کودکی کروئلا فلان کرد که اون حس رو بپرونه و کروئلای راوی با احساسات خودش می‌گه چی به چیه. ورود به ذهن کروئلا و دیدن اینکه چطور آروم آروم تبدیل به شخصیت بهترین شرور دیزنی می‌شه روایت خوبی ساخته بود.

کروئلا برام به چشم یک آدم شرور جا افتاده تر بود تا اینکه همچین داستانی رو بخونم و دوباره یه تصور دیگه بیاد روی تصوراتم. داستان یه غم کودکی رو لا به لای خودش جا داده که و هیچ شباهتی بهش نداره. کروئلا در به در دنبال عشق مادرش بود که هرگز دریافت نکرد و بخاطر توجه مادرش فکر میکرد اگر دست به یه کارایی بزنه لیاقت عشقش رو پیدا کنه و درنهایت پیدا نشدنش تبدیلش کنه به یه آدم شرور.
این زاویه عمق شخصیت نشون می‌ده که هیچ آدمی از هیچ مکانی هنگام تولدش یک روح تیره که شرور باشه نداشته، به مرور زمان اتفاقات اطراف و جنون توهمات و اطرافیان پله های این شرارت رو بنا میکنن و آدم از اون بالا می‌ره. صرفا فقط پلید بودن هم نمی تونه باشه، میتونه یه اخلاق و رفتار منفی هم همین منشا رو داشته باشه.

چون که کروئلا توی داستان بولد شده بود شخصیت پردازیش خیلی کامل بود و تبدیل یک شخصیت کارتونی به یک شخصیت انسانی خوب انجام شده بود. تغییر احساسی این دوتا بعد شخصیتی نکته قابل توجه‌ای بود.
اما کتاب سرعت خوبی داره ولی توی پایان خیلی ضدحال می‌شه و سونیکی پایانو میبنده با اینکه جای توضیحات خیلی بیشتری داشت.
📅 1405/06/08
👤 ماهدخت سلطانی زاده
رمانی تأمل‌برانگیز و سرگرم‌کننده است که تضادهای درونی انسان را به تصویر می‌کشد. مطالعه این اثر اعتیادآور به نوجوانان، بزرگسالان، علاقه‌مندان به بازآفرینی‌های دیزنی و دوست‌داران رمان‌های روان‌شناختی پیشنهاد می‌شود؛ اثری که به زیبایی نشان می‌دهد پشت نقاب هر شروری، انسانی به‌شدت آسیب‌پذیر پنهان شده است.
📅 1405/05/29
👤 ستایش قربانی
در این داستان کروئلا یکی از شخصیت های منفی و شرور داستان شناخته میشود ‌
این کتاب اثری از سرینا والنتینو است که توجه نوجوانان و بزرگسالان را جلب میکند
📅 1405/05/28
👤 کاس بلک
عاشقشم، عاشق این کتاب
فکر می‌کنم اکثرمون داستان ۱۰۱ سگ خالدار رو می‌دونیم. می‌دونیم کروئلا کیه، چه کارهایی کرده و چرا یکی از معروف‌ترین شرورهای دیزنیه. اما تا حالا شده از خودتون بپرسید کروئلا واقعاً کی بود؟ چی شد که به اینجا رسید؟
بعضی از شخصیت‌ها رو دوست داری. بعضی از شخصیت‌ها رو تحسین می‌کنی. و بعضی از شخصیت‌ها رو فقط با وحشت تماشا می‌کنی که چطور قدم‌به‌قدم به سمت سقوط می‌رن.
توی این کتاب بیش از هر چیزی از این خوشم اومد که داستان سعی نمی‌کنه اون رو کاملاً بی‌گناه یا کاملاً شیطان‌ صفت نشون بده. شرارت همیشه از جایی شروع نمی‌شه که فکرش رو می‌کنیم. اون شخصیتیه که بین انتخاب‌ها، زخم‌ها، آرزوها و وسواس‌هاش گیر افتاده و همین اون رو جذاب می‌کنه‌. بهتره بگیم دیگران هم در این روند تأثیر چشمگیری دارن. اما باز به‌نظرم خیلی از موقعیت‌ها پیش اومد که کروئلا با انتخابش می‌تونست باز این کروئلا نباشه، اما چه می‌شه کرد؟
چیزی که من توی این کتاب خیلی دوست داشتم همین بود. این کتاب فقط داستان یه شرور رو تعریف نمی‌کنه؛ داستان تبدیل شدن به یه شرور رو تعریف می‌کنه. هر بار که کروئلا تصمیم تازه‌ای می‌گرفت، بخشی از وجودم می‌خواست فریاد بزنه: «نه! این کارو نکن!» و بخش دیگه‌ای با کنجکاوی منتظر بود ببینه اون تا کجا پیش می‌ره. این همون چیزیه که شخصیت‌های شرور رو جذاب می‌کنه؛ نه اینکه خوب باشن، بلکه اینکه بشه لحظه‌ای مسیرشون رو درک کرد.
شخصیت‌پردازی‌ها هم خوب بود ولی تمرکز اصلی به‌طور کل روی کروئلا بود و اینکه اینطور باشه از نظرم نقطه‌ی ضعف نیست، چون داستان طوریه که انگار خود نویسنده خاطرات کروئلا رو از زبونش شنیده و اون‌ها رو نوشته، پس چنین چیزی امکان پذیره، چون انگار داریم یه دفتر خاطرات رو می‌خونیم‌.
کروئلا شخصیتی نیست که بشه به‌راحتی دوستش داشت، اما خیلی راحت می‌شه درکش کرد. کتاب به‌خوبی نشون می‌ده که چطور غرور، جاه‌طلبی، نیاز به دیده شدن و بعضی انتخاب‌های اشتباه می‌تونن کم‌کم روی یک آدم تأثیر بذارن. چیزی که دوست داشتم این بود که کروئلا از همون اول یک شرور کامل نیست؛ ما قدم‌به‌قدم تغییراتش رو می‌بینیم و همین باعث می‌شه شخصیتش واقعی‌تر به نظر برسه. مادر کروئلا هم یکی از شخصیت‌هایی بود که حضورش تأثیر زیادی روی داستان داشت. رابطه‌ی اون‌ها پیچیده بود و خیلی از ویژگی‌ها و تصمیم‌های کروئلا رو می‌شد در ارتباطش با مادرش پیدا کرد. بعضی وقت‌ها حتی حس می‌کردم بخش زیادی از شخصیت کروئلا در تلاش برای جلب رضایت یا مقابله با انتظارات مادرش شکل گرفته. آنیتا هم از شخصیت‌هایی بود که حضورش رو دوست داشتم. چون در کنار تمام اتفاقات داستان، یادآوری می‌کرد که کروئلا همیشه آدم‌های خوبی اطرافش داشته؛ آدم‌هایی که می‌تونستن مسیر متفاوتی رو بهش نشون بدن. همین باعث می‌شد بیشتر به این فکر کنم که چقدر انتخاب‌های خود آدم در شکل گرفتن سرنوشتش نقش دارن. و البته جک. جک عزیز. جک زیبا. جک جذاب. *واقعاً گریه
شاید ترسناک‌ترین بخش داستان این باشه که شرارت همیشه با یه تصمیم بزرگ آغاز نمی‌شه، گاهی با چند انتخاب کوچیک شروع می‌شه و وقتی متوجهش می‌شی که دیگه خیلی دیر شده باشه.
داستان سال‌ها قبل توی لندن اتفاق می‌افته و اون حال‌وهوای کلاسیک رو به‌خوبی منتقل می‌کنه. از مهمونی‌ها و خونه‌های مجلل گرفته تا لباس‌ها، روابط اجتماعی و حتی طرز حرف زدن شخصیت‌ها، همه‌چیز حس متفاوتی نسبت به داستان‌های فانتزی یا معاصر امروزی داشت. برای من یکی از لذت‌بخش‌ترین بخش‌های کتاب همین بود که انگار برای چند ساعت از دنیای امروز جدا می‌شدم و وارد لندنِ سال‌ها قبل می‌شدم؛ لندنی که هم زیبا و جذابه و هم یه حس مرموز و تاریک توی خودش داره.
روایت کتاب اون‌قدر صمیمی و نزدیکه که بعضی وقت‌ها حس می‌کردم توی ویلای جهنمی‌ام و کروئلا روی مبل چرمی نشسته و داره زندگی‌ش رو برام تعریف می‌کنه. از آرزوهاش، اشتباه‌هاش، انتخاب‌هاش و مسیرهایی که قدم‌به‌قدم اونو به کسی که امروز می‌شناسیم تبدیل کردن. گویا کروئلا دست من رو گرفته بود و هربار دری متفاوت رو باز می‌کرد که پشت اون خودِ یازده‌ساله‌ش، شانزده‌ساله‌ش و بیست‌وپنج‌ساله‌ش رو نشونم می‌داد.از آغاز و تا پایان نرسیده.
خود نویسنده در پایان کتاب می‌گه که به ویلای جهنمی رفته و چیزهایی رو که برای کروئلا اتفاق افتاده، خنده‌های بین حرف‌هاش و... رو از خودش شنیده و در این کتاب آورده. اینکه خانم وب، که مراقب کروئلا بوده، کتاب‌های قبلی سرینا رو خونده و فکر کرده که اون فرد مناسبی برای نوشتن داستان کروئلاست. در نتیجه سرینا به ویلای جهنمی می‌ره. کلا این بخش از یادداشت نویسنده خیلی جالب بودددد. *کی می‌دونه؟*
این باعث شد که از شیوه‌ی نگارش و بیان نویسنده خوشم بیاد و حتماً سراغ کتاب‌های دیگه‌ی سرینا برم که اون‌ها هم از دید شخصیت‌های شرور دیگه‌ن و نحوه‌ی شرور شدنشون رو روایت می‌کنن.
راستش من قبل از خوندن کتاب، کروئلا رو بیشتر از روی فیلم سینمایی می‌شناختم و اتفاقاً شخصیتش رو توی فیلم خیلی دوست داشتم. برای همین فکر می‌کردم قراره داستانی شبیه همون ببینم. اما خیلی زود فهمیدم این دو تا کروئلا کاملاً با هم فرق دارن. فیلم، داستان خودش رو داره و این کتاب مسیر دیگه‌ای رو دنبال می‌کنه. من هم که انیمیشن رو ندیده بودم، موقع خوندن کتاب هیچ مشکلی برای دنبال کردن داستان نداشتم.
🌟 در نهایت، کروئلای شرور باعث نشد کروئلا رو شخصیت خوبی بدونم. اما باعث شد بهتر بفهمم چطور به کروئلا دویل تبدیل شد. و فکر می‌کنم دقیقاً همین چیزی بود که از این کتاب می‌خواستم. برای من یادآوری کرد که مرز بین متفاوت بودن و اجازه دادن به تاریکی برای تسلط به زندگی گاهی خیلی باریک‌تر از چیزیه که تصور می‌کنیم. این کتاب مملو از خونه‌های لندنی مجلل، لباس‌های شیک، انگشتر و گوشواره‌های یشم سبز، موهای سیاه و سفید، روزنامه‌ها و صد و یک سگ خالدار بود.
🕯 این کتاب یکی از جلدهای مجموعه‌ی «بدذاتان» سرینا والنتینوئه که هر جلدش روی یکی از شرورهای دیزنی تمرکز داره و می‌شه مستقل هم خوندش. شما تا حالا دلتون خواسته داستان یه شرور رو از نگاه خودش بشنوید؟ پس این مجموعه و جلدهای مختص هر شرورش رو بخونید. :]]]]
در کل بخونیدددددددددد‌.
📅 1405/05/25
👤 یاسین صادقی
کتاب کروئلای شرور اثر سرینا والینتو موضوع جالبی است
📅 1405/05/24
👤 زینب قیم اکبری
کروئلا‌ دختری ۱۱ ساله که دنبال جلب توجه مادرش هست.
و همیشه سعی داره مادرش رو راضی کنه تا از اون محبت و توجه دریافت کنه.
روند کتاب خوبه نه خیلی کند نه خیلی سریع
نویسنده به خوبی شخصیت پردازی نکرده.
ولی در کل کتاب قشنگی بود چون این داستان رو برخلاف فیلمش این بار از زبان کروئلا خوندیم.
📅 1405/05/24

یادداشت ها

هیچ یادداشتی برای این کتاب نوشته نشده است.

یادداشت شما