او و گربه‌اش

پدیدآور

ماکوتو شینکای, ناروکی ناگاکاوا

مترجم

مژگان رنجبر

ناشر

کوله‌پشتی

سال نشر

۱۴۰۲

⏱️ زمان باقی‌مانده تا پایان مرحله اول:
0 روز 0 ساعت 0 دقیقه 0 ثانیه

⭐ مرحله اول رأی‌دهی

🔒 برای ثبت یا ویرایش رأی باید وارد حساب کاربری خود شوید

💬 نظرات و امتیازهای کاربران

13 نظر تأیید شده

👤 سلنا مصدق
داستانی قشنگ و فضای آروم و دوست داشتنی داشت
نویسنده هم به خوبی روی داستان تسلط داشت و تونسته ارتباط لازم رو بین چند داستان برقرار کنه
طراحی جلد هم بسیاااار زیبا و قشنگ بود✨️
📅 1405/06/11
👤 ماهتیسا خاطره
خیلی جذاب نبود
چیز خوبش این بود که هر فصل راجب یه شخصه
📅 1405/06/10
👤 فاطمه شمسایی فر
کتاب درمورد چندتا روایت و داستانهای بهم ربط داره که هرکدوم شخصیت مستقل و گربه خودشون رو دارن.

من کشته مرده گربه ام و کتابای گربه ای خیلی حالمو خوب می کنن. این کتاب داستانای دنج و آرومی داره برای وقتایی که آدم نیاز پیدا می کنه تا یه داستان سبک و لطیف بخونه و تا حدودی از تایم گذشته با کتاب خوندن لذت ببره.
این کتاب یه حس خیلی آشنایی برای کسایی که خودشون صاحب گربه ان و توی تایم تنهاییاشون و اونجایی که زندگی یه روی سختشو بهشون نشون داده داره که موقع خوندنش به اون تجربه آشنا می‌رسن که با نوازش گربه شون آروم شدن.

این کتاب توی پردازش به احساسات خیلی خوب پرداخته بود. اما این احساسات در حد موضوع کتاب می‌چرخه و تضادی باهاشون پیدا نمیشه. از نظرم توی دوتا داستان احساسات یک‌بعدی ان. این کتاب از نظر عاطفی خیلی می تونه تاثیر گذار باشه.

همون‌طور که احساسات توی دوتا داستان یک‌بعدی ان، شخصیت‌ها هم همین روالو دارن و جز کارایی که براشون تعیین شده کار خاص دیگه ای ازشون سر نمیزنه. این موضوع کتابو توی یک مسیر صاف و بدون بالا و بلندی میندازه و هیچ چیزی برای جذابیت نمی‌ذاره. تو دوتا داستان شخصیت پردازی خیلی ضعیفه و شخصیتا مثل عروسک خیمه شب بازی ان.

در کل نباید خیلی توقع زیادی داشته باشید، یه کتاب کوتاه برای کساییه که شبفته گربه و کت پرسنن که میخوان توی یک نشست بخوننش. داستانا ضعف زیاد دارن اما خب میتونه دلنشین باشه.

2.5 ستاره 🌟
📅 1405/06/08
👤 ضحا اسحاقی
خیلی قشنگ بود
اتصال داستان ها و گربه ها بهم جالب و هوشمندانه‌ بود
افکار سگ و گربه ها خیلی واقعی بنظر میومد و همین باعث جذابتر شدن کتاب بود
از جنبه فرهنگ سازی قشنگ برای رفتار با حیوانات هم خیلی خوب بود🙌🏻

و اینکه،رفته بودم پیاده روی و این کتاب رو گوش میدادم که یه گربه اومد و از کنارم رد شد و حس خوبی بهم داد🥺

درباره کتاب بخوام توضیح بدم،کتاب در چهار فصل از زبان یک گربه سیاه به نام چوبی روایت می‌شه که با صاحب‌ش میو، زندگی می‌کنه هر فصل نگاه متفاوتی به زندگی روزمره تنهایی عشق و ارتباطات انسانی داره گربه‌ها در این داستان نه فقط حیوان خانگی که راویانی باهوش و همدل هستند که دنیای آدم‌ها رو از دریچه‌ای ساده اما عمیق تماشا می‌کنن
📅 1405/06/07
👤 کانیا بابایی
داستان زیبایی داشت دختری که عاشق حیوانات بود و حیوانات خانگی نگه می داشت بین حیوانات گربه ای داشت که با گربه هر فصل ماجرا جویی می کنند
📅 1405/06/06
👤 کیانا آقایی
یه دختری بوده که عاشق حیوون های خونگی بوده که یه گربه ای هم داشته به نظرم این کتاب مناسب اونه هایی که گربه دوست دارنه♡
📅 1405/06/04
👤 شیوا قنبری
من از این داستان خیلی خوشم اومد داستان در این مورد بود یه دختری بوده که عاشق حیوون های خونگی بوده و یه گربه خونگی هم داشته به نظر من این کتاب برای کسایی که حیوون خونگی دوست دارنند.
📅 1405/06/04
👤 روژه محمدیان
طراحی جلد کتاب بسیار زیبا و جذاب و همینطور عنوان هم خواننده رو به سمت خوندنش می کشه .
شاید داستان روند جالب و سرگرم کننده ای نداشت اما این که چند گوینده داره نشونه ی مساط بودم نویسنده هست .
همینطور ارتباط زیبای میان گربه و صاحبش که نشان از انسان و طبیعت دارد نکته ی جالب است.
📅 1405/06/02
👤 سینا سعیدی
این کتاب واقعا زیبا و دلنشینه. حدود ۱۵ سالی میشه که حیوانات و محیط زیست برای من مفهومی متفاوت دارند. گربه‌های تو حیاط و گربه خودم بهترین اتفاق‌های زندگی بودند که معنایی شگرف در زندگی برای من داشته‌اند و این کتاب میتونه به این معنا رنگ و بوی متفاوت ببخشه. در قسمتی از کتاب نوشته: \"آن روز بارانی که چابی را نجات دادم، به یاد آوردم. البته آن موقع چنین باوری داشتم. در واقع این من بودم که نجات پیدا کردم. \"خوشحالم بابت مطالعه این کتاب
📅 1405/05/29
👤 ماهدخت سلطانی زاده
کتاب او و گربه‌اش نوشته‌ی ماکوتو شینکای و ناروکی ماگاکاوا، اثری داستانی است که با روایتی چندصدایی، زندگی روزمره‌ی چند شخصیت انسانی و گربه‌هایشان را در شهری بارانی و پرهیاهو دنبال می‌کند. این کتاب در قالب رمان کوتاه نوشته شده و ساختار آن به‌گونه‌ای است که هر فصل یا بخش، از زاویه‌دید یکی از شخصیت‌ها یا گربه‌ها روایت می‌شود. ماکوتو شینکای و ناروکی ماگاکاوا با انتخاب این فرم، امکان تجربه‌ی جهان از نگاه انسان و حیوان را فراهم آورده‌اند و به‌تدریج لایه‌های عمیق‌تری از احساسات، خاطرات و دغدغه‌های شخصیت‌ها را آشکار می‌کنند.
📅 1405/05/29
👤 ماهلین خاطره
خب، صادقانه بخوام بگم، اصلا جالب نبود.

من خودم از کسایی هستم که از کتاب های رئالیسم و اونهایی که گذران زندگی رو نشون میدن خوشم میاد، اما این کتاب واقعا هیچ داستان خاصی پشتش نبود.
راستش حتی موضوعی به چشمم نیومد که ازش بخوام یه درس کوچیک بگیرم یا جذب بخش کوتاهی از داستان بشم؛ نه داستانی، نه حرفی، نه جمله ای؛ هیچ چیزی.
تنها قسمت جالبش این بود که داستان از زبان افراد مختلف روایت میشد و هر فصل مختص به یک گربه و سرپرستش بود و یه ارتباط کوچیکی باهم داشتن.
در کل، چندان با سلیقه ی من جور نبود.
📅 1405/05/27
👤 سوگند پورعلی
جلد کتاب بسیار خاص است اما بدون اسم آن به سختی میتوان معنای جلد را فهمید ، اسم داستان به فرد مشخصی اشاره نکرده در نتیجه هیچ تصویر سازی قبل از خواندن کتاب به ما نمی‌دهند ، محتوای کتاب زیباست اما کشمکش های زیادی ندارد و در یک خط پیش میرود
📅 1405/05/24
👤 زینب قیم اکبری
یه مجموعه داستان کوتاه که بعضی از داستان ها به زبان گربه و بعضی داستان ها به زبان صاحب گربه.
داستان هیجان خاصی نداشت.
ولی داستان ساده و قشنگی بود.
📅 1405/05/23

یادداشت ها

هیچ یادداشتی برای این کتاب نوشته نشده است.

یادداشت شما