❤️کلیمنی بانوی باغ❤️
داستانش خوب بود و احساس کردم چندین بار در طول داستان معجزه رخ داد خیلی خوبه در مورد کلیمنی و اریک [معلم در یکی از جزیره ها] که عاشق هم شدند اما به دلیل اینکه کلیمنی لال بود مشکل شد اما داستان ادامه داشت و اون ها به هم رسیدن
📅 1405/06/18
═══════کتاب کیلمنی بانوی باغ════════
باغ» در این اثر، تنها یک بستر برای اتفاقات نیست؛ بلکه نمادی از «حریمِ امنِ روح» است. کیلمنی که در این باغِ محصور زندگی میکند، نمایندهی انسانی است که در حصارِ محدودیتهاست، اما با تکیه بر زیبایی و صداقتِ درونیاش، موفق میشود از این حصار عبور کند. نویسنده به ظرافت نشان میدهد که محدودیتهای ظاهری (مثل سکوتِ کیلمنی)، مانعِ پروازِ ذهن و عمقِ احساسات نمیشوند.»
📅 1405/06/16
داستان زیبایی بود ولی زیادی رمانتیک بود.
گرت گشایی پایان بیشتر شبیه معجزه بود.
📅 1405/06/13
اریک مارشال، یه جوون خوش بر و رو که برای یه مدت کوتاهی معلم یک مدرسه ای توی جزیره پرنس ادواردز مشغول به کار میشه. یکروز توی یکی از پیادهرویهاش به یه باغی برمیخوره که ازش یه صدای دلنشین ویولنی میاد. اریک توی اون باغ کیلمنی رو میبینه، دختری که توی اون باغ ویولن مینواخت.
اریک شیفتهی کیلمنی میشه و خیلی توجه به استعداد نواختن ویولنش نشون میده که متوجه میشه کیلمنی هم که متقابلا عاشق اریکه، مشکل گفتاری داره. [ کیلمنی لاله ] به همین خاطر درخواست عشق اریک رو رد میکنه چون به این موضوع باور داره ناتوانی در سخن گفتنش مانعی بر سر زندگی اریکه.
فکر می کنید قضیه همینه و تموم میشه؟ از بانو مونتگمری همچین انتظاری نباید داشت چون قراره در ادامه یه داستان خفن رو بخونید.
مونتگمری یکی از دوستداشتنی های زندگی منه. این زن قلمش جادو می کنه و ادم با خوندن کتاباش طلسم میشه. من هربار که به وقفه کتابی [ معادل سازی شده ریدینگ اسلامپ جا افتاده ] برخوردم فقط کتابای مونتگمری به دادم رسیدن و منو از این غول دور کردن. آرامش کتاباش آدمو از دنیا جدا می کنه و به روح ادم استراحت میده. خلاقیتش توی نوشتن منو مجذوب می کنه و من هربار بیشتر بیشتر شیفتهاش میشم.
این کتاب طراحی جلدش خیلی نازه و مناسب فصلی مثل فصل بهاره که با کوتاه بودنش بشه توی یک نشست بخونی و حسش رو توی قلبت تا همیشه داشته باشی. کلا کلاسیکایی که نشر قدیانی برای کتابای مونتگمری زده جلداشون خیلی حس آرومی میده.
مونتگمری استاد فضاسازیه. کسی رو دستش نیست همچین فضاسازی رویایی بسازه. از فضاسازی مجموعه آنشرلی بگیر تا قصههای جزیره همه توی بهشتهای خلق شده مونتگمری روایت شدن و آدم دلش می خواد چشماشو ببنده و خودشو اونجا تصور کنه و تا ابد زندگیشو اونجا بگذرونه. رویا پردازی در مورد مکانهای کتاباش تا همیشه باهامه و تابستونام با این رویاها ساخته میشه.
قلم مونتگمری مسحور کننده اس و خط به خط کتاباش شاعرانهاس. توصیفات لطیف باغ و جزیره پرنس به قدری زنده اس که خواننده خودش قدم میزنه و لمس می کنه. داستان عشقشون خیلی ملایم بود و با کوتاه بودنش خیلی داستانش خوب جمع شده بود و عجولانه نبود.
این کتاب کوتاه خیلی آرامش بخشه و برای رفع خستگی و فرار از سختی روزمره پیشنهاد میشه. یه کلاسیک دلنشین.
📅 1405/06/06
مونتگمری همیشه برایم قابل ستایش بوده است و غیر ممکن است سالی را بدان خواندن و پرسه زدن در آثار بانوی کلماتی همچون اون بگذارنم. اما خب ... انتظارم از او بیشتر بود و این کتاب مانند دیگر آثارش آنطور که باید مرا جذب نکرد که به توانم به او پنج ستاره را بدهم .
اما نمی توانم هم از خوب بودنش چشم پوشی کنم .
📅 1405/06/01
یادداشت ها
هیچ یادداشتی برای این کتاب نوشته نشده است.